باز هم گلی از شاخسار ادبیات سیاسی کشور پر پر گردید.

پس از عرض حرمت، من هم به نوبت خود از شرکت شما عزیزان در این نشستِ یادبودِ شادروان داکتر سید کبیر میری، همکار و عضو هیئت تحریر گفتمان  سپاسگزاری میکنم.  

داکتر سید موسی صمیمی
یکشنبه 21 جولای ۲۰۱۹
کابل رستورانت/ شهر وپرتال
جمهوری اتحادی آلمان
بیانیه در محفل یاد بودِ شادروان داکتر سید کبیر میری

باز هم گلی از شاخسار ادبیات سیاسی کشور پر پر گردید.
پس از عرض حرمت، من هم به نوبت خود از شرکت شما عزیزان در این نشستِ یادبودِ شادروان داکتر سید کبیر میری، همکار و عضو هیئت تحریر گفتمان  سپاسگزاری میکنم.  
مرگ هر جا و بهر نوعی که باشد، دلخراش و تأثر آور است، به   ویژه زمانی که یکی از راهیان راه آزادگی و همرزمان سیاسی چشم از جهان میبندد.
در پیوند های خونی و تباری، خود شخص هرگز نقشی نداشته، چون انسان بالاخره در یک خانواده ای مشخص، مربوط به یک تبار معین و در یک محیط اجتماعی-فرهنگی فارغ از اراده ای خودش، چشم به جهان میگشاید.
ولی انسان در مورد همرزم سیاسی، خود  آگاهانه تصمیم گرفته و راه کار زندگی اش را با آرمان گرایی های نوع خودش در گرو وفا داری ها اجتماعی و تعهد سیاسی، خود تعیین میکند. از همین جهت زمانی که یک هم پیمان سیاسی رخت سفر می بندد، اندوهش جانکاه تر  و نبودش دردناکتر است. 
شادروان میری نه تنها عضو فعال تارنمای گفتمان محسوب میشد، او یک همرزم و هم پیمان سیاسی یک طیف مشخص سیاسی و فعال کشور بود، طیفی که با وجود فراز و فرود سیاسی چند دهه ای اخیر، در مبارزه با اقتدار گرایی دینی و استبداد سکولاریسم - در محدوده ای امکانات خودش -  پرچم اندیشه پروری و آزادگی را برافراشته نگاه داشته است.   
با رفتن این روشنفکر فرهیخته از جمع هم پیمانان متعهد، خانواده اش داغدار، دوستانش اندوهگین و همرزمانش سوگوار گشتند.
زنده یاد میری  بعد از ظهر دوشنبه هشتم جولای به عمر 75 سالگی در شفاخانه ای فرنسیسکوس شهر مونستر آلمان به جاودانگی پیوست. 
شادروان میری آهسته و آرام، ولی پر مایه و استوار بر اندیشه ورزی، و رنگ گرفته از رگه های اندیشکده جمهوری اتحادی آلمان، مشهور به "مکتب خردگرایی انتقادی فرانکفورت"،   سخن میگفت؛ یکی از مشخصات زندگی زنده یاد میری شکیبایی در برابر دشواری های ناشی از فراز و فرود چاشنی های مختلف سیاسی  بود؛ به خشونت کلامی و بی ادبی های سیاسی او با تبسم پر معنی پاسخ میگفت. در گفتمان فرایند دموکراسی و در مبارزه با اقتدار گرایی، همیشه بر فراهم سازی زمینه های "فرهنگ دموکراسی" صحه میگذاشت.
با پیروی از این وجیزه ای وطنی  که "مشک آن باشد که خود بوید، نه آنکه عطار گوید"، اکنون من بر بخشی از نوشته ای شادروان نگاهی کوتاهی انداخته و جمع بندی هر نوشته را با الفاظ خودش به شکل موجز پیشکش می کنم: 
در ضمن یادآور میشوم، که نوشته های زنده یاد  را میتوانید، از جمله در تارنمای گفتمان، بخش سایت پیشین، و آن هم در قسمت نویسندگان به آسانی دریافت کنید.  
نخست در جستاری تحت عنوان: "افغانستان بخشی از صورت بندی جامعه مدرن"
پس از نگاه گذرا به  فرایند تاریخی افغانستان، داکتر کبیر میری به این نتیجه میرسد: 
"صورت بندی افغانستان يک قرن قبل درجهت مدرن شدن گسست کرده، ساختار سنتی بو دن را از دست دا ده و به يک شکل خاصی از جامعه ای مدرن تغييرکرده است. 
اين گسست ناتکميل خواهد بود اگر يک گسست فرهنگی آنرا همرای نکند. يعنی اينکه دارای يک فرهنگ مدرن گردد، يعنی فرهگی که انسان محور باشد. در این فرهنگ، خود فرد نقش تعيين کننده  دارد نه تعلقات قومی و دينی. بدون داشتن چنين فرهنگی دموکراتيک ساختن يک جامعه نا ممکن است." [۱]
در نوشته دیگر، شادروان میری در رابطه ای تبار گرایی و  دولت ملی تحت عنوان: "تضاد تبارگرائي با روند ساختار دولت ملی در افغانستان"، به این نتیجه میرسد:
 "تحقق مفکوره دولت ملي درجامعه ای تبار گرا وغير متجانس نميتواند عملي گردد؛ زيرا تضادي که بين دولت ملي  و وابستگی تباری وجود دارد، تبارها را  بيشتر به چالش ميطلبد، نسبت به دولت هاي غيرملي.  دولتهاي ملي خواستار ادغام تبارها استند، که نه تنها خود مختاري تبارها بلکه هويت آنها را نيز تحت پرسش میبرند. 
اعضاي يک ملت با همديگر شهروند اند، واين به مفهوم وفا داري ملي و بر عکسِ  وفا داري قبيله اي و هويت تباري است. طايفه هاي منقسم وجدا شده از همديگر ميتوانند با دولت هاي غير ملي همزيستي نمايند.  اما با يک دولت واقعاً ملي هرگز".  [۲]
در نوشته ای تحت عنوان "تفکر متضاد در زمینه ای دانش سیاسی در مدنیت اسلام" شادروان مهری می نویسد: "فارابی، ابن سینا و ابن رشد بزرگترین چهره های فکری قرون میانه اسلام هستند. آنها تلاش نمودند تا اصل خردگرایی را در مدنیت اسلام معرفی نمایند. ولی این اصل نتوانست که در مدنیت اسلام جای پایی پیداکند.  فقه ارتودکسی تعبیر خردگرایی را کنار زده و جای آن را اشغال کرد. عقب ماندگی مدنیت اسلام بیانگر بخشی از این دشواری تاریخی تلقی میگردد و  در این جا نمیتوان نقش منفی فقها را نادیده گرفت." [۳]
" جوامع پسا استعماری به مثابه مدرن وابسته"، عنوان است که زنده یاد میری در جسار دیگر بررسی کرده و در اخیر از "مدرنیته وابسته" سخن گفته و مینویسد: "يکی ازمشخصات دوران مدرن که بادوران ها و صورتبندی های اجتماعی غير مدرن تفاوت دارد، موجوديت سلسله مراتب بين اشکال جوامع مدرن است.  در اين ترکيب، کشورهای صنعتی سرمايه داری موقعيت سلطه گر را دارند. بعنی موجوديت و شرايط تکامل اشکال جوامع دیگر را تعين میکنند. ولی اين امر به این معنی نيست که جوامع وابسته به آن تن در دهند؛ بلکه در داخل صورتبندی مدرن، استراتيژی را دريابند که بوسيله آن از اين وابستگی بيرو ن آيند، که خود نياز به شناخت جامعه و يا صورتبندی مدرن دارد." [۴]
در رابطه ای دموکراسی با سکولاریسم در افغانستان، آقای میری تحت عنوان: "تطبيق دموکراسی در افغانستان بدون سکولاريسم ممکن نيست"،  این اصل سرنوشت ساز را دقیق حلاجی کرده  و پس از بررسی و شمردن دشواری ها و دغدغه های خردگرایی، در زمان تدوین و گفتگو در مورد قانون اساسی افغانستان شادروان  بر اصل جدایی دین و دولت صحه گداشته و می نویسد: "دموکراسی بدون جدايی دين از دولت در جهان معاصر ويا مدرن وجود ندارد؛ يکجا بودن دين با دولت و همزمان با آن از جامعه دموکرا تيک حرف زدن، يک تلاش بيهوده و محکوم به شکست است،  که بدبختانه بازیگران سیاسی افغانستان تطبيق آنرا آگاهانه و یا نا آگاهانه در دستور کار قرار داده، و نميتوان از اين گونه دولت  انتظار ايجاد يک جامعه دموکراتيک را داشت."  [۵]         
در اخیر شادروان میری در یک جستار برازنده ای دیگر تحت عنوان "گفتمان خردگرایی ابن رشد در ادیان توحیدی"، پس از تحلیل ژرف تاریخی نظراتِ ابن رشد، فيلسوف وفقيه قرن دوازدهم به این نتیجه میرسد:  "فقهای ارتودکس اسلامی هنوز هم این را درک نکرده اند که انتقاد از دین و نفی دین دو چیز متفاوت هستند. فقهای ارتودکس، دین  را یک الهام خداوندی فرا زمانی و مکانی دانسته، بدون آنکه به پرسش های ناشی از ذیکرگونی های همیشگی جوامع پاسخ گفته و یا توان پاسخ را داشته باشند. از این نگا اکنون در قرن بیست و یکم رجوع کردن و ژرف فکر کردن به فلسفه ای ابن رشد در کشور های اسلامی، به ویژه در افغانستان یک نیاز است. البته این گرایش هرگز عقب گرایی نیست." [۶]
پس از این نگاه گذرا به نظرات والای سیاسی-فلسفی زنده یاد میری، میتوان بدون قید و شرط با صدای بلند گفت: باز هم گلی از شاخسار ادبیات سیاسی کشور پر پر گردید.
آقای میری در "کنج عزلت"، ولی با ابرتنی اجتماعی، غنای بزرگ دانشوری و تعهد سیاسی پدرود جیات گفت. نبود او برای جامعه روشنفکری سرزمین هندوکش ضایعه بزرگ است که به مشکل میتواند جبران پذیر تلقی گردد. شادروان میری با شاخص های اخلاقی و ارزش های انسانی پایبندی همیشگی داشت، با کارنامه پاک و منزه ای زندگی با این جهان وداع کرد.
به امید آنکه سرود نشاط بر لب های خشکیده باشندگان  افغانستان جاودانه شود و به آرزوی آنکه در سرزمین هندوکش، که در چنبره آسب های اهریمنی سخت گیر افتاده است، روزنه ای سراغ گردد؛ روزنه ای که ما را، که  با "فرزندان قبیله ای خاکستر هم قافله شده ایم" –  واصف باختری -  به سوی روشنایی و آزادگی نوید دهد.   
روان همرزم و هم پیمان سیاسی ما شاد، و  خاطراتش همیشگی
از غم شریکی شما دوستان باز هم یک جهان سپاس.
در اخیر از داکتر رسول رحیم و همچنان از هر یک از اعضای محترم خانواده اش که به ویژه در آواخر عمر از شادروان میری  بیمار داری توام با دلسوزی فراوان کرده،  و همچنان  در تکفین و فرستادن جنازه زنده یاد میری به افغانستان، سرزمین آیایی زنده یاد زحمات زیاد بخود رواداشته اند، از صمیم قلب سپاسگزارم.

رویکرد ها:
[1] file:///C:/Users/samimy/Desktop/داکتر%20کبیر/افغانستان%20بخشی%20از%20جامعه%20مدرن.html
[ ۲]
file:///C:/Users/samimy/Desktop/داکتر%20کبیر/تبارگرایی%20و%20ساختار%20دولت%20ملی.html
[ ۳]
file:///C:/Users/samimy/Desktop/داکتر%20کبیر/تضاد%20در%20مدنیت%20سیاسی.pdf
[۴]
file:///C:/Users/samimy/Desktop/داکتر%20کبیر/جوامع%20پسا%20استعماری.html
[۵]
file:///C:/Users/samimy/Desktop/داکتر%20کبیر/دموکراسی%20و%20سکولارایزی%20شن.html
[۶]
file:///C:/Users/samimy/Desktop/داکتر%20کبیر/گفتمان%20خردگرایی.pdf

اخبار روز

21 قوس 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها