انسان وخرافات در روند تاریخ؛بخش یکم

برای کشف اقیانوس های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خودرا داشته باشید۰این جهان؛ جهان تغییر است نه تقدیر۰ تولستوی) هرچند در حال حاضر و نیز چند سالیست که  بر روی فیلسوفان عصر مدرناز "رنه دکارت تا " مارتین هایدگر" کار می کنم

وتمام اوقات مرا اشغال نموده است؛اما گهگاهی برای رفع خستگی ودر عین حال نیازی که وجود دارد به مسائل واموری دیگری هم پرداخته و می کوشم تا حد امکان موضوعات وبحث های تازه ای را مطرح نمایم۰ بدون هیچگونه تردیدی یکی از مفاهیم که بشر در طول تاریخش با آن زیسته وخو گرفته وحتا در قرن بیست ویکم هم حاضر نیست از آن دست بردارد مفهوم زشت وبد فرجام ومتأسفانه جهانگیر "خرافات" می باشد۰آیا نیاکان واجداد ما انسان ها از سر نادانی وجهل مرکب به مسائل خرافاتی روی آورده اند ویا خرافات کارکرد فردی؛ گروهی واجتماعی داشته و دارد؟آیا قرون جدید نیز به تمام دغدغه ها ونگرانی ها ودل واپسی های انسان پاسخ لازم را نمی دهند؟ آیا مردمان سودجو؛دغلباز؛و عوام فریب هنوزهم از بدبختی ها؛ تیره روزی هاو نادانی ها وکم دانی های مردم درراه منافع پلید شخصی خود سؤاستفاده می کنند؟ آیا می توان گفت که انسان اساسأ یک موجود خرافاتی هست؟آیا خرافات جزئی یا بخشی جدایی ناپزیر از انسان می باشد؟آیا ادیان کوچک وبزرگ نیز پایه واساسی در خرافات دارند؟آیا ریشه واساس علوم ویا به تعبیر دیگر زادگاه نخست دانش بشری نیز خرافات بوده اند؟ آیا ستاره شناسی ودانش شیمی وحتا فلسفه از دل باورهای خرافاتی به وجود آمده اند؟ وشاید بتوان ده ها پرسش ریز درشت دیگر را هم به زنجیره ای اینگونه پرسش ها افزود؛اما من به همین چند پرسش کلیدی اکتفا می نمایم ونخست منابع که از آن استفاده شده می آورم وبعد موضوع یا مفهوم خرافات را به بحث می گیریم۰ در اینجا از اثر به نام "روانشناسی خرافات"نوشتۀ سرکار بانو"فاطمه شعیبی" که او نیز از نویسندگان وآثار ذیل کمک گرفته ومن می کوشم تا بسیاری از مطالب آن را بدون کم وکاست نقل نمایم؛ اما درعین حال درجاهایی چیزهای را هم بر آن خواهم افزود۰( منابع از این قرارند: ۱-- رتیزر؛ جورج؛ نظریه جامعه شناسی دردوران معاصر.؛ترجمه محسن ثلاثی/  ۲--- تبریزی؛محسن؛ روانشناسی اجتماعی/۳--- دستیار؛ایرج؛روانشناسی خرافات؛اصلاح وتربیت؛ سال چهارم/۴---- فضایی؛یوسف؛جامعه شناسی اوهام وخرافات/۵---- مولوی گنجه؛سجاد؛روانشناسی خرافات؛اصلاح وتربیت) مقدمه: خرافه درگذشته بخشی از نظام گسترده تری از اندیشه ها وباورها بوده است ودرعصر حاضر عنصر مجزا ومنفردی است که از راه سنت وفرهنگ به مارسیده است وچنان با سنن ملی وفرهنگی ما عجین گشته که ماهیت خرافی آنها پنهان مانده است والبته این انتقال همچنان ادامه دارد۰ خرافه؛ نوعی از باور واعتقاد است که پایۀ علمی ومنطقی ندارد وبراساس دانسته های قبلی و اطلاعات ثابت شده مطرح نمی گردد۰امروزه در گوشه وکنار مناطق کشور شاهدیم که عده ای از افراد به جای آنکه به دنبال راه حل پذیرفته شده وکارساز باشند؛به درختان وملایان متوسل می شوند وپس از انجام آدابی خاص وبا بستن گره وتکه ای پارچه به آن درخت؛ گرفتن تعویز از ملایی خواهان حل مشکل وبرآورده شدن حاجات خود هستند۰ وجود گروه های خاص با عناوین: رمال؛طالع بین؛فالگیر؛کف بین وتعویز نویس؛ که امروزه درجامعه ای ما اندک نیستد؛دال بررواج افکار خرافی در سطح جامعه است۰ امروزه خرافه ها فقط به حوزه ای سنتی زندگی افراد محدود نمی شود بلکه به حوزه ای نوین زندگی افراد هم رسوخ کرده است ودر زیر نقاب به ظاهر خردگرایی جامعه ای نوین اشتیاق گسترده و فوق العاده ای نسبت به پدیده های اسرار آمیز غیبی موج می زند واز خاصیت داروهای گیاهی گرفته تا احضار ارواح؛ طرفداران زیادی را پیرامون خود گرد آورده است۰خرافات درطول قرن های متمادی چنان برمنطق ما تأثیر گذاشته وبه رغم پیشرفت در علم وفن آوری؛ هنوز هم در زوایای خود آگاه ونا خودآگاه ذهن ما کمین کرده وبر رفتار اجتماعی وطرز تلقی ما از زندگی تأثیر می گذارد۰ با توجه به جنبه های منفی وکژ کارکردهایی که این پدیده به عنوان یک مسأله وآسیب اجتماعی دارد؛واین گونه استقبال مردم از خرافات وعمومیت یافتن آن سبب شده تا محققان و پژوهشگران علوم اجتماعی خرافات را به عنوان یک مسأله وآسیب اجتماعی مورد توجه قرار دهند۰ در بحث از پدیده ای خرافه پرستی با دو واژه ای "اوهام" و"خرافات" روبه رو هستیم؛که برای درک بهتر خرافه پرستی لازم است تابه تعریفی دقیق از این دو مفهوم برسیم۰ کلمه ای خرافه که مفرد خرافات است؛ لغتی عربی است که ریشه ای آن "خرف" به معنی چیدن میوه است۰خرافه درلغت به معنای سخن بیهوده؛ عقیده ای فاسد ورأی باطل؛ زوال عقل ناشی از پیری ونیز به معنای افسانه و داستان بی اساس می باشد؛به عبارت دیگر؛اعمال وعقاید خلاف عقل است۰ در اصطلاح خرافات یعنی اخبار؛اعمال وعقیده های بی اساس وباطل۰امروزه در زبان فارسی خرافات به معنای عمل یا اعتقاد ناشی از نادانی؛جهل؛ترس از ناشناخته ها؛ اعتقاد به جادو وبخت یا درک نادرست علت ومعلول هاست۰بنابراین خرافه به چیزی گفته می شود که توجیهی عقلانی نداشته باشد؛روابط علت ومعلولی بین دو چیز برقرار کند که هیچگونه ربطی به هم ندارند۰ به طورکلی؛ خرافات یک تصور وعقیده ای نامعقول وبی اساس است که با رفتار های معینی بر روی وقایع آینده؛بدون داشتن هیچگونه ارتباط علی ومعلولی وبدون هیچ ارتباط سودمندی؛ تأثیر می گذارد۰ نمونه های خرافات از فرهنگی به فرهنگ دیگر بسیار زیاد ومتفاوت است۰ اوهام نیز در بحث از پدیده ای خرافات مطرح است که معنای لغوی آن که جمع وهم است؛ آن حالت ذهنی ای است که با آن معانی جزئی ادراک می شود؛ولی معنای اصطلاحی آن که در اینجا منظور است؛واقعی پنداشتن آن چیزهایی است که از نظر علمی؛ منطقی وعقلی نادرست وغیر واقعی هستند۰ کینیام بانی در کتاب جرم شناسی عنوان می کند به طور کلی می توان گفت؛ خرافه پرستی عبارت است از داشتن عقاید باطل وغیر علمی وغیر منطقی در باره ای عالم وتأثیر طبیعت یا قوای یا قوای نا پدید در طبایع انسان۰ خرافات انواع وگونه های متفاوتی دارد که به طور کلی می توان آنها را در غالب سه شکل زیر بیان کرد: ۱-- اعتقاد به این که اگر به عمل خاصی اقدام شود نتیجه ای خوبی در بر خواهد داشت۰ ۲--- اجرای مراسم خاصی که نتیجه ای دلخواه را بار خواهند آورد۰۳--- ذکر علائم و اوراد خاصی که به اعتقاد بیان کننده ای آنها باعث حوادثی نیک یا بد خواهند شد۰ خرافات شعور؛شرف واخلاق را از انسان می ستاند تاجای که انسان را به موجود بی اراده بی عرضه وسیله وابزاری در دست فریبکارانی از نوع ملا رسول لندی قرار می دهد۰ خرافات همانند ویروسی مضری هدفش خوردن خرد انسان هست؛ بدبختانه ملاها و دکانداران دین ومذهب بر همین امواج جهل وخرافات مردم سوار شده موج سواری می کنند تا زمانی که آدم ها به آگاهی نرسند هیچ چشم اندازی برای رهایی آنها قابل تصور نیست۰

اخبار روز

19 قوس 1397

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها