غلام رسول اظهربه ابدیت پیوست

چشمهائی که یعقوب وار گریسته اند،
دلهائی که صد بار شکسته اند
و یارانی که  از تهلکه اغیار رسته اند
هنوز نیازمند دلجویی تو شکیبا ترین بودند.

ای مطلع خجسته غزل دوستی
که نگاهت اسطوره آزرم 
و لبخندت بشارت مهر بود،
منزلگاه آخرین
در بستر خاک
و در آغوش ابدیت
بر تو گوارا باد!

این هفته چه سیاه است. پیش از چاشت دوشنبه خبر سفر بی برگشت رسول جان برای همه باور نکردنی و نهایت درد انگیز بود. بیشتر از یک ماه بود که اغمای ناگهانی بر آن عزیز چیره شد و داکتران به منظور حفظ آرامش و  به امید برگرداندن هوشیاری و حالت طبیعی او، اجازه دیدارش را به کس نمی دادند. سرانجام وضع صحی اش به وخامت گرائید و شانس بهبودی اش به صفر تقرب نمود. تقدیر دست به کارشد، حیات فانی پایان یافت و او راهی دار بقا شد. انالله و انا الیه راجعون.
مرحوم غلام رسول اظهر که دوستان بر سبیل احترام و از فرط مهر او را "رسول جان" می خواندند در سال ۱۳۳۱ خورشیدی در یک خانواده آزاده صفت در ولایت هرات دیده به جهان گشود. هنوز کودک بود که پدرش را از دست داد. در دوران دانش آموزی توسط شهید نعیم اظهر، برادر مهترش با جنبشهای روشنفکری آشنائی بهم رساند. در سال ۱۳۵۱ از لیسه عبدالرحمان جامی فارغ شد. در سال ۱۳۵۵ برای ادامه تحصیل به آلمان آمد. هنگامی که کشور در اشغال نیروهای شوروی بود، او در چارچوب انجمن وطن پرستان شهر آخن علیه کشتار بی رحمانه مردم و اسارت میهن مبارزه می نمود.
مرحوم رسول جان نماد حسن سلوک و فروتنی با مردم و رفیق اعتماد برانگیز و فدا کار برای دوستانش بود.با آنکه شهادت برادر بزرگش زنده یاد نعیم اظهر و از دست دادن جوانترین دخترش شاد روان میترا جان ضربات بهمن واری بر روان او وارد کرده بودند، او غمگساری، ابراز محبت و لبخندهای اطمینان آفرینش را از کسی دریغ نمی داشت.
جای او برای همیشه در جمع ما دوستانش خالی و نامش تسلای دلهای ماست.
در این لحظات دشوار ما عمیق ترین مراتب غمشریکی خود را  به خدمت بانو پروانه نوکنده همسر، بانو پرستو تاج بخش و بانو لینا ریبن اشپیس دختران و به ویژه جناب حاجی محمد شاه حیدری برادر مرحومی و سائر بستگان خانوادگی و دوستان آن بهشت آشیان ابراز نموده، روان شان را شاد و خاطرات شان را ماندگار آرزو می نمائیم.
حلقه دوستان نزدیک مرحوم غلام رسول اظهر
در جمهوری فدرالی آلمان

 

اخبار روز

26 سنبله 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها