واسلاو هاول: قدرت بی قدرتان۰ بخش دوم

 ( اگر چیزی را بشناسم که برای ملت ما سودمند و برای ملتی دیگر مخرب است؛ اجرای آن را به شهریار خودمان پیشنهاد نمی کنم؛ زیرا من قبل از آنکه فرانسوی باشم انسان هستم و به سخن بهتر؛ زیرا من به حکم ضرورت انسان و تنها به حکم تصادف فرانسوی هستم۰ "" مونتسکیو؛ تأملات"")

نخستین فعالیت سیاسی هاول؛ نوشتن نامۀ سرگشاده به هوساک بود؛ پس از انتشار این نامه؛ و بر اساس وظیفه ای که هاول در این نامه برای شهروندان عادی قائل بود؛ خود نیز در امور مربوط به نقض حقوق بشر فعال تر شد۰ در اول ژانویه ۱۹۷۷؛ یک سال و هشت ماه پس از انتشار نامۀ سرگشاده؛ منشور ۷۷ در چکسلواکی منتشر شد۰ امضاء کنندگان این منشور اعلام کردند که سه تن؛ واسلاو هاول؛ یان پاتوچکا فیلسوف معروف چک و یری هایک وزیر سابق امور خارجه( در دولت اصلاح طلب دوبچک) سخنگویان این منشور خواهند بود۰ یکی از عوامل محرک منشور ۷۷؛  لازم الاجرا شدن میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی؛ و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی؛ اجتماعی و فرهنگی بود( ۲۳ مارس ۱۹۷۶) ۰ مجلس فدرال چکسلواکی سابق در نوامبر ۱۹۷۵ این دو میثاق را که در سال ۱۹۶۸ توسط دولت این کشور امضاء شده بود؛ تصویب نمود۰ از این تاریخ به بعد؛ دولت بر اساس قانون؛ موظف بود اصول مندرج در این دو میثاق را رعایت کند۰ عامل دیگر آن توافقنامۀ هلسینکی بود که در آن کشور های غربی جهانگشایی اتحاد جماهیر شوروی را با به رسمیت شناختن مرزهای بالفعل کشورهای اروپای شرقی را پذیرفتند و در مقابل؛ کشور های بلوک شرق متعهد به اجرا و حفظ حقوق مندرج در میثاق های حقوق بشر شدند۰ فعالیت های هاول در چارچوب منشور؛ از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹؛ و تشکیل کمیته ای به نام "" ونس"" ( vons) برای دفاع از حقوق افرادی که به ناروا بازداشت شده بودند( امضاء کنندگان منشور) و بالاخره انتشار قدرت بی قدرتان عاقبت منجر به محکومیت هاول به حبس شد و او از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳ در زندان به سر برد۰ پس از آزادی هاول به فعالیت های خود ادامه داد؛ و برجستگی فکری و اخلاقیش از او چهره ای چنان محبوب و مورد احترام مردم ساخت که در لحظات سرنوشت ساز سقوط نظام کمونیستی در چکسلواکی ( ۲۸ نوامبر ۱۹۸۸) مردم خود به خود او را؛ که هرگز هدفش دستیابی به قدرت سیاسی نبود؛ نامزد ریاست جمهوری کردند تا بر روند تغییر نظام نظارت کند۰ در ۲۹ دسامبر نمایندگان مجلس فدرال چکسلواکی او را متفقأ به ریاست جمهوری انتخاب کردند۰ در اولین انتخاب آزاد کشور پس از ۴۴ سال دیکتاتوری( ژوئن ۱۹۹۰) ؛ فوروم مدنی (Civic Forum)  که در بهبوهۀ حرکت مردمی نوامبر و دسامبر ۱۹۸۹ توسط هاول و یاران منشور ۷۷ تشکیل شده بود و از طرف جامعۀ مدنی با دولت برای تغییر قوانین سیاسی به مذاکره نشسته بود؛ و همچنین همتای فوروم در اسلواکی؛ مردم علیه خشونت( Public Against Violence) ؛ اکثریت مطلق نمایندگان مجلس را به خود اختصاص دادند۰ هاول در انتخابات ژوئیه سال ۱۹۹۲؛ علیه تجزیۀ کشور و جدایی اسلواکی مبارزه  کرد اما نتوانست اکثریت آراء را به دست آورد چون اسلواک ها به او رأی ندادند و کاندید دیگری نبود و حزب دموکراتیک اسلواکی یک جانبه اعلام استقلال کرد۰ هاول سه روز بعد استعفا داد چون نمی خواست در مقام رئیس جمهور شاهد تجزیۀ چکسلواکی باشد۰ پس از تأسیس جمهوری چک؛ هاول نامزد مقام ریاست جمهوری شد و در ۲۶ ژانویه ۱۹۹۳ اولین رئیس جمهور جمهوری چک شد۰ او یک بار دیگر در سال ۱۹۹۸ به این مقام انتخاب شد۰ او که در سال ۱۹۹۶ مبتلا به سرطان ریه شده بود؛ پس از اتمام دوران ریاست جمهوری اش به کار مورد علاقه اش؛ نویسندگی؛ روی آورد۰ رئیس جمهور فقید چک در قدرت نیز بر تعهدات سیاسی و اخلاقی خود پایبند ماند و نگذاشت که سنت و عرف سیاسی او را از راه خود منحرف کند۰ بلکه هم او بود که پایه های فکری و فلسفی یک دگردیسی ژرف در حوزۀ سیاست را استحکام بخشید۰ در طی سال های حکومت او؛ فعالان حقوق بشر در تمام جهان از حمایت بی وقفۀ او بهره مند شدند۰ اگر درگذشت اش برای جامعۀ فعالان حقوق بشر جبران ناپذیر است؛ اندیشۀ سیاسی او بی تردید صفحات اول کتاب دموکراسی نوین؛ همراه با احیای اخلاق در سیاست را رقم زده است و نسل های آینده دموکراسی خواه در مکتب او تعلیم خواهند دید۰ ( درست به همین دلایل اخلاقی بود که من تصمیم گرفتم این سلسله مقالات را به شما دوستان ارائه نمایم۰ من خود مقالۀ در همین زمینه یعنی رابطۀ اخلاق و سیاست از دیدگاه ایمانوئل کانت نوشتم و در تارنمای گفتمان انتشار یافت۰ در آن مقاله با دلایل محکم فلسفی ثابت می گردد که بین اخلاق و سیاست هیچ گونه تناقضی نیست؛ بلکه تضاد از آنجا آغاز می شود که سیاست بازان فرصت طلب و منفعت جو و عوام فریب و خود خودخواه منافع خودشان را بر منافع اکثریت ترجیح می دهند و برای حفظ موقعیت و منافع شخصی تمام اصول اخلاقی و تعهدات را زیر پا می گذارند۰ شوربختانه در سرزمین هندوکش اکثریت با اینگونه مردمان بی اخلاق و نا دموکرات هستند۰ ما کمتر سیاست مدار با اخلاق داریم؛ بلکه آنچه داریم بیشتر سیاست بازان عوامگرا و ریاکار و بی کفایت می باشند۰ بنابر این امیدوارم که این جستار ها بتوانند مثمر ثمر واقع گردند و جوانان ما با الگوها و اسوه های اخلاقی جهان بیشتر و بهتر آشنا شوند و بدانند که می توان یک زمامدار و سیاست مدار بود و در عین حال پای بند به اخلاق و دموکراسی نیز بود؛ چیزی که در کشور ما نایاب و یا بی نهایت کم یاب هستند۰ ) هاول زمانی قلم به دست می گیرد که مردم چکسلواکی تحت فشار نظامی خفقان آور امید خود را به هرگونه امکان اصلاح و بهبود اوضاع از دست داده اند۰ یأس حاکم بر کشور؛ به انحطاط اخلاقی گسترده ای منجر شده که برای کشور و آینده مردم بسیار نگران کننده است۰( باز همین گرفتاری ها و مشکلات به مراتب زیادتر و مخرب تر از جمهوری چک در افغانستان وجود دارند۰ ترور و وحشت و دهشت و خشونت ۴۰ سال است که نه تنها  امان و آرامش را از جامعه و مردم گرفته اند؛ بلکه باعث مرگ ده ها هزار انسان نگونبخت شده اند۰ یأس و ناامیدی را در تک تک باشندگان کشور می توان مشاهده نمود۰ انحطاط اخلاقی نه فقط در بین قشر سیاسی بلکه در تار و پود جامعه وجود دارد و مانند خوره یا موریانه از درون و بی صدا اخلاق را نابود می کند۰ در جای نوشته ام که بزرگترین و نخستین قربانی خشونت و جنگ ""اخلاق"" است و هنوز نیز بر همین باورم۰ اما در این بلبشویی که ایجاد شده وظیفۀ روشنفکران و روشنگران واقعی نه آلودگان به قدرت که من هیچ کدام را نه تنها روشنفکر نمی دانم که موجودات بسیار مضر و خطرناک برای جامعه می دانم۰ روشنفکر باید ضمن تزریق امید به پیکر ضعیف و نیمه جان جامعه باید در راه روشنگری و آگاهی دادن به متن جامعه بکوشد چه با زبان و چه با قلم خودش۰ سکوت و در انزوا  قرار گرفتن و گوشه نشینی کار روشنفکری نیست۰ در زمان که که میهن ما در آتش می سوزد و اساس و بنیادش در خطر قرار دارد؛ باید هر کسی در حد توان و بضاعتش کاری بکند و گرنه در پیشگاه نسل های آتی شرمسار خواهیم بود۰) نامه به هوساک ( ۱۹۷۵) ؛ قدرت بی قدرتان( ۱۹۷۸) و روح منشور(۱۹۸۶)  هر سه در پاسخ به این یأس و انحطاط اخلاقی توسط هاول نوشته شده اند۰ در اندیشه و در عمل هاول به حکومت( نامه به هوساک) ؛ به مردم( قدرت بی قدرتان) و بالاخره به افکار عمومی جهان( روح منشور) هشدار می دهد که به ظاهر اوضاع و نفاسیر دروغین از آن بسنده نکنند و واقعیت را از پس پردۀ گفتار حاکم چنانچه هست ببینند و بفهمند۰ هاول از طریق تحلیل؛ ریشه یابی و تأمل در باب معضلات و دشواری های  پیش روی شهروندان در نظام های توتالیتر و خود کامه؛ نه تنها برای هر فرد و تعاملش با نظام چاره جویی کرده است؛ بلکه اندیشه و فلسفۀ دموکراسی را از بطن نظامی که نفی مطلق آن است بازسازی و احیا می کند۰( دیدیم که هاول در سه مقالۀ بی نهایت عمیق و ژرف صادقانه و دلسوزانه و مسئولانه هم حکومت و هم مردم و هم وجدان جهانی را مخاطب قرار می دهد واز هر کدام انتظاری دارد؛ این یک کار تمام عیار روشنفکری و روشنگری است که باز بدبختانه ما از انجام چنین کاری تا کنون عاجز و ناتوان بوده ایم) هاول را همگان به عنوان ادیب و چهرۀ سیاسی مدافع حقوق بشر می شناسد؛ مطالعۀ دقیق این سه متن نمایانگر ذهنیت یک فیلسوف سیاست است که از قدرت اندیشه اش برای احیای حیثیت و عزت انسانی افراد استفاده می کند و از استراتژی دراز مدتی را برای خروج از بن بست توتالیتاریسم فراهم می کند۰آشنایی با این سه مقاله که نشان دهندۀ جوهر اندیشۀ هاول است؛ برای شهروندان افغانستان که چهار دهه تحت سیطرۀ نظام های کم و بیش مشابه؛ اما بسیار خشن تر از حکومت چکسلواکی به سر برده اند؛ الزامی است۰( ما در جامعه زندگی می کنیم هیچ چیز برای ما نیکی راستین نیست؛ مگر آنکه برای جامعه نیک باشد۰ فضیلت در میان مردم داد و ستد لطف و مهربانی است؛ انسان معتکف و عزلت نشین؛ خیلی خوب وی قدیس است؛ اما من او را تنها وقتی پرهیزگار می دانم که اعمال فضیلت مندانه ای انجام دهد۰ "" ولتر"" )

اخبار روز

22 قوس 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها