عبور از شهر خاکستر

گویی درد ما را پایان و درمانی نیست . فقط در همین دو روز ، میشنویم و می خوانیم .

- در اثر بمباردمان " اشتباهی " در دشت برچی قندوز  تعدادی کُشته شدند   ( بی بی سی و دیگر منابع خبری ).

-   شانزده فیصد کارگران خورد سال در افغانستان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند . ( کمسیون مستقل حقوق بشر ) .

-  سیزده ملیون انسان در افغانستان امنیت غذایی ندارند . ( سازمان ملل متحد ) .

 

هنوز نوشته ای پیوست به پایان نرسیده بود که این خبر منتشر شد :

- در اثر مین های کشت شده در افغانستان ، ماهانه به صورت اوسط 180 نفر  کُشته و معیوب می شوند (ام ام آی)

 

 بگذریم از کُشته و زخمی شدن صد ها فلسطینی توسط عساکر اسراییلی  و یا اینکه در یمن و ...  چی جنایاتی است که در همین تنها دو روز صورت نگرفته است .

 

عجیب اینکه : بخاطر بی هوشی یک جاسوس دو سره ای روسی " سرگیی اسکریپال" ، جنگ دیپلوماتیک بیست و سه کشور براه می افتد ، اما بخاطر

جنایاتی  که در بالا ذکر شد ، آب از آب تکان نمی خورد .

گویی انسانیت مسخ شده است . گویی آدمیت مُرده است .  کجاست حقوق بشر ، سازمان ملل ........  چی بگویم ؟؟.

نوشته پیوست تراوش روانی چنین اوضاع و احوال است که می خوانید . (ف – ل)

 

 

فرهاد لبیب

 

عبور از شهر خاکستر

 

روزگاریست عجیب  . انسان ، انسانیت اش  را میان " ثروت ،شهوت و شهرت " از یاد بُرده است .   آدم ، آدمیت اش را  میان  هیاهوی " زر ، زور و تذویر " گُم کرده  است .

 

هیچ چیز سر جایش نیست ، همه چیز عوض شده است . از قَول و قرار  گرفته تا  راست بُودن و راست گفتن .....

گویی کاخ  انسانیت فرو ریخته است. گویی شهر آدمیت در جغرافیه جهان حضور نداشته است .

 

 باری   " وفا ، سخا و صفا "(1) را  شاید  در میان تابوت های سنگی و یا  سفالی عصر عتیق پیدا کرد ، آن هم  در قبرستان  های زمان "همورابی"(2)   .

  

 عشق  و محبت  را نیز فقط در میان اجساد مومیایی شده در " اهرام مصر " و یا در " شهر مرده گان "(3)  باید  یافت .

 

" صداقت و راستی " را  شاید  قرن ها  پیش  در " جلجتا "(4)  به صلیب  کشیده اند  .   نام  این دو را   باید  در فراموش خانه ای شهر " بابل " جستجو کرد  . 

  

 

روزگاریست عجیب . گویی چرخ تاریخ نه تنها ایستاده ،  بلکه به عقب بر گشته است  .   " فرعون " اساطیری  دو باره زنده شده است . با همان  ادعای خداوندی  . جالب اینکه :  بنده گانش نیز روز افزون اند و اهل بیت اش نیز فراوان شده اند .

.

 " گوساله ای سامری "(5) نیز  چاقتر از قبل و  فریبینده تر از پیش ،   برای بلعیدن زر بانگ بر داشته است . اما بر خلاف سابق ،  اینبار برای بلع "طلا" فقط  خون می نوشد و اشک ،  بی وقفه ،  خون انسان ، اشک آدم.

 

 " موسی " نیز   فراری شده است . آنسوی  صحرای " سینا "  .   دور تر از "  کوه طور " .  موسی  تنها  فراری نشده ، اسیر است .  اسیر در " رام الله " و شاید هم  در " غزه " همراه با "ید بیضا و عصایش ".(6)

  

"قارون  ، فرعون و بلعم " همچنان  هم پیمان  اند و با "ثروت ، قدرت و سیاست "   بر انسانیت حُکم می  رانند.

 

فاجعه اینجایت که :  " قارون و فرعون " را  این بار حرص  جنون زده کرده است .  باری جنون قدرت ، جنون ثروت.

 

 قارون و فرعون  به هیچ چیزی رحم ندارند.  نه به انسان ، نه به حیوان . آنها حتا به نبات و  جماد نیز  رحم نمی کنند  . حرص زر و ثروت  آنها را  .... چی بگویم ....حتا  به فرزندان شان  نیز ، بی رحم و... بیگانه ساخته است.

 

روزگاریست عجیب .  گویی  "  هبل ، لات و منات "  (7)  رابه مکه بر گشتانده و همراه با" عزی " به طاقش نشانده اند . " ابو جهل "(8)  را  نیز  متولی کعبه ساخته  اند  ، اما نه به نام  لات و منات .... ، بل  به نام " الله".

  

 مسجد " ضرار "(9)  را ، با هزاران مسجد همسان ، دو باره  اعمار کرده اند .  نه تنها  در سرزمین "  حجاز "   بلکه  در  سراسر جهان اسلام .

 

دردناکتر اینکه :  " خدا " نیز از نزد بنده گانش گُم شده است . مومنین " خدا"  را در آسمان ها می جویند .  در آنسوی کهکشان ها . 

مومنان  فراموش کرده  اند و یا هم نمی دانند  که ، خدا در این  نزدیکیست ،  نه در آن سوی ابر ها و آسمان ها  .  خدا بسیار نزدیک است ، باری نزدیکتر از شریان در بدن (10).

 

جای "قران" نیز عوض شده است . قران را میان پارچه ها ، بالای دروازه و طاقچه ها دور از دست و از چشم  همه گان جا داده اند. یا هم میخکوب و زندانی کرده اند .  جای خواندنش نیز عوض شده است . "قران" را یا در مساجد برای اموات می خوانند    و یا در قبور  با آواز رسا  برای مُردگان .

چی بگویم .....؟ همه چیز  بی جا شده است ، زمین  و زمان  ، آدم و آدمیت  ، انسان و انسانیت  ، همه و همه .. .

باری چنین است روز و روزگاران ما.

                                              .................................................

 

اما........اما  آنچه در این غوغا و هیاهو از دیده ها  پنهان مانده  و  کمتر کسان  می دانند ومی بینند  اینکه  :  دریای  "نیل" طغیان کرده است .  طغیان برای بلعیدن " فرعون" .

 "نیل " این بار تنها نیست .  همه دریا ها ، از دریا ی "احمر" و  " مدیترانه " گرفته تا.......  نیز با او هم دستان  اند . همه آب ها و دریا برای بلعیدن و غرق کردن "فرعون " ، خانواده و یارانش  دهن باز کرده اند .

 

" قارون "نیز میان  "دیوار چین" و " تاج محل " در هند  گیر کرده است .  "قارون " از همین حالا در ریگستان های  "راجستان " تا کمر فرو رفته است .

 

راز افسون و فریب  "بلعم " نیز افشا شده است . حتا کودکان " بنارس " و  "کابل " نیز به فریب آنها می خندند .

 

جوانان  "فلسطین " با سنگ و چوب به جان  لشکر " فرعون "  افتاده اند . آن ها تنها نیستند .  مردم  از "شام" و " بین النهرین " گرفته تا  کشور" صبا"(11) چی بگویم .....؟  حتا از سراسر جهان ،   آنها را هم راهی می کنند .  جهان نزدیک شده است.

 

نقاب دروغین " دجال "(12) نیز  پاره شده است. دیگر کسی فریب چهره ای نحس و دروغین  او را نمی خورد .

 

 صدای پای " مهدی موعود " (13) از قله های سر بلند  " پامیر و بابا" به گوش جهانیان رسیده است . دریای " آمو و اباسین" نیر دیریست که  برای غرق کردن "فرعون " متلاطم شده است .

 

 باری کار و کارنامه های " فرعون " ، اعوان و انصارش  به پایان رسیده است و عمر " قارون و بلعم " نیز.

مرگ آنها را تاریخ رقم زده است .

 

 چی بگویم ..... ؟ همه چیز به جایگاهش بر می گردد . نور محبت دو باره به دلها خواهد دمید ، آفتاب عشق جهان را روشن خواهد کرد  .  سخا، وفا و صفا دو باره به جان آدمی جا خواهد یافت . جای دروغ و ریا را ،  صداقت و راستی خواهد گرفت . سر انجام جای اشک را شادی و جای خون را سر حالی و خوش دلی پُر خواهد کرد .  فقط  اتنظار باید بود .   منتظر "مهدی موعود"و پایان کار " قارون ، فرعون و بلعم "  .  آن  زمان فرا رسیده است  و تاریخ نیز بر آن مُهر تایید زده است .

                4 اپریل 20018

                 ودستاک – انتریو – کانادا

 

شرح نام ها و کارگردها  :

 

1 – سه مرحله ای است ، در مکتب عیاران ، که" عیار" و یا " کاکه "  آنرا باید موفقانه سپری می کرد ، تا بدان نام  شناخته می شد.

 

2 –  " همورابی " ششمین امپراتور مقتدر "بابل"  1792 – 1750 قبل از میلاد بود . مشهور ترین چیز ماندگاراو  او قانونی  است  در 282 ماده ، حک شده در سنگی به طول دونیم وعرض یک و نیم متر.

 

3 – شهر مردگان (وادی خاموشان)  قبرستان است با دو هزار سال قدمت درنزدیکی  شهر منیا، در جنوب قاهره

 

4 – " جلجتا " نام منطقه و محل است  که حضرت عیسی را در آنجا به صلیب کشیده اند .

 

5 – "سامری " شخص جادوگری بوده از بنی اسراییل  که در زمان حضرت موسی می زیسته  .یکی از ترفند های او  این بود  که قالبی  از گوساله درست کرده ، داخل زمین پنهان نمود . بعد از بنی اسراییل خواست سکه های طلا خود را برآن جا بریزند ، وقتی مردم  سکه را در آنجا ریختند ، او بالای آنها آتش بر افروخت و تمامی طلا ها ذوب و داخل آن قالب گردید ، بعد او قالب را بیرون  کرد. طلا ها که در آن قالب به شکل گوساله در آمده بودند ، او این گوساله را معجزه خواندو تمامی طلا ها را با این فریب  از آن خود ساخت .

 

6 – ید بیضا ( تششع نور سفید ) و عصا حضرت موسی کلیم الله ، از جمله ء معجرات آن پیامبر گفته شده   .

 

7 – " هبل ، لات و منات "  سه بُت بزرگ  بودند ، در کعبه که توسط حضرت محمد (ص) شکستانده شدند .

 

8 -  عمرو بن هاشم که مسلمانان او را "ابو جهل " می خوانند ، یکی از سر سخت ترین دشمنان اسلام و مسلمین در زمان پسغمبر بود . او در جنک بدر کُشته شد .

 

9 – مسجد "ضرار " که منافقین آنرا جهت تفرقه در زمان حضرت محمد  (ص)   تعمیر کرده بودند .  حضرت پیغمبر بعد از تشخیص این راز(تفرقه بین مسلمین)  آنرا تخریب نمود .

 

10 – نحن اقرب الیه من حبل الورید ( سوره ق آیه 16) ترجمه :( ما به او (انسان) از رگ گردنش نزدیکتریم)  .  

 

11 – شام ، بین النهرین و صبا ، نام های قدیمی ممالک و یا کشور های لبنان ، عراق و یمن می باشند .

 

12 -  دجال یا  خر دجال و یا مسیح دروغین ، یک شخصیت شیطانی است . در اکثر ادیان و مذاهب گفته شده که   در  آخرالزمان موجودی به نام  "دجال " ظهور کرده  ،  برای فریب مردم  خود را ناجی بشر معرفی می کند . . ذکر کلمه ای "دجال" در مضمون فوق کنایه ای است از نجات بشریت به نام دیموکراسی و ..........................

 

13 -  در اکثر ادیان جهان به خصوص ادیان ابراهیمی ،  آمدن ناجی و هدایت گر برای بشریت وعده داده شده است . در مذاهب (سنی و شیعه) همین ناجی  را "مهدی " و یا مهدی موعود می خوانند .   

 

 

 

 

 

اخبار روز

19 قوس 1397

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها