درس زندگی

نیست عیبی گرکنی هردم سوال
گـر نـدانی مطلـبی بـاشـد محال
تـا تــوانی بــادۀ دانـش بـنــوش
آدمی از عـلـم می گـیـرد کمـال

از سـفــر آمــوز درس زنـدگی
آب از جـریان می گـردد زلال
عـشـق بحــر بـیکـران دل بُـوَد
گوهرهر موج آن شوق وصال
ریشـۀ سـرو هـزاران سـاله یی
قـصه هـا دارد از عـهــد نهـال
بـوی تـوفـان قـیـامت می رسـد
در مـشام عـقــل از بـاد شمـال
زنـدگی آغـاز و انجـامی نـدیـد
گرچه در دنیای ما گیرد زوال
طرز ابـراهیم و بودا دیـده ایـم
کیست یارب بـانی قتـل و قتال
خوی زرتشتـست یا کنفیسیوس
جلوۀ خـورشـید یـا درک روال
عقـل یونان در سـیه چالی فتاد
سفسطه ویرانگر بحث و جدال
هوش روباطین چه میآرد پدید
حسّ تن وعشق دل گیرد زوال
شور شمس ونای مولانای بلخ
خلوت عرفان دل یا قیل و قال
نقـش پیکاسـو و مانی در هـنر
عمق دل یا جلـوۀ شـوق جمال
بــادۀ خـیـــام در جـــام طـرب
شعر حافظ نغمۀ مستی و حال
سنت تجریـد رهبان یا که ایـن
اجتماع کـوچک اهـل و عـیال
نـور گِل از جـلـوۀ اشـراق دل
بوی گل بیگانه ازرنگ ضلال
زهـرۀ شـیر ژیـان سـلطان تـن
ترس بیجا گُرد را سازد شغال
واژگان تصویرهستی دردماغ
عـرق امواج یقین غرق خیال
زندگی پیونـد حـال لحـظه هـا
داســــتـــان آرزو و ایـــده آل
قصۀ تاریخ از حـال شـماست
نَقل فـردا بـاز گـردد نُقل حال
7/5/2019

رسول پویان
زهر قاتل
تا بکی آزموده را دوبـاره آزمــون می کنید
خلق را دردست طالب غرقۀ خون می کنید
گفـته انـد خـو و خـوازه بـا جـنازه می رود
بـا سلاح فتنه طالب را دیگرگون می کنید؟
از درخـت تلخ بـنـیان میـوۀ شـیرین مخـواه
یا مگر در زهر قاتـل شهد افـزون می کنید
فـرش قیرین کی شـود با شستـشوی ما سپید
اصل طالب را چرااز خلق مکنون می کنید
زن کُشان را تابکی دالر و قـدرت می دهید
آهـوگان را زیـر تـیـغ وحشی دون می کنید
از بـرای سـلـطـۀ فـاشـیزم بـا رنـگ و ریـا
گاه جرگه، گه جنجال، گاه افـسون می کنید
زیر نام لوی جرگه چال و نیرنک می زنید
قـاتـلان خلـق را از حبـس بـیـرون می کنید
اعتباری نیسـت بر سوگند و بر عهد و وفـا
آشـنا را می کـشـید بیگانـه ممـنون می کنید
کشمکشهای جنوب وشرق کشورتازه نیست
جنگ قدرت را بنام صلح مضمون می کنید
قـبـر مردم را بـه دسـت دیـو ظالـم می کَنید
رحم ومهر وحلم رادرخاک مدفون می کنید
با دروغ و حیله ازصلح و صفا دم می زنید
خاک را از خون پاک خلق گلگون می کنید
مافیا را در وطن چـوکی و قـدرت می دهید
مـردم بـیـچـاره را معـتـاد  افـیــون می کنید
بـا رذالـت زیـــر بـار طعـنــۀ هـمـسـایـگان
مـردم آواره را مجـبور و مـدیــون می کنید
کار طالـب را کـنــد آســان کـرزی و غـنـی
مشترک خلق شمال وغـرب مأدون می کنید
سـرنــوشــت مـا شـــده بـازیچـۀ بیـگانـگان
خلق را تـاکی اسـیر دیــو ملعــون می کنید
طـرح امریکا کـنـد افــراط طالـب را قــوی
خون وباروت را ندیم درد طاعون می کنید
های امریکا و پاکـستان و طالب با چـه رو
غـدۀ خوشخـیم میهـن را سـراطون می کنید
گاه طالـب گاه داعـش یک زمــان الـقـاعـده
عامـل ویـرانی و قـتل و شـبیخـون می کنید
اتّـحــاد جـمـــلـه اقـــوام وطــن پایــنــده بـاد
گرچه وحدت رابصد نیرنگ وارون میکنید
12/5/2019
 


اخبار روز

31 اسد 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان