دلایل نا وارد طالبان برای عدم مذاکرهٔ مستقیم با حکومت افغانستان

از سالها بدینسو طالبان از مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان ابا ورزیده اند. ازآغاز سال ۲۰۱۸ بدینسو طالبان بالای این موضعگیری خویش بشدت پافشاری میکنند. با این وصف زمانی که فشار ایالات متحده امریکا بالای پاکستان تا حد لازم زیاد شده است، پاکستان نشان داده که قادر است طالبان را به گذشت از موضعگیری های مهم شان  وادار سازد.

یک مثال این گذشت را در یک گزارش جدید سایت بی بی سی (گفت وگو های پاکستان) میتوان مطالعه کرد. طبق این گزارش درجولای ۲۰۱۵طالبان  تحت فشار پاکستان حاضر به مذاکرهٔ مستقیم با دولت افغانستان در مری شده بودند. در این مذاکرات هیأت حکومت افغانستان (حاجی دین محمد، حکمت خلیل کرزی ، سفیر افغانستان در پاکستان، محمد ناطقی و فیض الله ذکی) با هیات طالبان (ملا عباس وزیر صحت دوران طالبان، ابراهیم حقانی برادر جلال الدین حقانی و لطیف منصوربرادرزادهٔ مولانا منصور) در حضور نمایندگانی از امریکا، چین و پاکستان مذاکره میکردند. در این گزارش به نقل قول از محمد ناطقی (فرد نزدیک به محقق) چنین نقل قول شده است:  " ملا عباس گفت هیآت اش با عنوان (امارت اسلامی طالبان) صحبت میکند. این موضوع با عکس العمل هیأت افغانی رو به رو شد. رئیس این هیأت گفته بود نمشود ما به عنوان دولت افغانستان وشما به عنوان امارت داخل گفتگو شویم. بعد از یکساعت جروبحث طالبان حاضر شدند درمذاکرات تحت نام (تحریک طالبان) یاد شوند. دو طرف مذاکره (حکومت و طالبان)قرار گذاشته بودند تا ده روز بعد (۳۱ جولای) مذاکره را از سر گیرند. در همان تاریخ ۳۱ جولای از وزارت خارجهٔ پاکستان به هیأت افغانی یک نامه رسید. در این نامه نوشته شده بود: ملاعمر فوت کرده است ودر بین طالبان وضعیت سردرگم است. بنابرین طالبان فعلأ آمادهٔ گفتگو نیستند. افشای مرگ ملا محمد عمر در این زمان توسط دولت پاکستان تصادفی نبود. این افشاگری بخاطری صورت گرفت که امریکائی ها امیدوار به آینده نگهداشته شوند اما مذاکرات ادامه یافته نتواند و در افغانستان صلح برقرار نگردد. 
اکنون سوال اینست که چرا طالبان در آن زمان با دولت " دست نشانده" مذاکره کردند اما حالا با همان دولت مذاکره نمیکنند؟ 
از نظر نویسندهٔ این سطور عوامل ذیل را میتوان درین رابطه دخیل دانست:
-    ادارهٔ ترمپ در ابتدا از پالیسی جدید جنوب آسیا صحبت نموده و کوشید فشار بر پاکستان را مضاعف سازد تا پاکستان طالبان را بر میز گفتگو با حکومت افغانستان بکشانند. در ضمن صحبت از تعرضی شدن جنگ نیرو های امنیتی در افغانستان می شد وقوای دفاعی افغانستان با هیلکوپترهای نسبتأ بهترمجهز شدند. تعلل شورای امنیت ملی افغانستان دردفاع قاطعانه از تمامیت ارضی وتعرضی ساختن جنگ و رو آوردن این شورا در سایهٔ شوم مشوره های انگیس ماآبانهٔ آقای حنیف اتمر به واگذاری به اصطلاح تاکتیکی ولسوالی ها در ولایات مختلف به طالبان ، نه تنها طالبان را جری ترساخت و زمینه داد تا بخشی از خاک افغانستان را برای مدت طولانی در اختیار خود داشته باشند،  بلکه روحیهٔ مجامع دیپلماتیک در سطح منطقه و جهان را به نفع تحریک طالبان تغیر داد. 
-    در عین زمان دیپلماتهای ورزیدهٔ پاکستانی با شناخت دقیقی که ازفقدان دور اندیشی سیاسی درسیاست خارجی ایالات متحده و بخصوص ادارهٔ ترامپ دارند، به امریکا این فکر را القا کردند که اگر خود مستقیمأ با طالبان وارد مذاکره گردد، طی چند هفته مذاکرات صلح با طالبان نتیجه مثبت میدهد و پاکستان حاضر است طالبان را بالای میز مذاکره با امریکا حاضر کند. عجله دردستگاه دیپلماسی این کشوربرای پیدا کردن راهی برای خروج از بن بست افغانستان قبل از انتخابات سال ۲۰۲۰ این اداره را وا داشت تا شکار فریب پاکستان شده و وارد مذاکرات دو جانبه با طالبان شود. در واقع ادارهٔ ترمپ بحیث کشوری که همیشه ادعا نموده بود که مذاکرات صلح باید به رهبری و مالکیت افغانستان (که حکومت افغانستان از آن رسمأ نمایندگی میکند) باشد، حاضر شد موجودیت حکومت افغانستان را در همین مسئلهٔ مهم نادیده بگیرد و در غیاب این حکومت با یک گروه شورشی کشورش مذاکره کند. این عقب نشینی امریکا بُرد دیپلماتیک بزرگ برای پاکستان و طالبان وضربهٔ محکم به اتوریته بین المللی حکومت افغانستان بود. 
-    روسیه، ایران، چین، آلمان وحتی هند و جاپان با مشاهدهٔ روش فوق الذکرایالات متحده با حکومت افغانستان به نوبه خود دست به نقض نورم های قبولشدهٔ روابط بین المللی و حقوق بین الدول زده تحت پوشش سهمگیری در تلاش ها برای استقرار صلح، تماس های خویش را با طالبان علنی تر ساخته ودرسطح بالا تر ارتقا دادند. روسیه در این زمینه چنان وقیحانه عمل کرد که در تاریخ افغانستان بنام مداخلهٔ علنی وسخیف سیاسی روسیه در امور داخلی افغانستان ثبت خواهد شد. کابلوف سفیر این کشور شخصأ هر دو بار به فرد فرد جنگسالاران افغانستان و کلینت های سابق روسیه و ایران مراجعه و از آنها دعوت کرد تا در گردهمائی مسکو اشتراک نموده با طالبان ملاقات کنند. اما از دولت افغانستان برای اشتراک در کنفرانس نومبر دعوت نشد. وی با تخطی از تحریمهای سازمان ملل متحد افراد طالبان شامل لیست تحریم ها را به مسکو دعوت نمود و زمانیکه با انتقاد افغانستان روبرو شد، بیشرمانه  ابراز نمود که نمیداند این افراد چگونه وارد روسیه شده بودند.  وبار دوم همین نمایش را تحت پوشش تجلیل از صدمین سال روابط دیپلماتیک روسیه-افغانستان براه انداخت. هدف این کوشش ها کمک به طالبان در نادیده گرفتن اتوریته و حقوق حقهٔ دولت افغانستان است. با تأسف دولت مرکزی بنا  به وابستگی های گوناگون و درگیر بودن در یک جنگ نیابتی فرسایشی توان مقابلهٔ جدی با این مداخلات قدرتهای بیرونی را در خود نمی بیند. 
-    پاکستان در قدم نخست خواهان احیای امارت و قدرت نا محدود طالبان در افغانستان است. چه صرف از این طریق از ادامهٔ بی درد سر عمق استراتیژیک خویش در افغانستان مطمئن بوده می تواند. به همین دلیل از طالبان میخواهد بالای عدم مذاکرهٔ مستقیم با حکومت افغانستان پافشاری کنند. در شرمفرانس اسلام آباد اکثریت به اصطلاح "نخبه گان سیاسی" بخصوص لطیف پدرام ،عطای نور وقسمأ محقق علنأ هم در موضوع دیورند وهم را رابطه با طرح حکومت مؤقت در پهلوی حکومت پاکستان و علیه افغانستان قرار گرفتند. آیا این نمایش را پاکستان بمثابهٔ نیشنخد به دولت افغانستان و کم ساختن زمینهٔ مانور برای اشرف غنی در مذاکراتی که قرار بود چند روز بعد صورت بگیرد، براه نه انداخته بود؟ 
-    هدف تکنیکی طالبان در مذاکرات صلح از حاضر نشدن به مذاکره با حکومت افغانستان جنگ برای مشروعیت است. طالبان میکوشند تا دولت افغانستان را نا مشروع وانمود نموده وحتی الامکان از پروسهٔ دوهه بدور نگهدارند ومقاومت شان تا حال ادامه دارد. حکومت افغانستان خود را منتخب مردم و مشروع میداند و در حالیکه از طالب پروری کشور های بزرگ ناخوشنود است میکوشد به پروسهٔ دوهه راه یابد. هر یک از جانبین ادعا دارند که از قاطبهٔ ملت افغانستان نمایندگی میکنند وجانب مقابل شان حق چنین نمایندگی را ندارد. به طالبان اجازه و زمینه داده شده است که درین ساحه، به ضرر حکومت افغانستان،  بُرد های داشته و حتی در مذاکرات با ایالات متحده که این گروه آن را دشمن عمدهٔ خویش وانمود میکند، درموقف مساوی تبارز کند. طالبان این بُرد دیپلماتیک را با برآمد علنی در دو نمایشنامهٔ مسکو و آوردن ملا برادر در نمایش دوم و انترویو های متعدد با رسانه های بین المللی تحکیم بخشیدند. طالبان مشروعیتی را که دولت افغانستان از طریق انتخابات بدست آورده است هم انکار میکنند و میگویند در سایهٔ اشغال یک انتخابات کاملأ شفاف ممکن نیست.
 
اما واقعیت این است که برعکس طالبان،  مردم افغانستان، صرف نظر از اینکه ازموجودیت فساد و غیر شفاف بودن انتخابات ها نا راض اند،  به انتخابات ومردم سالاری عقیده داشته و امید بسته اند. ارقام میلیونی رای دهندگان شاهد ارزشی است که مردم به انتخابی بودن رئیس جمهور و پارلمان قایل اند. اگر انتخابات همه شمول برگزار شده نمیتواند مسؤلیت آن بر میگردد به نا امنی و تهدید های که در هر انتخابات توسط طالبان ایجاد میگردد. عقاید سیاسی طالبان و سایر گروه های جهادیست یا مخالف انتخابات است یا همچون جمهوری آخوندی ایران شیوهٔ کنترول شدهٔ کاندید شدن را تطبیق میکند که در عمل به معنی محدود ساختن حق انتخاب برای مردم است. در زمان قدرت خود طالبان تئوکراسی مطلق را در افغانستان تطبیق میکردند. اگر حالا افکار شان در جزئیات تغیر هم کرده باشد، خطوط کلی نظریات شان همان است که بود. آنها هیچگاه یک انتخابات آزاد را که در آن هرکس حق کاندید شدن و رأی دادن را داشته باشند براه نخواهند انداخت زیرا آنرا غیر اسلامی میدانند. طالبان نظام فعلی را بخاطری اسلامی نمیدانند که بر انتخابات استوار است و همه کنوانسیون های بین المللی حقوق بشر را پذیرفته است. پس مردم افغانستان باید بین جمهوری و امارت یکی را انتخاب وپشتیبانی کنند، هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم در رابطه با صلح. این پشتیبانی باید فعال و علنی باشد. هرگاه یک صلح مصلحتی که در آن صرف مصلحت امریکا، روسیه، چین و پاکستان مدنظر گرفته شده باشد، برما مردم افغانستان تحمیل گردد، درد ورنج مردم افغانستان را طولانی تر میسازد.  اگرما از همین حالا صدای اعتراض خود را بر سناریوی رویکار آوردن مجدد امارت طالبان توسط این قدرتها بلند نکنیم، در نزد نسلهای آینده مسؤل شمرده میشویم . کمک های امریکا را افغانها با خون خویش جبران کرده اند. حق تعین سرنوشت افغانستان متعلق به مردم این کشور است. نه به امریکا، روسیه، چین، پاکستان وایران. حکومت افغانستان اکنون در رابطه باصلح جانب مردم افغانستان را گرفته و این انتخاب به قیمت خدشه دار شدن روابط اش با امریکا تمام شده است. بی جهت نیست که در اوایل ۲۰۱۹ خلیلزاد در جمعی از دیپلماتها گفت: " حکومت افغانستان بیشتر مانع صلح است تا طالبان". حنیف اتمر با اطلاع از این حرف های خلیلزاد، برای چاپلوسی بیشتر به امریکائی ها، بتاریخ ۲۵ جون اعلام داشت: " حکومت کابل نا مشروع و دشمن صلح است". آقای اتمر در تب رسیدن به مقام ریاست جمهوری فراموش نموده که تا چند ماه قبل خود اش یکی از اراکین مهم همین حکومت "نا مشروع" بود. اشرف غنی و تیم اش برعکس در موضع خویش ثابت قدم باقیمانده وفشار های سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی امریکا را با بلند بردن مؤثریت قوای دفاعی و امنیتی وآغازحملات تعرضی در برابرطالبان و تکیه بیشتر از پیش برنسل جوان و کار برای بهبود وضع اقتصادی کشور پاسخ داد. این موضع استوار باعث تمکین مجدد ادارهډ ترمپ و سفر پومپئو به کابل شد.
اتهام دست نشانده بودن بیشتر از حکومت افغانستان به گروه طالبان وارد است. حدود وابستگی (عمدتأ) اقتصادی و قرارداد استراتیزیک حکومت افغانستان با ایالات متحده در چوکات قرارداد های رسمی تنظیم شده و به همان چوکات محدود میباشد. حال آنکه وابستگی طالبان به پاکستان و شیخ های عرب نامحدود است. در سالهای اخیر سپاه پاسداران ایران به لشکربیگانگانی که بخاطر اهداف تجاوزکارانه دول متبوع یا ولی نعمتان خویش در کنار طالبان علیه حکومت افغانستان می جنگند، اضافه شده است. تحریک طالبان بحیث یک پروژهٔ مشترک سی آی ای، آی اس آی و عربستان سعودی وابسته زاده شد تا برای تأمین اهداف شرکت یونیکال،  بر زمینهٔ  انارشیسم وبحران ایجاد شده توسط تنظیمهای تفنگسالار به گرفتن قدرت از طریق زور و تطمیع قوماندانهای فاسد تنظیمی قادرگردید. آیا این یک طریقه مشروع کسب قدرت سیاسی است؟ پس طالبان مشروعیت خود را از کجا می گیرند؟ از جنرال حمید گل؟ از جنرال فیض حمید؟ از کابلوف؟ یا از حاج قاسم سلیمانی رئیس سپاه قدس؟ ایکاش ناف طالبان به ناف پاکستان و ایران بسته نمی بود و آنها واقعأ مستقل می بودند تا ادعای شان علیه حکومت افغانستان قابل قبول می بود. حتی پول کریدت تلفون قوماندانان طالبان هم از مجرا های محلی وابسته به آی اس آی پرداخت میگردد. در فردای افشا شدن فوت ملا محمد عمر، ملا اختر منصوربا رضائیت پاکستان جانشین ملا محمد عمر تعین شد. اما کوشش ملا اختر منصوربرای نزدیکی بیشتر با ایران باعث شد تا آی اس آی مشخصات موترحامل ملا اخترمنصور را به سی آی ای بدهد و موصوف حین بازگشت از ایران، به مجرد دخول در خاک پاکستان طعمهٔ طیارات بی پیلوت امریکا شود. هدف پاکستان این بود که بتواند خلای ناشی از مرگ ملا اختر منصور را با فرد مورد اعتماد کامل خود ملا هبت الله آخوند پُر سازد. اگر طالبان کمی بخود آیند، موقف خویش را بحیث یک گروه دست نشانده با رهبر تعین شده توسط آی اس آی درک خواهند کرد. 
حکومت افغانستان باید برموضع کنونی خویش پافشاری کند وبر طریقهٔ نشست اخیر بین الافغانی دوهه اعتماد بیش از حد نکند. جرمنی و قطر متمایل اند به دیکته طالبان در رابطه با تعین مدعوین گوش فرا بدهند. جرمنی وقطر همه هیأت مذاکراتی طالبان را ولو با تایتل شخصی شان دعوت میکنند. به آنها اجازه میدهند تا رئیس هیأت (ملا متقی) داشته باشند. اما از دولت افغانستان صرف سه نفر(آنهم بعد از تائید طالبان) دعوت شدند. این شیوه برای این ابداع شده است که طالبان بتوانند با کله شقی در هرمجلس بتدریج مواضع عقبگرایانهٔ خود را بر کسانی که تکنیک مذاکرات را بلد نیستند بقبولانند وانرا در اعلامیه مشترک مستند سازند. حتی اعلامیه های نمایشنامه های مسکو هم بالای هیأت مظلوم کابل تائید شد. معلوم نیست این افراد که خود در آن دو نمایشنامه نبودند چه مجبوریتی به تائید قطعنامه های مسکو داشتند؟ تجربهٔ جلسه بین الافغانی دوهه نشان داد که افراد متعلق به جامعهٔ مدنی و تنظیمها قادر به جروبحث و موضعگیری مسؤلانه در قضایای خطیر صلح نیستند. بطور مثال هیأت کابل نا خود آگاه (برخی هم آگاهانه) با رضایت دادن به درج عبارت "نظام اسلامی" در قطعنامه، راه را برای زیر سوال بردن قانون اساسی و سیستم جمهوریت باز کرده اند. قرار معلوم انگیزه آنها برای این کار جلوگیری از بی نتیجه ختم شدن مذاکرات دو روزه بوده است. حال آنکه مذاکرات میتواند ده بار بی نتیجه ختم شود. معمولأ مذاکرات یک پروسهٔ طولانی است. اما سر انجام به پشتوانهٔ پیروزی نیرو های امنیتی و دفاعی افغانستان به نتیجهٔ مطلوب خواهد رسید. تسلیم شدن به کله شقی های طالبان بی احترامی به خون جوانان افغان است که در جبهات برای دفاع از امنیت مردم وجمهوریت جان های عزیز خویش را فدا میسازند. 
هرحکومت وجیبهٔ تاریخی دارد که در پروسهٔ صلح برمالکیت خویش از نام ملت ما پافشاری کند. وطنپرستان با درد باید از موضع رئیس جمهور افغانستان ابراز پشتیبانی کنند. صرف از این طریق میتوانیم راه را بروی عملی شدن نقشهٔ دول خارجی برای تعین سرنوشت افغانستان در فیاب مردم آن سد کنیم!

بهرام صادقی
۲۷ سرطان ۱۳۹۸

اخبار روز

30 میزان 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها