حکومت افغانستان، جمهوری اسلامی یا شتر مرغ سیاسی

ازنیم قرن اخیر حکومت های سلطه جو بلائی اند که توسط سیاست های استعماری به سر مردم افغانستان آورده و هنوزهم پشتبانی از حاکمان افغانستان ادامه دارد. برخی از این نظام ها وابسته به ایدیولوژی مذهبی بودند و هستند ،

شک ندارم و برای تشریح اين کار چاره ای نمی بينم جز آنکه به تشریح کوهر مشروعیت سلطه جویان  مذهبی نظری بيافکنم.
علمایی جامعه شناسی از زمان افلاطون گرفته تا عصر حاضر « حکومت» را يک نهاد گريز ناپذير همه ی جوامع بشری خوانده اند. در سراسر دنيا کسی و کسانی که متصدی امر حکومت اند، به نوعی حاکمیت را یک نوع قرارداد اجتماعی ای میدانند بين کسانی که حاکم اند و کسانی که تحت حکومت آنان زندگی می کنند.
ژان - ژاک روسو مفهوم قرارداد اجتماعی  را گوهر نهاد حکومت در «تفاوق» میداند.
 ماکس وبر، جامعه شناسی آلمانی نشان می دهد که اين امر هيچ تازه نيست و در همه نوع جامعه ای وجود دارد. بقول او، همين توافق زاينده ی مفهوم ديگری است به نام مشروعيت حکومت. اگر ريشه «شرع» در مفهوم مشروعيت را فراموش کنيم و آن را در معنای عام تری بفهميم که به قانونيت نزديک تر است، در آن صورت معنای سخن ماکس وبر آن است که:
حکومت قانونی است که مردم در مورد آن با کارگزارانش توافق کرده باشند. پدیده ی که ما در قدرت های حاکمه أفغانستان ندیدیم و در صد سال اخیر مردم افغانستان برای تحکیم چنین نظام  سیاسی قربانیان بیشماری داده اند.
در قرن اخیر برخی از جوامع بشری، با گذر از حقانيت قدسی از طريق اتصال به عالم غيب و حقانيت سنتی  از طريق تصاحب ميراث و قوم گرای، سپس، ارتباط خونی، عاقبت، با شروع عصر مدرن، توانسته اند به مفهوم حقانيت قانونی برسند. و همين مفهوم است که حق حاکميت را از آن مردم می دانند و معتقد اند که مردم اين حق را، از طريق انجام انتخابات آزاد، به نمايندگانشان تفويض می کنند. از اين منظر که بنگريم می بينيم که حکومت مدرن دموکراتيک در ذات خود جمهوری مدار «جمهور» به معنای توده مردم است، و در حکومت جمهوری مدار است که حق حاکميت مردم به رسميت شناخته می شود و آنان، از طريق اعمال اين حق، برای انجام امور روزمرهء خود مستخدمينی را انتخاب می کنند و بخش های مختلف حکومت را بصورت مشروط و موقت به دست آنها می سپارند.
اينکه اين توافق در جوامعی بشری بجه صورتی بدست می آيد خود تاريخچه ای طولانی و صورت هائی گوناگون دارد. اما رژیم های که درقید ملا ها و آخوند ها و وابسته به ایدیولوژی مذهبی اند، مانند جمهوری اسلامی  افغانستان و برخی از کشور های اسلامی دیگر، حاکمان با استفاده از عدم آگاهی مردم برای کسب مشروعیت اجتماعی خود،مذهب را پیشه سیاسی خود قرارمیدهند. حکوماتی در پوشش جمهوریت آرایش میدهند، چنین ساختاری های سیاسی مانند نظام سیاسی أفغانستان این واقعیت را نشان می دهد، که این حکومت همچون يک شتر مرغ سياسی است، از يکسو خود را دارای مشروعيت اسلامی میداند و از سوی ديگر، قانونيت خود را ناشی از وجود انتخابات و مشارکت مردم می داند.
ما می توانیم برای ریشه یابی نامگذاری چنین نظام های شتر مرغی به کتاب « تاریخ اسلام» پژوهش دانشگاه کیمبرج ، زیر نظر هولت و لمبتون ، ترجمه ی احمدآرام رجو نمایم. تا به نقش مخرب سیاستهای استعماری آگاهی زیادتری پیدا کنیم. برخی از مورخین انگلیسی مشتی از پند های سیاسی در زمینه دولت سازی متکی به دین اسلام که به منافع سیاست استعماری انگلیس بوده است، برای حاکمات کشور های اسلامی در حوزه تعریف نموده اند.
بياد داشته باشيم که محمد بن عبدالله هم ـ اگرچه مدعی بود از جانب خدا دارای حق حاکميت شده، اما ـ نتوانست در مدت ۱۳ سال در مکه مشروعیت خود را از طریق بیعت مردمی حصول کند، تا زمانی که به مدینه رفت و از برکت همایت و بیعت دو طایفه ی اوس و خزرج انصار، که از طریق دوزدی و رهزنی به تجم اقتصادی نایل گردیدند، باعث «بيعت» به حاکميت او گردید. پس، بيعت هم يکی از صورت های توافق است. خليفه های چهارگانه نخست اسلام هم با بيعت به خلافت رسيدند. اکنون طالبان افغانستان می کوشند از طریق بیعت دولت های امریکا، روسیه، ایران و چین و برخی از سیاستمداران أفغان به خلافت جمهوری اسلامی برسند. این بود اشاره ی به روند نظام های سیاسی مذهبی . حال بریم به سراغ چگونگی نظام سیاسی أفغانستان.
من مدت هاست به اين اعتقاد راسخ رسيده ام که هر نوع اصلاحاتی در کار فرو بستهء افغانستان تنها و تنها منوط به انحلال کامل جنگ سالاران مذهبی از سیاست و حکومت است؛ تا زمانیکه این حلقه ای شیطنت به نوعی به دور حاکمیت باشد،هرحرکت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حتی با انتخابات آزاد آن معلوم نیست که حکومت را به کجا آباد می برود.
رژیم کنونی أفغانستان از زمان تاسیس جمهوری اسلامی به ریاست آقای حامد کرزی نسبت به ارتباط تنگاه تنگی که با حلقه جهادی ها مذهبی داشت و دارد، نتوانست خود را از پايگاه های محدود اما مشروعيت بخشنده ی نظامی بنام جمهوریت سر و سامان دهد، در ظرف ۱۶ سال، سه حکومت به اصطلاح انتخاباتی به قدرت رسیده اند و اکنون چهارمین انتخابات صورت گرفته است، ولی «حاکم» يا «دستگاه حاکميت»، ريشه ی «توافق» خود را با مردم فراموش کرده و يا منکر می شود. يعنی حکومت فعلی افغانستان تصميم می گيرد هر کاری که دلش خواست انجام دهد و از بابت کارهايش هم نه قابل کنترل است و نه پاسخگو به آن طرف ديگر توافق، که مردم اند.
نتيجه ی آشکار و بلافاصله ی اين کار آن است که حاکميت رفته رفته «توافق» را کمرنگ کرده است و، در پی آن، «مشروعيت» يا «قانونيت» خود را از دست داده زمانی که ريشه های توافق خشکيد و مشروعيت هم که از دست رفت تنها راه ادامه حکومت کردن بر مردم اعمال زور است و اشاعه ترس و برانداختن مخالف، حال آنکه اگر حکومتی که بر بنياد توافق شکل گرفته و از مشروعيت و قانونيت برخوردار باشد، خود را در خطر نمی بيند که بترسد و، در نتيجه، بترساند. در چنان حکومتی گروه مخالفان برای نهاد حکومت و نشستگان بر اريکه ی آن خطری نخواهند داشت. در واقع آنان کارشان تنزيه حکومت و نشان دادن بيراهه هائی است که هر حکومتی ممکن است بدان قدم بگذارد. بررسی روز مره از اعمال حکومت أفغانستان این واقعیت را نشان می دهد که این حکومت از جمهوریت بسيار دور شده و محروم گشته است.
پس، بنا بر قوانين خلل ناپذير،  هر حکومتی که تکیه به ملا ها و آخوندا بنماید و سر نوشته سیاسی آن تحت سلطه سیاست استعماری باشد، جوی خود کامه را پايانی جز فرو افکندن مردمان در هرج و مرج و زشتکاری و بيداد نيست.
 جامعه کنونی أفغانستان در تسلط حکومت و رهبران مذهبی و جنگسالاران قرار گرفته است این حکومت و دار دسته آن مانند گرگ هائی اند که نظر به تجربه ی عملی که از نیم قرن اخیر آموخته اند، میتوانند عمری را در لباس گوسفند تمرين عوامفريبی کرده و نبض احساسات عقب نگاهداشته ترين قشرهای جامعه را در دست داشته باشند. اينگونه است که پرورش گرگ در لباس ميش نيز خود يکی از کارکردهای حکومت های سلطه جوی، مذهبی و خودکامه افغانستان است.
باری، پس، اعتقاد دارم که بايدروشن گران افغان در رفع توهم ها و آشکار کردن دروغ ها این حکومت تلاش نمایند و نشان دهند حکومتی که با نام مستعار «جمهوری اسلامی» از طرف جامعه جهانی سر پا شده است، حتی بر اساس مبانی ادعائی خود آنان، روزانه از جانب اعضای حکومت اعمال غيرقانونی علیه مردم صورت می گیرد و این حکومت را نباید تسهيل کنندهء رسيدن به جامعهء باز، آزاد و دموکرات دانست، برعکس این دستگاه مانع قطعی اين وصول به مطلوب است و برای کنار زدن اعضای اين تخته سنگ فرو افتاده بر سر راه سعادت مردم أفغانستان، اهتمام ورزيد.
******


تورنتو،کانادا اکتوبر ۲۰۱۹ 

 

 

 

اخبار روز

01 قوس 1398

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها