جناب محترم محبوب الله کوشانی درود و احترام!

«اگرچه پیش خردمند خامشی ادب است
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طره عقل است دم فرو بستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خموشی»

جناب محترم محبوب الله کوشانی درود و احترام!
نوشته شما را زیرعنوان (پاسخ به پرسشهای پیوسته با نشر«دفاعنامۀ» م. ط. بدخشی) به تاریخ ۸ثور۱۳۹۸خ در سایت «گفتمان»

و تارنمای «خراسان زمین» به نشر رسیده بود، با دقت و اشتیاق فراوان مطالعه نمودم، ممنون شما که به خود زحمت دادید. راستی؛ با خوانش هریک پاسخ و تبصره های شما، پرسش های تازه و تازه تری در ذهنم پیدا شد، همه را به شمول «بیا تا جهان را به بد نسپریم» و «...از دور، دست به آتش دارند![؟]» به خاطر این وعده جانانه و مردانۀ تان: «در صورت نیاز، کمک و همکاری در این زمینه مسئوولیت من است» البته در ارتباط با تدوین تاریخ (محفل/ سازمان/ وحزبی) سراپا درد و رنج و خونین کفنان، همه را عجالتاً می گذارم به کنار، زیرا؛ یکی از اولویت های حزب ما تدوین تاریخ «حزب آزادگان افغانستان» می باشد. گویند: حزبی که تاریخ نداشته باشد فراموش میشود.
بلی؛ چرا نه و حتماً، برای تدوین تاریخ حزب به «کمک و همکاری» شما (جناب کوشانی) نیاز است. چون شما؛ پیش از سال۱۳۴۸«یار گرمابه وگلستان/ یارغار» شادروان م. ط. بدخشی بودید و بعد از جان باختن او نزدیک به چهل سال رهبری سازمان او را به عده داشتید. شما گنجینۀ فکری نیم قرن مکتب بدخشی استید و بدون تعارف.
زمانی؛ آمادگی «کمک و همکاری...مسئوولیت...من [کوشانی] است» شما را برای پاسخ به پرسش ها به « جمع دوستانی که به جمع آوری یادداشتهای موردنظر مشغولیم» مژده و آدرس دادم تا مطالعه فرمایند. گفتند: «آب آمد تیمم برخاست» خوشبختانه کار ما «جمع» سبک و سهل گردید. حال که شما (جناب کوشانی) آماده اید، از طریق همین تارنمای «خراسان زمین» پرسش ها را به گفته خودتان «بدون تضرع و خواهش»، آهسته آهسته و پیوسته مطرح می سازیم و شما برادر بزرگوار، لطف نموده، فشرده و کوتاه پاسخ مستقیم (لطفاً نه آدرس و موخذ) ارائه فرمایید تا به یادداشتهای تهیه شده قبلی بیافزایم و پاسخ های شما «محک» و سنجش متباقی یادداشت ها خواهد بود. خوب و دقیق می دانم، هیچ راز پنهانی از مردم و جامعه درد دیدۀ خود نداریم تا پنهانکاری نمایم و اگر رازی باشد و من/ما ندانیم، ضرور نیست به آن/آنها پاسخ ارائه فرمایید.
یادآوری:
یک چیز را باید روشن و «پوست کنده» بگویم: شما بزرگوار در پایانی نبشته خویش تذکر دادید: «...لیک حرف های غیر واقعی [؟!] و تشریفاتی [؟!]...آزاردهنده و اندوه زاست[؟]»
یادتان باشد؛ زمانی به تایید سازمان، ضمن مسئولیت تان بحیث نفر اول سازمان، معاون صدراعظم و وزیر پلان حکومت دکتر نجیب الله بودید، چهار تن از چهار تشکیلات سازمانی کابل آمدیم و برای دیدن اعضای بیروی سیاسی وقت «سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان»  خود، به خانه یکی از اعضایی بیروی سیاسی که آنجا جمع بودند رفتیم...بعد از انتظار زیاد از جلسه فاریغ شدید و شما حرکتی از خود بروز دادید؟! صدا زدم: نه دهقان مرحومی...و نه کارمند معاونت صدارت و نه هم کارمند وزارت پلان هستم، من عضو سازمان خونین کفنان خود می باشم و بس...خدا جناب اسحاق کاوه را صرف در«همین مورد» خیر دهد، مشکل را حل کرد...حال شما (جناب کوشانی) و من (قیام) در این و آن گوشه ی از جهان، با حقوق مساوی نه کم و نه زیاد...زندگی داریم، بدانید که جای برای حرفهای تشریفاتی که به شما جناب کوشانی (آزاردهنده و اندوه زا...!) باشد وجود ندارد.

برادرم جناب کوشانی!
قرار وعدۀ شما، اینک پرسشها را برای دریافت پاسخها، کوتاه کوتاه و پیوسته برای تاریخ محفل/سازمان/حزب، خدمتتان پیشکش مینمایم:
یک.
فهرست۲۱تن از اعضای نخستین نشست «محفل انتظار»؟
دو.
در این نشست چه گذشت؟
سه.
ساختار تشکیلاتی آن چگونه بود؟
ادامه دارد.
اشاره:
اگر لازم دانید، جدا از سایت «گفتمان»، از هر طریق ممکن که خود می پسندید و به شما سهل باشد در خدمتم.

حرف پایانی در این بخش،
گویند:
«میشود یک دروغ ساده گفت تا ده نفر برایت دست
بزنند و می شود یک حقیقت تلخ را گفت و هشت نفر
به شما تهمت بزنند، ولی دو نفر به فکر فرو بروند»
سرافراز باشید.
 

اخبار روز

26 سنبله 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها