بجواب محترم آقای سینا ابراهمی

چندسطر محدودی را که دربارهء خطرات چهار دههء اخیر زندگی ام، قلم رنجه داشته بودید مطالعه نموده وغرق دردریای  دانش شما گردیدم.
گرچه تمام تحریری جناب عالی تقریباً پانزده سطرمیباشد،

مگر دیدم که معرف شخصیت والا!!، درک بسیارعالی تان! ازتحریری بنده ومملواز غرض ورزی دور از واقعیت ها ودارای اشتباهات وغلطی های زیاد املائی و انشائی می باشد.
ازنوشتهءمنحصر به فردتان معلوم میشود که جناب عالی از خادیستهای همان وقت بوده اید که نام همه استادان وطنپرست را که خودشما به دستگاه های خاد،واد،اگسا وغیره معرفی نموده وتوسط غلامان روس ها وهمقطاران تان بعد اززجروشکنجه های بیحد،قتل عام نموده بودند،پوره میدانید.
من که پانزده سال متواتروبدون وقفه درپولی تخنیک کابل تدریس کرده بودم، تنها میدانستم که داکترمحمد علی صمدی،انجنیرمحمد رؤوف حسینی واستاد میرسکندرشاه که ازرفقای بسیارنزدیکم بودند،از طرف  وطن فروش های نوکران روس ها گرفتارو زندانی شده بودند. مگرازگرفتاری دیگران که شما میدانستید، من خبر نبودم.
درآنزمان که اوج اختناق ووحشت سراسرکشورعزیزما را فرا گرفته بود، غیرازشما جاسوسان رژیم، دیگران نمیدانستند که کدام اشخاص گرفتار شده اند،ترک وطن نموده اند ویا اختطاف گردیده اند.
درجای دیگرازدُرافشانی هایتان در بارهء آنکه گفته ام درزمان تدریسم در پولی تخنیک کابل صدها انجنیربه جامعه تقدیم گردیده است، شما آنرا یک ادعا تلقی میدارید. شما میگوئید که ازشاگردان پولی تخنیک  کابل بوده اید،اگرواقعیت داشته باشد، بایددانش ریاضی شما خیلی خوب باشد. مگر طوریکه دیده میشود،دانش ریاضی یک شاگرد صنف ششم  مکاتب  ابتدائی را هم ندارید.من قسمیکه دربالا اشاره کردم پانزده سال متواتروبه صفت استاد مستقل دردیپارتمنت ها ی ساختمانهای صنعتی ومدنی، مهندسی،سرک سازی وبندوانهاربدون آنکه حتی دریک سمستر اسیستانت کدام استاد روسی بوده باشم، مستقلاً تدریس نموده وهرسال  راهنمای پروژه های دیپلوم درحدودشش محصل بوده ام. حالا اگر بصورت اوسط درچهاررشتهء فوق هرسال پنجاه محصل را تدریس کرده باشم، تعدادآنها به چند صد میرسد؟ اگرنصف  آنهارا تدریس نموده باشم تعداد شان چقدر میشود؟
پس درطول پانزده سال(سی سمستر) چند شاگرد تربیه کرده باشم؟ من برعلاوه فوق برای چند سمسترشاگردان فاکولتهءانجنیری ننگرهار را که آنها نیز درپولیتخنیک کابل درس میخواندند،تدریس میکردم.
حالا خجالت کشیده وسویهء شاگردان پولیتخنیک رامانند خودفکرنکنید.
اگرشما ازپولیتخنیک فارغ التحصیل هم شده باشید، مانندیک تعداد دیگر تان که به چشم سردیده ام،جزچند هفتهءمحدود درصنف هاحاضر نبوده ودر آخر دیپلوم های عالی گرفته اید.
درجای دیگر میفرمائید"هنوزکه هنوزاست شما درخم خرافات شیرغلط میزنید ومثل بچه ها لاف میزنید وبهتان و میبندید." از یک تحصیل کردهءمثل شما !نوشتن چنین جملهء بی مفهوم وبازاری توقع نمی رفت.

نوشته بودید که من دانش استادامیرگل میرزادرا زیر سوال آورده بودم.
نمی دانم درکجای نوشته های من اینچنین مطلب را دیده اید؟ مگر از ترفیع علمی غیرقانونی وخلاف مقررآت لایحهء ترفیعات علمی وی که برای همه استادان همان زمان معلوم بود،چیزی نوشته بودم.
از وابستگی شان به نظام وتلف کردن حق من از طرف شان چیزی در نوشته های من وجود ندارد.این مطلب ساخته وپرداختهء جناب شما می باشد. مگر جای اندیشه است که چطورمسئله ترفیع علمی شان بدون طی مراحل لازمه به شورای عالی پوهنتون رفته بود؟ و چطور ترفیع کردند؟
زمانیکه حفیظ الله امین استاد خود نابغهء شرق را باگذاشتن بالش در دهانش،نفس وی را ازراه غیرمعمول کشید!،همین آقای پوهاند مستعجل بود که در جمنازیوم پولیتخنیک که مملو ازاستادان،شاگردان،مأمورین و کارگران بود، به تعریف وتوصیف آن قاتل هزاران هموطن ما از دانشمندان،استادان پوهنتون وپولیتخنیک،علمای دینی،معلمین وشاکردان مکاتب،دهقانان،کسبه کاران و.......، شروع نموده وگفتند:
حفیظ الله امین قوماندان سپیده دم اقلاب شکوهمند هفتم ثور بود. راجع به دوبیتی ها واشعاربی رمق وازحال رفتهء من هم دُرافشانی نموده اید. گرچه من هیچوقتی ادعای شاعربودن را نکرده ام چون از مسلک وتحصیلاتم کاملاً دور بوده است. مگر از لطف الهی بعد ازسن شصت ودوسالگی که به سرودن شعرآغازنموده ام وتاحال مجموعه های شعری برگ سبز،فریاد مهاجرچاپ اول ودوم،گزیدهء اشعار،قلب آسیا ومنتخب سروده ها با تأئید وتوصیف شعرای بزرگ وشناخته شده کشورعزیزما به زیورچاپ رسیده است.
اکثراشعار من میهنی بوده ومانند خنجری است که قلب های دشمنان وطن عزیز ما را پاره ووجدانهای مرده شانرا اذیت  میدارد. 

آقای سینا ابراهیمی،ازدانش ونبوغ فوق العادهءتان! دیپلوم دکترا بنده را نیزیک ادعا تلقی میدارید. دیپلوم دکترا بنده که بعد ازشش سال تحصیل و تحقیق درانستیتوت انجنیری ساختمانی شهرلینن گراد سابقه وسانت پیترزبورگ فعلی برایم تفویض واز طرف وزارت تحصیلات عالی اتحادشوری تأیید وبعداً ازطرف کمیتهء ارزیابی اسناد علمی پوهنتون کابل هم تأییدگردید. وبعداز رسیدنم به آسترالیا از طرف مقامات تحصیلات عالی آسترالیاهم تأییدوقبول شد.نمی دانم که شما نظربکدام عقل ومنطق آنرایک ادعا میخوانید؟ این ادعا خواندن شما به پشیزی ارزش ندارد.

درجای دیگراز دُر افشانی های تان گفته اید که یقین دارید از شاگردان پولیتخنیک هستند کسانیکه مرا درمضمون آهن کانکریت درس میدهند.
اگراین کفتهء شما حقیقت داشته باشد،آن هم یک نکتهء مثبت راجع به تدریس واستادی من میباشد. زیرا هر استادی که شاگردانش ازخودش کرده عالمترنشوند، معلوم است که استاد مذکوردروظیفهء مقدس استادی خود موفق نبوده است.
آقای سینا ابراهیمی، معلوم میشود که شما از دانش زیاد تان! حتی معنی نوشته های خودرا نیزنمی دانید وضد و نقیض مینویسید. در یکجا دانش مرا، دیپلوم مرا وتدریس پانزده سالهء مرا لاف ودروغ تلقی میدارید، ولی درجای دیگرلطف ومهربانی نموده میگویید که اگردر وطن عزیزم بیایم ودرپهلوی دیگرمتفکرین جای من خیلی خالیست،انصافاً هیچ کمی ندارید. ازحسن نظرشما خیلی هاتشکر. مگرباید اظهارنمود که وطن عزیزما درچنگال وطنفروشان وبیگانکان بوده وبرای علما و دانشمندان جایی وجود ندارد.
عالمان وفاضلان ترک وطن کردند از آنک نوکـران روس کافـر،مُلک افغـان را گـرفت اگر بی دانش ونافهم باشم، بازهم رفتن من درآنجا لازم نمی باشد، زیرا تعداد جاهلان ووطنفروشان خیلی زیاد بوده وتمام دولت وحدت ملی را مشبوع نموده اند.
راجع به ایستادگی ام درمقابل استادان روسی آنچه راکه من گفته ام همه صد درصد واقعیت بوده ودرروزدفاع دیپلوم ها ی شاگردان درحضور بالغ بر صد نفر و در مجلس علمی پولیتخنیک در حضورتقریباً سی استاد افغانی وروسی بوده است که ازگفتهء خود پشیمان نبوده وافتخار دارم.
درجای دیگربنده را با دیدعقب گرایانه خطاب نموده بودید. خوشبختانه من هیچگاهی عقب گرا نبوده ونیستم. 
از دست شما مترقیون وغلامان روسها بود که در چهل سال اخیروطن ما روزخوبی را ندیده است.وطن بخاک وخون کشیده شده، بالغ برهفت ملیون افغان مان ترک وطن نموده واسپند وار در اطراف واکناف کره خاکی مهاجرشده اند،بالغ بردوملیون هموطن بیگناه ما جانهای شیرین خودرا از دست داده اند،آزادی واستقلال وطن ما به اسارت بیگانگان تبدیل گردیده است.
درآخریک فرد بی رمق وبیحال کدام شاعر دیگررا برای شما وامثال شما تقدیم میدارم.
"سنگ بد گوهر اگر کاسهء زرین بشکست
قیـمت سـنگ نیـافـزاید، وز زرنشـود کـم"

درپایان حلول سال نو۱۳۹۶ خورشیدی راخدمت همه هموطنان عزیزو خصوصاً خدمت همکاران و خوانندگان سایت وزین گفتمان صمیمانه تبریک عرض داشته واز خداوند قادر وتوانا سال خوش وخرم با صلح وآرامش درتمام جهان اسلام، منجمله کشور عزیزمان استدعا دارم .

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری
۲۱،۳،۲۰۱۷،سدنی،آسترالیا
مطابق اول حمل۱۳۹۶
 

سینا ابراهیمی's Avatar
سینا ابراهیمی پاسخ به موضوع: #941 1 ماه 3 روز قبل
محترم اسد اله خان حیدری سلام ( امیدوارم از خان ګفتن من برداشت دیګری نه کنید صرف از روی احترام است، همانطوری که شما از دو برادر تان به احترام محمد مهد ی خان و حفیظ اله خان حیدر ی یاد کرده اید) اما بعد از سلا م اګر حضور ذهن تان باشد من نوشته بودم که استا دان اهنکا نکریت ما تیخانوف و غلام مجتبی نور زاد بود ، و تیخانوف تا سال ۱۳۵۵ در پولیتخنیک استاد بود بناء من از فارغ التحصیلان قبل از هفت ثور میباشم و در ان زمان خادی وجود داشت که من خادیسیت میشدم واینکه شما مر ا صرف به خا طر اینکه نام استا دانی را قهرمانانه در راه ارمان هایشا ن استادګی و جان نثاری کرده اند به یاد دارم خا دیست میخوانید دور از ظاهر شما و دور از انصاف است ( کوه در کجا و درخت ها در کجا). این حد اقل چییزی است که من میتوانم که نام ، یاد و خاطره های ایشا ن را تا زند ه ام د ر یاد داشته باشم.

شما نو شته بودید که بودند شاکردانی در که در صنف حا ضر نه میبودند ولی نمره میګرفتن وبه قول شما من هم یکی ازهمین ها بودم ، به نظرمن این یک خیانتی بوده که در ان ، استاد ی که محا فظه کاری وچشم پوشی کرده تا خودش را به ساحل برساند وبه همچون شا ګردی نمره داده هم کنهکار است.

شما نوشته بودید که چند تا دیوان اشعار دارید ،مبارک تان باشد ،من نه ګفتم که شعر نه نوشته اید من نوشته ام که اشعار شما بی رمق بی وزن و بی قافیه است که ابروی هر چه شاعر است را میبرد.

من نوشته ام که لا ف مییزنیید که نه به سن و سال شما میاید ونه هم به ظاهر شما آ بروی پولیتیخیک وشا ګردان پولیتیخنیک را نه برید ، اینک چند نمونه لاف تان : « داکتر پلکی به شما ګفته که از شما کرده اسیستانت موفق نه دیده» «جای غلطی یک استاد روسی را میګیرید» «جای که خو د ت به خودت میګوی ما هییژ ده استاد لایق» « جای میګوی که صد ها انجنیر تربیه کرده ای » ګیر م که یک آهنکا نکریت هم تدریس کرده باشید تربیه صد ها انجنیر نه میشود،

من نوشته ام که بهتان میکنید ، من به متن نوشه های شما نه میروم که زیاد وقتګیر نه شود یکی از نمونه های بهتان شما همین خادیست خواند ن من است صر ف به دلیل اینکه نا م استادانی را قهرمانانه جان های عزیز خودرا فدا کرده اند به خا طر دارم.

به من میګوید که من از امیرګل میرزاد دفا ع میکنم ، من هیچګونه شناخت ازوابستګی سیاسی میرزاد نه دارم ، شما ایشان را مستعجل خطاب کرده بودید ، ومن در مورد دانش ایشا ن از قول یکی از شاګردانش که فعلا در پولیتخنک استا د است نوشته بودم که ایشان استادی ورزیده بوده ، واینکه شما آ نروابسته و سر سپرده رژیم میدانید من چیزی نمیدانم .

اینکه من نوشته بودم که جای شما در کنا ر دیګر متفکرین در وطن خا لیست ،منظورم از مغز ها ی متفکر مشهور و معلومی بود که در وطن شناخته شده اند بود ، که شما یا متوجه نه شدید و یا هم نه خواستید متوجه شوید .

با احترا م سینا ابراهیمی

نظر شما چیست؟

توجه:شما به مثابه یک مهمان نظر خود را درج می کنید

اخبار روز

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها