عـمـق وحشت

سرکشید ازعـمـق وحشت انقلاب
سرنگون شد ظلمت خا نه خراب
وحشت انگیزان پـویا گشته ا ند
شرم بشر د وستـی قشنگ نقا ب

نوحه خوانند بهرقوم ودین وزن
لاجگران ریب وریا قصه خواب
همچوخشت خام شاریدنددرابآب
بود بنای سنگ نهادش برسراب
از چاه ظلمت مقنع واربه سحر
چشم بندان می کشید ند مهتا ب
طبقـا ت خا ین ومفتخـور فتا د
زین حدیث تفسیرمفصل دریا ب
سیا ست واقتصا د غیـر پرست
رفت چون فرهنگ آن درمنجلاب
لاشخوران ستمگران دشمن خلق
همه د رتا به ای ذ لت اند کبا ب
برهنه عــورت شا ن روی منا ر
درتلاش مصروف پوشش جراب
ِجرت وِفرت دارن در تنود درد
یهرموهوم فرصتی نوشند شراب
انفعـا ل خود نما ئـی زو مخـواه
د ربنا ن وهم خود دارند شتا ب
شیوه ای چور جها نی رفت بباد
نکته نا گفته خوان توزین کتاب
شکستـی ، تسلیمـی فراری ها
داغ ننگ بر چهرۀ تان پرزتاب
زانقلاب مگوی وزانفلاب مپرس
" پرزکـوه آ تش وها مـون آب"
درپی مسطرمباش وخوانش طومارها
رنگ د یگر دارد هر جا انقلاب
انفلاب برهر طبعی نشۀ داردجدا
یکطرف شورجنون بدیگرسوعذاب
یکطرف آ تش برای جا سوسا ن
یکطرف بسمل خلق ، دراضطراب
رهبران چور جهادی واخوانی ها
غرق دنیای غنیمت محودزدی ثواب
گشت صد پا ره د ل د ونیم خلــق
ازهجوم غیر ونا مردان احبا ب
محرومان ازفرصت عیش وطرب
همچو مارزخمی اند درپیچ وتاب
در شب یلدای اسارت ، خلق اسیر
در کمنـد ظلــم وبیـداد د ر طناب
از د م ودستگاه غد ر عین وغین
همچــو کرزی نتراوید جز خلاب
میفروخـتـنــد گوشت وطنـدار خود
بهر دشمن بی خیا ل همچو قصاب
د یوار پرخــون نفـا ق بین خلــق
سرنگون شد یکد می پاک ازسحاب
با ز تا ریخ جهـا ن بنوشت به زر
سقوط لیبرالیزم در سیمینه قا ب
کود کا ن با ید ن ها این شکست 
د رد رسنا مه بخوانند در کتا ب
دلا ل تا جیک وا یرانـی و سیـا
دلخــوروما یوس اند دراعتصاب
چــرخ زند گی خـلق ا یستا شده
بسته اند بر روی مردم نان وآب
سرما یه دار های ملی در خمود
غا فلنـد از حکمت ورمز حسا ب
چــرخ زند گی خلـق گیرد شتا ب
میرهد خلق عا قبت زین منجلاب
دشمن خلق وطبقات ستمگر شدند
چون زمین دزد ا ن در زیر تراب
با یستی د رکار – خلق قا نع شود
قـناعــت دنیا ئـی د یگــر متا ب
خلق رنجیــده بسـی از ظلــم غـیر
با یستی از رنج خلق کر د اجتناب
تو تما شا گر با شۀ خوش نشین
واقعــه بنگر وما وقـیع د ریا ب
بهر خلق مرد مداری است بکا ر
مشروعیت است همین حسن خطاب
رحما نف افتا د د ر گودال قــوم
مرده ریگا ن رهـزن راه صواب
بهر ایشا ن پوستینت را مسوز
برگرد پهلـو بیدا ر شو زخواب
دیوا نه های چپا ول پیش غیــر
میکشند " هورا"در بزم شراب
جبـرئیـل انقلاب از بهــر خلـق
وحـی آورد تا کنـد ره ا نتخـا ب
انقلاب جاروب نمود صحن وطن
ا ز سمــوم لـوث مرداری کذاب
رفت فرعونا ن بی د ین – دیندار
گر نشد اصلاح چه ویل وعذاب
آزادی است نا ن وآب وهم لباس
با یستـی نجــا ت یا بـد انقـلا ب
نوجوان پاک وصادق دوست خلق
میکند بیرون خلـق زین منجلاب
بته  ای بی بیخ با شد چون ذقوم
دولت بی تکیه بر مرد م – طلاب
تغیر جـد یـد د ر فـرهنگ وهـنــر
میکند زلا ل برف آلــود خت آب
با ز مـی بنـد نـد د ر میخــا نه را
ده نجـا ت د ختـر رز عـا لیجنا ب
ای خــدای شعر وموسیقی شراب
ترک می بی توبه کی باشد صواب
باز از تعزیر خوریم پنهان شراب
َپت کشیم قرابه باز زیر حجا ب
                 ****
                   **
 انقلاب از دیدگاه
* فرهنگ دهخدا = تحول اساسی درحکومت یک کشورتوسط توده های ناراضی جامعه که باعث تحولات سیاسی اقتصادی وفرهنگی می شود .
آشوب شورش . برگشتن از حالی بحال دگر . دگرگون شدن . برگشتن(ناظم الاطبا) ،(اقرب الموارد)باز گردیدن(آنندراج)،( غیاثاللغات) واگردیدن.
*فرهنگ عمید = اسم مصدر عربی ،تحول اساسی درحکومت یک کشورتوسط توده های ناراضی جامعه .آشوب ،شورش .دگرگون شدن .
*فرهنگ معین = دگرگون شدن .قیام گروهی برای واژگون کردن یک حکومت . زیر وروشدن .دگر گون شدن .
انقلاب در دکشنری عربی بفارسی = برهم زدن ،ضربت ،کودتا .
*هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئیولوژی جدیدشکل نمیگیرد.(برینتون)
*ایدئیولوزی = بمعنی اشتراک فرهنگی ،عقیدتی ،سیاسی است که به نحوی نمادین بیان میگردد. ایدئیولوژی بمعنی خاصش نوعی انقلاب محسوب میشودکه اهداف جدید را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجودقرارمیدهدتا در حول آن به ارائه نظریات وایده های جدیداقدام شود. 
ناراضائیتی عنصر بوجود آوردن تغیر است ، ولی هر نارضائیتی نمیتواند به انقلاب تبدیل شود. بلکه ناراضائیتی باید در حد ناامیدی از اصلاح در پیکرۀ سیاسی موجود در امده باشد ،تا کم کم به عنصر خشم منجر شود.
*انقلاب تغیر کیفی در عرصۀ سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی ،اقتصادی ،هنری ،علم ،ارتباطات است .
هیچ انقلاب توسط یک حزب صورت نمیگیرد ،بلکه توسط یک ملت انجام میشود (مارکس)
فرق میان شورش وانقلاب 
وجه تنایز"شورش  "و" انقلاب" در اهدافی است که با توجه به اهداف آن دنبال میشود . درشورش هدف مخالفان دولت معمولا فراتر ازاصلاح یا جبران ناخوشنودی خاص ،یاتغیر فردی یا افرادی در دولت ، یا خط مشی دولت نمیرود . اما در انقلاب مخالفان دولت اهداف وانگیزه های خود رادر ایدئیولوری میگیرند که نهاد های موجودرااز بیخ وبن غلط یا شر معرفی میکنند .
انقلاب از نظر فلاسفه بمعنای آنست که ذات وماهیت یک شی تغیر بنیادین کند . در واقع فلاسفه تغیر اساسی درمحتوی با حقظ فورم را استحاله وتغیرذاتی در فورم ومحتوای را انقلاب می نامند .در عرصه سیاست نیز انقلاب به مفهوم تغیر بنیادین در حکومت است .
بقایای رژیم شکست خورده یا گروه های دیگریکه برای قدرت مبارزه میکنند ، ممکن است نیروهای خودرا دوباره گردآوری کرده ومجددا دست بتهاجم بزنند ، اگر دولتهای مجاور با حکمت جدید دشمن باشنداحتمال موفقیت حکومت جدیددر بازسازی اجتماعی کمتر میشود ، مگر آنکه آنها از حکومت جدید طرفداری کرده آمادۀ جدی از آن باشند .
* نطر مارکس = بر چاره ناپذیری ضرورت انقلاب تکیه میکردوبر آن بود که انقلاب ناشی از تکامل نیروها مولدۀ جامعه است ، در انقلاب ناسازگاری آن نیروها با روابط ونظام  سیاسی واجتماعی موجودبوجود میآید ، طبقات بالائی نمیخواهند پایگاه خود را از دست دهند وطبقات زیردست نمیخواهند در وضع کنونی بمانندواین برخورد منجر به انقلاب ها خونین میشود .
*جبرئیل انقلاب ... فرا راه مردم دو راه را باز گذاشته : اول پشتیبا نی از دزدان ، رهزنان وطن فروش تنظیمی – جهادی ونوکران امریکا –انگلیس . راه دوم ازادی ونجات از شر استیلاگران ، راه پردرد ، پر از سختی ، گرسنگی وفقر ودر خاتمه ... ایستادن بپای خود مستقل وآزاد وصاحب کشور شدن .
* سیاست اقتصاد غیر پرست بر اساس دسیسه های استعماری طوری اساس گذاشته شده بودکه مردم برای افغانستان همیش وابسته به کمکهای دنیای غرب باشد ، اقتصار تگدی وبخشش دنیای غرب .
* دیوار های خونین = نفاق وشقاق بین اقوام باهم برادربر افراخته توسط نوکران استعمار، مطابق پلان استعماری برای جلوگیری از اتحادملی وسدراه .قوامگیرا جنبشهای آزادی خواهی . که مطابق دساطیر اکید اپریالیست های امریکا – انگلیس وشرگا در قسمت زبان ،قوم ،ولایت ، مذهب وهویت ملی دامن زده میشد .
*شکست شیوه چور چهانی = نیولیبرالیزم تجاوزگرانه انگلیسی –امریکایی که مسبب بی ثباتی سیاست ، اقتصاد وامور اجتماعی مملکت میباشد.
23 / 9/ 2021
کابلی