سنگلاخ

           ضــد اغیا ر با ید بود
جای گل خا رباید بود
مرگ زاغ وزغن نزد یک است
پر تلاش انتظا ر باید بود

بحر آرام ، هوا آفتا بی
پی صید وشکار باید بود
زندگی ضد مرگ پیکاراست
مرد وار پی کا ر باید بود 
پیا د گی وپا د وی تا چند
فکر اسپ وسوار باید بود
قد خم گشته راست باید کرد
سرفراز استوار باید بود
سنگلاخ است پیشرو بنگر
رهرو هوشیا ر با ید بود
رهزن راه کا روان زده
فکر د زد وقطا ر باید بود
چند درفکرسود خود بودن
فکر یار ود یا ر باید بود
روزمرگییست خاموشی هیهات
سخت بیدار باید بود
لنگ لنگان تا بچند رفتن
تند رو وجرار باید بود
گلبرگا ن له شوند ته پا
تلخ وتیز خا ر باید بود
یشکنی تا دهان نامردان
مشت زوردار با ید بود
غش وسیمین زهم جدا باید
تا ئیبا ن آشکا ر باید بود
بهر آزاد زند گی کرد ن
د ر پی کا رزار باید بود
              ***
                **
کابلی
جمعه /27/1398