به فکر من بهتر است حرف های آقای ترمپ را زیاد جدی نگیریم!

فکر می  کنم بهترین پیام از جمله در حدودی شش صد پیام تا کنون از هم میهنان عزیز ما در اعتراض به سخنان آقای ترمپ، که گفته بود می توانست افغانستان را از صفحۀ روزگار بردارد، پیامی است، که آقای "خالد حسینی" نویسندۀ کتاب "کاغذ پران باز"، ابراز نموده است. 

آقای حسینی، با درک عمیقی که از شخصیت روان پریش، متغیر و فهم یا عقل ناقص آقای ترمپ از مسائل جهانی، دولت داری و نزاکت های دپیلوماتیک دارد، نوشته می کند: "سخنان او از سر بی دقتی است و زیبنده رهبر جهان آزاد نیست".
در علم روانشناسی، مخصوصاً در معاینه خانه های روان شناسان، روان پریشی یک انسان بیشتر از روی سخنان وی تعیین می گردد. مریض به معاینه خانۀ روان شناس می رود. روان شناس ساعت ـ نیم ساعتی با او می نشیند. به صحبت های او گوش می دهد. و در پایان نشست، بعد از همین ساعت ـ نیم ساعت، بدون این که شاهد اعمال وی در گذشته بوده باشد، به این نتیجه می رسد، که رجوع کنند به روان شناس، بیمار است یا نه؟ اگر بیمار است، به چه میزانی و با چه دوا یا روشی درمانی دیگری می تواند دو باره صحت یاب شود؟
همۀ ما از آغاز ریاست جمهوری آقای ترمپ تا امروز، بار ها سخنان او را در رابطه با رهبران کوریای شمالی، ایران، پاکستان، کوبا، افغانستان، جرمنی، فرانسه، روسیه، مکزیک، برازیل، چین، کانادا و سائر کشور های جهان، به شمول ده ها سیاستمدار و ژورنالیست امریکائی مسیحی و مسلمان، سفید و سیاه و زرد و سرخ، زاده در امریکا یا جای دیگر، شنیده ایم. سخنان توهین آمیز؛ سخنانی که امروز چیزی بوده و فردا چیزِ دیگری! 
آقای ترمپ با همه مشکل دارد؛ چیزی که قابل انکار نیست و افترأ هم نمی باشد ـ حتا با سیاستمداران حزبی که خودش به آن تعلق دارد و با سفرای نزدیک ترین دوستش: انگلستان! "بی منطق، متزلزل و ناکارآمد" اوصافی هستند که آقای "کیم داروک"، سفیر انگلیس در امریکا، که آقای ترمپ بعد از این سخنان وی نخواست با او کار کند،از سمتش استعفأ داد، به او داده است! چرا؟ چون  هر روز حرفی می زند، ماجرائی می آفریند و غوغائی برپا می دارد! 
آیا داشتن چنین حالتی نشان از سلامت روانی یک انسان دارد؟ ویدئو هائی که در روز ها و ماه های اول ریاست جمهوری  وی از وی و خانمش در تلویزیون ها به نمایش گذاشته می شدند، همه شاهد خصلت بچه گانۀ وی می باشند. گاهی یکی قهر می کرد؛ گاهی دیگری! گاهی این دست او را پس می زد و گاهی او دست این را. گاهی این یکی پیش پیش می رفت و گاهی آن یکی. چقدر وزیر و مشاور و رئیس و سفیر و نمایندۀ دولت در دوران کار او، که هنوز تمام نشده است، تغییر و تبدیل یا برکنار شده اند؟ و... آیا در دوران سائر رؤسای جمهور امریکا به این اندازه قهر و ناز و برکنار کردن و ببر و بیار و به این اندازه  شکوه و شکایت، و می کنم و نمی کنم در میان سیاستمداران امریکا و اینقدر کشیدگی و تشنج در روابط امریکا با جهان وجود داشت؟ 
نه؟ چرا؟ چون آن ها سیاستمدار بودند؛ نه مانند آقای ترمپ یک تاجر و احتمالاً فرزند نازدانۀ والدین متمولی که همه چیز را در دوران طفولیت و جوانی در اختیارش قرار داده بودند؛ و هر کاری که می خواست می کرد. عادتی که اینک در پیرانه سری، زمانی که مسئولیت قدرتمند ترین کشور جهان را از لحاظ نظامی ـ اقتصادی و تأمین صلح به دوشش گذاشته اند، دست از سر او بر نمی دارد. و به همین دلیل (کار های سبکسرانۀ ترمپ) امریکا که هیچ وقت به این حد در جهان بازنده و بیقدر و مورد تمسخر نبوده است، اینک موضوعی برای تمسخر و فکاهی همه مردمان جهان تبدیل شده است! 
یکی از سفرای انگلیس در امریکا، که نمی دانم فعلاً هم سفیر است یا نه، می گوید که ترمپ به خاطر لجی که با اوباما داشته از "برجام" خارج شده است! اگر چنین برداشتی درست باشد، که می تواند درست باشد، نمی دانم مردم امریکا با چه منطق و چه شناختی از وی او را به ریاست جمهوری کشوری که مسئولیت سنگینی برای حفظ صلح درجهان متوجه اوست، کسی را که هنوز لجبازی دوران کودکی اش دست از سرش برنداشته است، انتخاب نموه اند؟ چه بی مسئولیتی ای!؟ جهان اینک به خاطر لجبازی های ترمپ در آستانۀ جنگی قرار دارد، که می تواند همۀ منطقۀ شرق میانه را، حداقل، به آتش بکشد و نابود کند؛ جنگ با آخوند هائی که حاضرند مانند یک داعشی یا طالب انتحاری خود را از بین ببرد، تا دشمن را نابود کند!
من شخصاً می خواهم از آقای ترمپ بپرسم که دلیل شما، اگر این توانائی را می داشتید و اگر می خواستید چنین کاری را در حق افغان ها بکنید، چه بود که افغانستان را از روی نقشۀ جهان محو کنید؟ شما بهتر از هر انسان دیگری باید بدانید، که نقشۀ حمله به برج های تجارتی نیویارک، پنتاگون و... کار "بن لادن" بوده است و بن لادن، که خود مخلوق شما ها بود، در آن زمان در پناه طالب قرار داشت و طالب نیز، مانند بن لادن مخلوق شما ــ امریکا و انگلیس و عربستان ــ برای پیش برد اهداف شما + اهداف پاکستان، تحت قومانده پاکستان قرار داشت. چرا افغانستان؛ در حالیکه همه فساد زیر سر پاکستان  بود و است!؟ شما بن لادن را در کدام کشور از بین بردید؟ ملا عمر در شفاخانه های کدام کشور بستر بود و در کجا مرد؟ همین اکنون رهبران طالبان در کجا هستند و از کدام کشور تجهیز و تمویل می شوند و دستور جنگ با شما و ما را می گیرند؟ و به هدایت کدام کشور با نمایندگان شما در نشست ها اشتراک می ورزند و...؟؟
افغانستان در این میان چه گناهی داشت  و دارد که می باید از صفحۀ روزگار محو شود؟ چه خوب گفته اند که گناه ناکرده سزا لازم!! آیا همین افغان ها نبودند که با دادن کم و بیش دو میلیون قربانی، و در حالی که  در حدود پنج میلیون افغان در داخل و خارج افغانستان آواره شدند و خاک شان به توبره کشیده شد، شوروی، بزرگترین دشمن شما را به زانو درآوردند و خدمتی به شما انجام دادند که هیچ یک از دوستان شما از ترس حاضر به انجام آن نبود؟
دشمن تو طالب بود، که بن لادن را پناه داده بود؛ نه مردم شریف و بی گناهِ افغانستان ـ و پاکستان که بر طالب تسلط همه جانبه و تام داشت! کدام صاحب انصاف و صاحب عقل سلیم را دیده اید که دشمن خود را زیر بال خود بگیرد و نوازش کند و دشمن دشمن خود را تهدید به نابودی کند؛ یا چنین خیالی را به ذهن خود راه بدهد؟! کسی را که پاس نیکی و همره ئی کسی را نداند، چه باید بنامیم؟
من ترا به خاطر این سخنت می بخشم؛ آقای ترمپ! نه برای اینکه دشمن افغانستان و افغانان هستم. نه برای این که تقریباً چهل سال است در غرب زندگی می کنم. یا گوئیا غربی یا غرب زده شده ام و... یا از روی بی مهری به وطن؛ و یا اختلال دماغ چنین کاری را می کنم! من افغانستان را دوست دارم. در آنجا زاده شده ام. خاطرات تلخ و شیرین بی شماری از سی و شش سال زندگی در آن سرزمین زیبا و از مردمان مهربان و شریف و باصفای آن دارم. باوجود این، می بخشمت؛ چون انسان هائی که عقل شان زائل شده باشد، یا مست ها را همیشه و در هر جا و مقامی که باشند، به اصطلاح هندی ها اگر "راجا" باشند یا "رنگ"، حتی در محاکم عدلی قابل بخشش می دانند!!  
ناگفته نماند که مردمان بی انصاف و پیش پای بین، هم از نظرگاه اخلاق، هم از نظر من و هم از دید مردانی که پابند اخلاق و مردانگی هستند، انسان هائی نیستند که مستحق احترام باشند...

اخبار روز

30 میزان 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها