تحفه درد

هراس، از سیلاب غمش در سینه پنهان میشود
چون هرچه درره سیل است ازبیخ ویران میشود
اضطراب فکر بر وجود،  بیقراری افگنده  بود
هرکجا  تحفه ء درد است بر ما ارمغان میشود

از لعل  لبش شکر   می ریزد   هنگام   سخن
این معجزه  پیدا  در  کوی بدخشان     میشود

ای عجب از قطرهء  حالم  می گردد  خراب
یا  از جوش اشکِ عاشق در بحرتوفان میشود
از خلوت  شوق بیم دارد نازنین هنگام خواب
ور نه از بوسهء گرمی مشکل  آسان میشود
 تا سایه ء سنبل تر  بر رخ آفتاب  کشید
در چشم ره بین عاشق خواب پریشان میشود

در سر عشاق می جوشد شراب  معنوی
حکایت ها  کز مردم   خراسان  میشود
گل  با شکر هم آغوش شد میگردد  گلشکر
نقاش ازل این تصویر کشد پیرجوان میشود
پریشانی دل با زلف خوبان خورده گره
تا زلف بر رخ او فِتاد دل پریشان میشود


آن دم  که سایه  ها  پشت کنند به مغرب
رخنهء شکست درفروغِ مهرتابان میشود

 امارات :  ۰۱/۰۵/۲۰۱۸         م . ش . فروغ
          

 


اخبار روز

05 حمل 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان