روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

 روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد
دکترکبیر میری در تاریخ دوشنبه هشت ژولای ؛ مصادف با ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۸ در موطن دوم خود شهر مونستر چشم از جهان فروبست . او انسانی آزاده بود مهربان و ساده زیست.

او که در جوانی از افغانستان جنگ زده ترک وطن کرده بود همواره با رویای افغانستان آزاد زندگی کرد. او امروز در شهرخود کابل آرمیده است.  
روزهایی را به خاطر می آورم که ساعت ها به بحث می يرداختیم. در بحث های ما هیچ مرزی وجود نداشت. نه او افغانی بود و نه ما ایرانی. چرا که از درد مشترکی سخن می گفتیم که این درد مشترک را مرزی نبود. ما از تونل سیاسی به گذشته سفرها کردیم . زمانی که نه افغانستانی بود و نه این ایران فعلی . روح خوابگردی بود در تونل تاریخ سیاسی افغانستان. 
اوکه سالها درغربت سودای صلح در افغانستان را در سر می پروراند‌‌؛ همواره بر روی مفاهیمی چون «دولت ملی» و «ملت» در افغانستان تاکید داشت. او بر این باور بود که تنها در سایه یک دولت ملی است که تشکیل «ملت» امکان يذیرخواهد شد. او به شوخی میگفت ، اگر به هموطنان خود بگویم که ما هنوز ملت نشده ایم مرا تکفیر خواهند کرد. از دید او ملت به معنی زندگی عده ای از انسانها در مرز های جغرافیایی مشخص نبود ، بلکه ملت برای او یک مفهوم سیاسی بود. او نه تنها اعتقاد داشت که افغانستان و ایران که تمامی کشور های اسلامی هنوز با تشکیل ملت در مفهوم مدرن آن فاصله دارند.
او گاهی به عصبانیت میگفت مگر می شود از ملت گپ زد در حالیکه هنوز شهروند نشده ایم. تشکیل ملت با مفهوم شهروند و حقوق شهروندی در هم تنیده است . آنجا که دولت ملی مسئول حفظ حقوق شهروندی و آزادی های انسانها است و نه عامل تضیع ونقض حقوق شهروندان . آنجا که شهروندان با هرقومی و دینی .. در مقابل قانون برابر هستند. اوبرروی قانون اساسی تاکید داشت ، چرا که پایه های دولت ملی را پی ریزی می کند¬  و چنین قانونی ریشه در اصول حقوق بشر و یا به معنای دیگرحقوق دنیوی (ونه دینی) دارد. به باور او ما هنوز در پیچ و تاب شهروند شدن هستیم . او از این نقطه وارد مفهوم چالش برانگیز فرهنگ شده و دو فرهنگ بومی و جهانی را در مقابل یکدیگر می نشاند .
اگر در گفتار خود قادر نبود به ظرافت افکار خود را فرمول بندی کند ولی نوشتار های او حاکی ازدقت و تیزبینی اونسبت به ساختار های سیاسی ، اقوام ... افغانستان با تکیه برتئوری های مدرن و مدرنیته است. افکاری که تکیه بر مدرن ترین تئوری های جامعه شناختی رشد و توسعه آلمان داشت. 
او حتی مفهوم ناسیونالسیم را به گونه ای دیگردرک می کرد که با فهم بخش بزرگی از ناسیونالیست های ایران و افغانستان بسیار متفاوت بود و همین را پاشنه آشیل و یا بعبارتی دیگر یکی از مهم ترین موانع رشد وتوسعه افغانستان و ایران دانسته که متاسفانه به بازتولید ساختار پسااستعماری در تاریخ معاصر ما کمک شایانی کرده است. به دید او ما در تارهای وفاداری های غیر مدرن (مذهبی و قومی و نژادی) گرفتار شده ایم و در نتیجه مرتب خود زنی می کنیم. 
افسوس که دیر آغاز به نوشتن کرد و زود ناتوان شد. دکتر کبیرمیری همانند سایر روشنفکران ایران و افغانستان در تبعید با رویاهای بسیاری این جهان خاکی را وداع گفت. ولی هرگز مسئولیت اش را نسبت به هموطنانش فراموش نکرد. یک روز برای او شعری از ژاله اصفهانی  (شاعر امید) را بازخوانی کردم و با تغییر بخشی کوچک از آن به او گفتم عجب حکایتی است انگار ازافغانستان هم می گوید. 

  مي پرسي از من
 اهل كجايم؟
من كولي ام من دوره گردم.
پرورده ي اندوه و دردم.
بر نقشه ي دنيا نظر كن
با يك نظر از مرز كشور ها گذر كن
بي شك نيابي سرزميني
كان جا نباشد دربه در هم ميهن من
روح پريش خواب گردم
شب هاي مهتاب
در عالم خواب
بر صخره هاي بي كران آرزو ها رهنوردم.
با پرسش اهل كجايي
كردي مرا بيدار ازين خواب طلايي
افتادم از بام بلند آرزو ها
در پاي ديوار حقيقت
مي پرسي از من
 اهل كجايم؟
از سرزمين فقر و ثروت
از دامن پر سبزه ي البرز كوه ام (هندو کش و بدخشانم).
از ساحل زاينده رود پر شكوه ام (هریرود پرشکوه ام)
وز كاخ هاي باستان تخت جمشيد (تندیس های باستانی بامیان).
مي پرسي از من
اهل كجايم؟
از سرزمين شعر و عشق و آفتاب ام
از كشور پيكار و اميد و عذاب ام
از سنگر قربانيان انقلاب ام  (جنگ و جهادم)
در انتظاري تشنه سوزد چشم هايم
مي داني اكنون
اهل كجايم؟
 او یک روشنفکر سکولار بود. در سا لهای آخر عمرش کوشش کرد که مفاهیم و دیدگاه های سکولار در چارچوب  تئوری دولت های پسا استعماری  را در ادبیات سیاسی افغانستان وارد و یک چالش فکری جدیدی را در حوزه گفتمان سیاسی ایجاد کند. او غرق کتاب بود ، دنیایی از معلومات که فرصتی نشد آنها را به روی کاغذ بیاورد. 
من درگذشت دکتر کبیر میری را به همکارانش ، بستگانش ، و به هموطنانش در جای جای این کره خاکی از جمله هموطنان افغانم در ایران که از ابتدایی ترین حقوق خود محروم هستند، تسلیت میگویم. باشد که روزی رویاهای این عزیزان از دست رفته به حقیقت بيیوندد.   

    دکتر مژگان ثروتی
مونستر
 

اخبار روز

28 اسد 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها