روباه لـوگـرونـامـرد پـنجـشـیـر 

   نشدنامـرد پنجشیـر،مرد راســخ*   
که سازد روبه ی لوگر،گـریزان
 بـرفـت نامرد برای شِکوه هرسو
ولی نـاکـام وازکـارش، پشـیـمـان

......
گرفت روباه دوباره ارگ کشور
شــده نامـرد پنجشیـرسـرفگـنـده
تقـلا های نامرد، سودی نبخشید
فـتـاد نـامـرد به آخر، پای روبه
......
مبـارک بادایـن صلح،عـزیــزان !!!
که کـردند سـرفـراز،اقـوام افغـان!!!
چـه باشد حاصلِ این صلح درانجام
که باشـد دورنمـاش،خیـلی پریشـان
......
روانه دارند نا مرد،پیش برهان**
که گوید شـرح حالِ، صلح افغـان
به وی گوید عجب صلحی نمودی
که من هم مثـل تو،سـردادم ارزان

پوهنوال داکتراسدالله حیدری
۷،۶،۲۰۲۰،سدنی
*- راسخ_ ثابت،برقرار،پا برجا،استوار،پایدار
*- برهان الدین ربانی رئیس سابق شورای صلح