زظلم جانیان ملک بی سر

وطن جانـم سـرا پای تو زخمیست
همه کوهـا وصحـرای توزخمیست
 به بـالـغ ازچهــل سـال کـشــورمــا
 مـنـازل،زیـربـنـاهـای تـوزخـمیست

 

   شــده اولادت آخـــر، تـخــم اسـپـنـد
 چقــدرایـن بی نوا های توزخمیست
 زفــقــــروفــاقـگــی واز، حــــوادث
 یتـیـمـان، بیـوه زنهای تو زخـمیست
 زمـسـدود کــردن درهــای تـعـلــیــم
 هــزاران دخت رعنای تو زخمیست
  زدســـت طــالــبــانِ دشــمـــن دیـــن
  مـساجـد، بـا ملا هـای تــو زخمیست
  زظــلــم جــانــیــان مــلـک بــی ســر
 کابل جـان،ارگ زیبـای تـوزخمیست
 وطـن جـان، ازکـدام دردت  بـگـویـم
 هـمـه جا قـلـب رعـنــای تو زخـمیست
 خــداونــدا!،رســانــم روزی مـیــهـــن
 کـه بـیـنـم جـمله اعـدای تـوزخـمـیـست
  مـکـن یـاد"حیـدری"،رنـجـهـای کـشـور
 که سـرتـا سـر،هـمـه، جای توزخمیست
پوهنوال داکتر اسدالله حیدری
۱۹،۷،۲۰۲۲،سدنی 
جلای وطن
جلای وطنم بی حد عذابم کرده است
قتل های بی گناهان،ازدل کبابم کرده است
دشمنان ميهنم،آن نوکران شرق وغرب
اين خبيثان اجنبی،درکشورعتابم کرده است
ای خدا!اين ظلم ظالم، تا به کی دارد دوام؟
طفلکان بی پدر،چشم پُرآبم کرده است
باز گشت طالبان، درسرزمين بی سرم
ازفرارخودغنی، گيچ وبی تابم کرده است
دشمنان دين ومُ لکم، گشته اند مسند نشين
بينوايانِ وطن،چون شمع آبم کرده است
کرده اند اين بی خدايان ،مُ لک آبادم خراب
دزدان حرفوی، شب ها بی خوابم کرده است
بلبلان کشورم ترک وطن بنموده اند
عف عف سگهای هار،ازگوش خرابم کرده است
"حيدری" آخرچه سازم،جوراين دنيای دون
صلح را درکشورم،همچون سرابم، کرده است
پوهنوال داکتر اسدلله حيدری
٢٠٢٢،۶،٣٠ ،سدنی