فرید ریش ویلهلم نیچه (اراده ی معطوف به قدرت؛وفلسفۀ اخلاق ----بخش پانزدهم)

( دکارت خدا را از " در" بیرون کرد ولی از پنجره دوباره وارد کرد۰ نیچه)  نیچه دست ابرمرد خودرا باز  می گذارد آنگونه که خودش تشخیص می دهد عمل کند و در راه اقتدار وماندگاری خویش همۀ موانع را یکی پس از دیگری قلع وقمع نموده به مسیر خودش بی پروا وشجاعانه ادامه دهد

وهر خواستی را اگر با امیال او سرسازگاری ندارد در نطفه خفه نماید۰چه وحشتناک و رعب آور  وبی رحمانه است چنین تصور وتفکری؛ آنهم وقتی از زبان یک فیلسوف ویک نابغه می خوانیم ومی شنویم ۰نیچه می گوید:گروهی از دارندگان موی بور؛نژاد فاتحان ومهتران؛باتشکیلات جنگی وقدرت سازمانده؛پنجۀ بیرحمانۀ خودرا برقومی که از حیث شمار بی شمارند می افکند؛این است گروه تشکیل دهندۀ دولت وحکومت؛ آنجا که دولت وحکومت باقراردارد وپیمان برسرکارمی آید؛آرزوها خاک می شود۰آنکه طبعأ مهترزاده است وفرمانرواست؛ قراردادمی خواهد چه کند؟اوباشدت وخشونت رفتار مقام خودرا به دست می آورد۰ نخست کلیسای کاتولیک با ستایش خصال زنانه این اصل درخشان حکومت را تباه کرد؛بعد آرزوهای عامیانۀ اصلاح مذهبی پروتستانها وبالاخره ازدواج این قوم جنگجو با نژادهای پست مزید بر علت شدند۰ نیچه مدام واژۀ نژاد را به کار می برد ولی امروزه و در این عصر وزمان  دانشمندان اثبات نموده اند که همۀ انسان های موجود بر این سیارۀ سرگردان از یک نژاد هستند واین دانشمندان به کار گیری واژۀ نژاد را ناشی از بی سوادی ویا بی مبالاتی علمی می دانند۰در گذشته های دور نژادهای دیگری انسانی بوده اند که حتا اگر مابا آنها ازدواج می کردیم صاحب فرزند نمی شدیم ؛بدبختانه طبق نظریۀ تنازع بقاء داروین آنان نتوانستند خودرا با شرایط جوی ومحیطی وفق دهندبنابراین به کلی وبرای همیشه از صحنۀ روزگارمحو و نابودشدند۰حتا اگر انواع نژادها بودندبازهم هیچ نژادی نمی توانست ونمی بایست نسبت به آن دیگری خودرا برتر بدانند؛ چون همه را طبیعت ساخته وما در به وجود آوردن وآمدن ورفتنشان نقشی نداشته ایم ۰ نیچه به ملت آلمان وبه طور کلی به همۀ اروپاییان آرزوها و پیشنهادات خودرا اینگونه فرموله می کند:اگر قدرت تشکیلات آلمان با منابع مادی وانسانی بی پایان روسیه درآمیزد؛عهد عظیم سیاست ومملکتداری فرامی رسد۰ما می خواهیم که دو نژاد" اسلاو" و "ژرمن" به هم بیامیزند؛البته ماهرترین مردم اقتصادی دنیا یعنی یهود نیز باید به کمک بیایند تا بتوانیم بر جهان مسلط گردیم؛ اما باید بدون قید وشرط متحد شویم ۰ در غیر این صورت جز به دور خود گشتن وخفه شدن راهی نیست۰ اگر هموطن دیکتاتوروجنایتکار نیچه یعنی هیتلر به نصایح او گوش می داد ویهودان را قتل عام نمی نمود وبه سرزمین خرس ها تجاوز نمی کرد وبه جای آن با آنان یکدست وهم پیمان می شد شاید آرزوی جناب نیچه هم تحقق می یافت وراه برای به کرسی نشستن ابرمردش صاف وهموار می گردید۰ نیچه از تسلط بر جهان سخن می گوید؛چرا نیچه برتری طلبی وسلطه بر دیگران را در سر دارد وبه عنوان یک فیلسوف آنهم در پایان قرن نوزدهم به جای صلح و نوع دوستی وپیشرفت وایجاد یک نظام دموکراتیک وبرقراری عدالت اجتماعی وبرابری زن ومرد وهمۀ آحاد بشر چنین نظرات سخیفی را مطرح می کند؟مگر امپراتوران وقلدران تاریخ غیر از این گفته وکرده اند؟اگر بناست که آنها را محکوم بکنیم؛ چرا نیچه را که ادعایی فیلسوف بودن هم دارد نباید محکوم نمود؟نیچه به مداحی خوددر بارۀ روسیه چنین ادامه می دهد:روسیه شیر ژیان اروپاست۰ اعتقاد عنودانه ای که در ملت روسیه به سرنوشت موجود است؛آنان را امروزه برما غربیان مزیت می دهد۰در روسیه یک حکومت قوی موجود است که "فاقد حماقت های پارلمانی است۰"جای شگفتی نیست که روسیه روزی سرور وآقای اروپا خواهد گردد۰ (اگر ولادیمیر پوتین این اراجیف نیچه را بخواند با اعتماد به نفس بیشتر حرکت خواهد کرد؛به اضافه اینکه پوتین رابطۀ خوبی با اسرائیل ونتانیاهو نخست وزیر آن هم داردو وجود حدود دومیلیون یهود اهل روسیه در اسرائیل می توانند مایۀ دلگرمی پوتین باشد؛ فقط می ماند دوستی با آلمان که آنهم از طریق احداث پایپ لاین نفت وگاز به سرپرستی" گرهارت شرودر"نخست وزیر پیشین آلمان در جریان است۰ چیزی نمانده که جناب نیچه به آرزویش برسد ۰) نیچه چنین ادامه می دهد:آنکه از ته دل به آیندۀ اروپا می اندیشد می تواند تصور کند که روس ها ویهود در میدان تنازع قوا به اغلب احتمالات قطعی ترین عامل خواهند بود۰ نیچه از مردم انگلیس ابراز انزجار می کند نه به علت قرنها استعمار واستثمار واستحمار بشریت بلکه برعکس به دلیل آوردن نظام دموکراسی وسیستم پارلمانی یعنی درست بر نقطۀ قوت انگلیسی ها حمله می کندوچنین می گوید: بدتر از همه انگلیسیها هستند؛آنها بودند که روح فرانسوی را با شبهۀ دموکراسی تباه ساختند۰دکانداران؛ مسیحیان؛گاوان؛زنان؛انگلیسیان؛ و دیگر دموکراتها همه به یکدیگر وابسته اند۰ سودجویی وابتذال انگلیسیها نقطۀ حضیض فرهنگ وتمدن اروپایی است ۰ دموکراسی هدیه وروشوه ای است که انگلیسیها به دنیای نو داده اند۰ کیست که اروپا را از دست انگلستان وانگلستان را از دست دموکراسی نجات دهد؟ شاید در این راستا اسلامگرایان سیاسی وافراطیون ناسیونالیست اروپای به کمک نیچه بیایند چون آنان نیز از دموکراسی وبرابری متنفر هستند ۰ نیچه ندانست که انسان بعد ازقرن ها تجربه از نظام ها وسیستم های گوناگون بالاخره عقلای قوم  به این نتیجه رسیدند که نظام دموکراسی با همۀ عیوبش نسبت به سایر سیستم ها یک سر وگردن بهتر وانسانی تر است ۰ یا اینکه اصولأ نیچه بر اساس فلسفه اش به برابری اعتقاد ندارد ونمی توان از او چیزی بهتر از این هم توقع داشت ۰ اگر نیچه بر ناقص بودن دموکراسی در غرب ویا اینکه به یک بام و دو هوا در اروپا ایراد می گرفت که چرا برای اروپا دموکراسی نظام پارلمانی را تجویز می کنید ولی در جاهای دیگر از دیکتاتورها حمایت می کنید؛آنوقت می شد سخنان نیچه را تأیید نمود۰اما ایشان همان فکر استعماری یعنی تسلط بر جهان را پیشنهاد می کند و می خواهد مثلث "آلمان؛ روسیه وقوم یهود" دست به دست هم بدهند وهمه را زیر سلطه بگیرند۰عاشقان سینه چاک نیچه باید با دقت بیشتری آثار او را بخوانند تا شاید به عواقب ویرانگر آن  پی ببرند و فقط به علت مذهب ستیزیش او را نستایند۰( من آدم حساسی نیستم؛ وقتی خانه ای والدینم را ترک کردم گریه نکردم ؛ وقتی گربه ام مرد گریه نکردم؛ وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم و حتا وقتی روی ماه پاگذاشتم گریه نکردم۰اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی می کردم از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود ما بودیم و یک خانه ای گرد آبی؛ با خودم گفتم انسانها برای چه می جنگند؟ انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره ای زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم۰ """ نیل آرمسترانگ؛ فضانورد"")

اخبار روز

30 میزان 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها