بهار کشور

آمد بهارو کشورما زآن خبر نشد
ملت بخون بخفته وکس،نوحه گر نشد
ترک وطن نموده اند، هزاران همديار
همسايه ها به حکم خدا جلوه گر نشد

ازانحلال اردوی ما دست خائنی
ميهن خراب گشت وبرآن يک نظرنشد
درکشورم رسيده جنايات به اوج خود
هيچ يک زجانيان ، همی دادگرنشد
هرتيکه دار به چور وچپاول کند تلاش
يک فردحاکمان،زقتل وقتال برحذرنشد
گرگان پست فطرت وسفاک ملک ما
از قتل عام مردم ما،دست بر نشد
بر قلب همچو سنگ زمامدار کشورم
اشک يتيم و قتل جوانان ، کارگر نشد
شد سالها به ياد وطن ناله ميکنی
حاصل زناله ها، بجزازدرد سرنشد
چون"حيدری" شنيد زجنايات طالبان
گفتا که اين بهاربه نظربا ثمر نشد
پوهنوال داکتر اسدلله حيدری
٢٠٢٢،۶،٢ ، سدنی