عید خون

عید آمـده طالـب چـرا تشـنۀ خـون است
جنگ وجدل وغارت وکشتارفزون است
عـیـدانـۀ اطـفـال در ایـن دوزخ وحشـت
خمپاره وبمب وگلوله درهمه زون است

در مکـتب و دانشکـده و خـانـه و بازار
کشتارروان درهمه بیرون ودرون است
گل دخترکان وقت سبق غـرقۀ خون اند
این ظلم وستم ازحد واندازه برون است
مـردم هـمه در بـند طلـسمات اسـیر انـد
افـرشــتـه قـربـانی دیــوان حـرون است
خورشید بـه چنگ شب دیجـور گـرفتار
درشهرِمه وزهره وپروین شبیخون است
پـنـدار و گـفـتــار و کــردار نـیـکـویـان
آلوده به کذب ودغل وچال وفسون است
چرخ وطن از گردش و از کار فتادست
بیکاری وبیماری وسستی وسکون است
بـر سـفـرۀ مـردم دل صـد پاره فـراوان
جیب فـقـرا خـالی و اقـبـال نگـون است
طالب شـده گـر خنجـرِ خـونینِ پاکستان
در ارگ عروسک بنگـر بوقلمون است
ازحاصل اشغال چه داریم به جز جنگ
ویرانی و ناامنی و تشویش فزون است
هان طالب و القاعـده وداعش خونخوار
دسـتاورد اشغالگـران تا بـه کنون است
ایـن مـردم با هـمت و با عـزت و آزاد
تاکی به چنگان دد و مشتی زبون است
کشور شـده ویـران ولی مـزرع تریاک
بانقشۀ اشغال وستم بس به شگون است
سوگی که به مردم شده تحمیل زبیرون
شه قصۀ پرغصۀ اعصار وقرون است
از کابـل و بـغـداد و تا شـام و فلسـطین
جنگ و جدل و فتنۀ افراطی دون است
خار و خس افـراط بهـارِ عـربی گشت
نفرت بخدا قاتل هرعشق وجنون است
بـربند کمر بهـر نجات خـود و کـشـور
میدان عمـل بـر همگان، آزمـون است
10/5/2021

رسول پویان
چشمۀ خورشید
از سـاز خمـوشـی بـشنو نغـمـۀ بـویی
بـاران عـرق گـشـتـه گلاب گل رویی
در تنگ غـروب از یخنی ماه بـرآمـد
خـورشید سما گشت نهان، دید چنویی
گر ساحل دریا شده بس خاطره انگیز
با سروقدی خوش بخرام برلب جویی
یکدم به لب ساحل ویکدم به لب جوی
گه زمـزمـۀ شـعـری و گاه گفـتگـویی
از ذهـن سـراسـیـمه مپرسـیـد نـشـانی
دردل زده تا ریشه وبن عشق نیکویی
از گوشۀ بامی نپرد مرغ خوش الحان
بـر پای دل افـتــاده مگـر حلـقـۀ مویی
درچشمۀ خورشید وضوکرده دل پاک
در عشـق کـنـد قبله فـقـط تـاق بـرویی
نیروی دل ازعشق ومحبت شده جاوید
در اوج تکامل بـرسـد رشـد و نمـویی
معـمـار گلی تـا که کـنـد کاخ دل آبـاد
بـا صنعـت و ابـزار هنر آمـده کـویی
گـویی که شـده آیـینه بندان هـمه گیتی
تصویر فتد دردل پاک از همه سـویی
بر قـایـق رویا دل مسـتانـه نشستسـت
پرواز کند بـر سـر امـواج چـو قـویی
دربزم طرب اردلی با دل شودهمراز
بـر سفـرۀ رنگین بنهـم جـام و سبویی
با بلبل وگل باغ دلم خرم و شاد است
دل شیفتۀ بیت و غـزل ام مایل خویی
دنیا شـده گر غرقۀ خون از ستم و آز
بـا آب محـبـت بـه کـنــم شـستـشـویی
بوی بد باروت و کروناست در عالـم
از بـاغ دل عـشـق، گلی، خندۀ بـویی
دل دردهن کینۀ دشمن شده صدچاک
تـا یـارِ عـزیـزی بکـنـد بـاز رفـویی
15/5/2021


اخبار روز

05 عقرب 1400

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان