گرگ اجل

"گرگ اجل یکایک ازاین رمه می برد"
یک رمـهء به ارگ چه آســوده میـچـرد
روزی رسـد که گرگ بیـاید سـراغ شان
ازریـشـه برکنـد، همـه آل وعـیـال شــان
.....

ایـن نــوکــران خـصـم بکُـشـتـنـد،هـزارهـا
درخاک وخون بکشیدند،هـزاران جوان هـا
نی رحم کردندبه پیروجوان،نی به مادران
سـبعـانـه حمـله وربشـدنـد،درشــفاخـانه هـا
.....
حامی ایـن همـه قتـل وقتال ها،غـیست
کـرزی شریک جرم یزیدان طالبیـسـت
بـاقــی دارودســتـهءایـن جانـیــان ارگ
ازخُـرد تـاکلان همه،مشغـول نوکریست
.....
کـن"حـیـدری"دعــا بـه پـیـش کـردگـار
تـا از شـرّجانـیــان بـرهـانـد ایـن دیــار
یک صلح واقعی بشود برقرار،دروطن
آنـگـه هـمـه بنـمـائیـم،شـکـرکــردگــــار

پوهنوال داکتراسدالله حیدری
۱۰،۹،۲۰۲۰،سدنی