زدسـت نـا خلــف

عجب یک مُلک آزادی،که داشتیم
عجب یک کشـورشادی،که داشتیم
زدســت نـاخــلــف،داوود ظــالـــم
خـرابـه میهـنی،آبـادی که داشـتـیم

.......
زخودخواهی وبی عقلی،داوود
گرفتـنـد میهـن ما، نسل مـردود
زخلـقی ها ونوکر هـای،الحــاد
سراسرکشورم،خون باشد ودود
.......
زبـعـد ایـن گـروه بـی خـدایـان
شدند حکام،شــاگـردان شـیطان
نـمــودنـد آنـقـدرقـتـل وچـپـاول
نصابش کس نداند،جزکه یزدان
.......
پـس ازایـن قاتلان، ملک افـغـان
به قـدرت آمـدنـد،خیـلـی یـزیـدان

زطالب های جاهل کی، توان وصف؟
کـه طـول ریــش شـد، شـرط مسلمـان 
.......
الـهـی! ملک ما، اشغـال کفـار
خدایا! تا به کی؟این ظلم اغیار
نه روزما بـود آرام و،نی شب
زدسـت کـرزی وبـانـد تبهکـار
.......
نـدانـد "حـیـدری"ازکِــی ؟بـگـویــد
بــرای کِـی؟ ز جــانـی هـا سَــراید
همه ملت به جان کـندن،شب وروز
خــدایــا! تـا بـه کـی نـالــد،بـگـویـد

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری
۲۵،۱،۲۰۱۸،سدنی،آسترالیا