سپاه قدس ایران بعد ازمرگ قاسم سلیمانی

مرگ قاسم سلیمانی و حوادث متعاقب تا چند روز قبل سرخط اخبار را تشکیل میدادند. حوادث مذکورو عکس العمل های که به ارتباط آن در افغانستان نشان داده شد ضرورت تعمق بیشتر در مورد سپاه قدس و ارتباط آن با افغانستان را بمیان می آورد. این نوشته کوششی است در همین جهت.

افغانستان بحیث همسایهٔ فاقد دولت مرکزی قوی طی چهار دههٔ اخیر، ساحهٔ باز برای توسعهٔ نفوذ ایران در ساحات سیاسی، مذهبی و فرهنگی بوده است. امکانات مالی عرضه شده توسط غربی ها به افغانستان و آزادی های عقیده و بیان مندرج قانون اساسی جدید افغانستان را هم ایران به حد اعظمی در خدمت مداخلات خویش گرفته است. دولت افغانستان بصورت آگاهانه و یاغیر آگاهانه ، دربرابر مداخلات ایران طی ۱۸ سال گذشته چشم بسته است. بعد از کشته شدن قوماندان سپاه قدس قاسم سلیمانی برخی از چهره های تنظمی چون عبدالله عبدالله، اسماعیل خان و امثالهم با صدور اعلامیه های همبستگی مکرراز روابط قبلی خویش با سلیمانی و برخورداری از کمک های او پرده برداشتند. عده ای هم چون حکمتیارسکوت کردند اما همه میدانیم که در سالهای اقامت اش در ایران مهمان سپاه قدس و قاسم سلیمانی بود. همایون جریر داماد و سخنگوی گلبدین هنوز هم نشانی از آن دوران را با خود حمل نموده وبا لهجهٔ ایرانی صحبت میکند. خانوادهٔ احمد شاه مسعود بعد ازشهادت موصوف توسط سپاه قدس به ایران انتقال یافتند. چه ایران میخواست بالای بازماندگان او سرمایه گذاری کند. به جز احمد پسرمسعود بقیه اعضای خانوادهٔ مسعود هنوز هم در ایران اقامت دارند.
با تقرر جنرال اسماعیل قاآنی  در پُست او، رسانه ها متوجه شدند که همین آقای قاآنی چندی قبل سفررسمی اما تحت نام ونشان جعلی به افغانستان داشت وبا همین هویت جعلی با رهبران حکومت دیدار نموده سفری هم به بامیان برای افتتاح یک پروژه داشت. متأسفانه حکومت افغانستان را مشکلات دوسره بودن حکومت ودسایس و مداخلات پاکستان چنان بخود مصروف ساخته که خطرات فعالیت بلامانع سپاه قدس در افغانستان را نادیده می گیرد و متقبل مسؤلیت مشکلات احتمالی ای میگردد که در آینده های نه چندان دوراز این جهت دامنگیر افغانستان خواهد شد.
قاسم سلیمانی کار اش را بعد از انقلاب ایران در ۱۳۵۷ برای سپاه پاسداران (تشکیلات مسلح جنگی و استخباراتی مذهبی تابع قوماندهٔ رهبرانقلاب ایران) آغاز کرد. وی در جنگ ایران-عراق سهم فعال داشت ودر جریان همین جنگ با برخی افغانهای مهاجرکه برای نجات از بیکاری به نفع ایران درصفوف سپاه پاسداران در این جنگ اشتراک کرده بودند آشنا شده و رابطه برقرار کرد. یکی از آنها علیرضا توسلی نام داشت که بعد ها قوماندان فرقهٔ فاطمیون شد و در ۲۰۱۵ درحین جنگ درسوریه کشته شد. سپاه قدس در جریان جنگ ایران-عراق بحیث نیرو (قوا) پنجم سپاه پاسداران ایران ایجاد شد. سایر نیرو های سپاه عبارتند از نیرو های زمینی، هوائی، بحری و بسیج.  وظیفهٔ سپاه قدس پرداختن به ماموریتهای مخفی برون مرزی بود. سلیمانی در عراق دوران جنگ مصروف فعالیتهای کشفی و نظامی برای سپاه بود. بعد از ختم جنگ ایران وعراق سلیمانی در رأس یک واحد سپاه قدس مؤظف به مبارزه با قاچاق مواد مخدره و اسلحه در دوطرف سرحد ایران با افغانستان شد. سلیمانی با استعدادی که در مسایل استخباراتی و نظامی داشت، در کارخویش بسیارمؤفق بود. وی توانست با استفاده از فقدان نظم وقانون ناشی ازجنگهای داخلی در افغانستان به اجنت گیری درافغانستان بپردازد. سابقهٔ روابط تورن اسماعیل خان با او هم احتمالأ به همین دوره برمیگردد، زیرا تقرر سلیمانی در پُست قوماندان سپاه قدس بعدأ یعنی در اوایل کسب قدرت توسط طالبان درسال ۱۳۷۶ صورت گرفت. آنزمان افغانستان برای ایران به یک هدف مهم تر مبدل شد زیرا طالبان با مواضع آنوقت شان میتوانستند، برعکس ساسیت سازش طلبانه و ایرانی ماآبی های کنونی شان، خطری برای جمهوری اسلامی ایران و اهداف استیلا گرایانه آش در افغانستان باشند. وابستگی طالبان به پاکستان که رقیب منطقوی ایران است وکشته شدن چندین نظامی سپاه قدس که در لباس دیپلمات در قونسلگری ایران درمزار شریف کار میکردند،  ایران را تا سرحد تجمع ۳۰۰۰۰ نظامی در سرحدات با افغانستان خشمگین ساخت. قبل از تصرف شهرمزار توسط طالبان، ایران در شمال کشورنقوذ زیادی داشت و این به اصطلاح "دیپلماتهای" ایرانی حکمرانان پُشت پردهٔ  مزارشریف بوده روابطی خاص با حاجی محمد محقق مسؤل حزب وحدت در شمال داشتند اما با دادن اسلحه وپول سایر تنظیمها را هم راضی نگهمیداشتند. در حالات بروزاختلاف بین تنظیمها در مزار شریف، قونسل ایران همه رهبران محلی(بشمول جنرال دوستم واستاد عطا) را احضارمیکرد و میان شان میانجیگری می نمود. سپاه قدس ایران یکی از منابع تمویل و تسلیح جمعیت اسلامی و حزب وحدت در جنگهای داخلی و دورهٔ به اصطلاح مقاومت بود. ارادت خاص عبدالله عبدالله به قاسم سلیمانی و ایران از همان دوره منشأ میگیرد. اما به صراحت باید گفت که شخص قاسم سلیمانی در زمان  جهاد علیه شوروی سابق هنوز (حد اقل تا ۱۳۶۷) مصروف جنگ ایران عراق بوده ودر سطحی نبود که جهاد افغانستان یا اشخاصی چون اسمعیل و عبدالله را کمک کند. امکان دارد اسماعیل خان فرار خویش از زندان طالبان در قندهار (سال ۱۳۷۹) را مدیون قاسم سلیمانی باشد.
قاسم سلیمانی توانست طی۲۲ سالی که در رأس سپاه قدس قرار داشت یک شبکهٔ وسیع ازگروه های ملیشهٔ غیردولتی عمدتأ شیعه مذهب را در شرق میانه، جنوب آسیا وبرخی کشور های افریقائی ایجاد کند و آنرا تحت رهبری سپاه قدس که مستقیمأ تحت قوماندهٔ رهبر انقلاب ایران میباشد قرار دهد. این شبکه را امام جمعهٔ تهران در خطبهٔ نماز جمعه بعد از مرگ سلیمانی" حلقهٔ زرین" (خبرگزاری تسنیم) خواند. به پاس این خدمت قاسم سلیمانی ازآیت الله خامنه ای بزرگترین مدال دولتی ایران یعنی مدال ذوالفقار را دریافت نمود. وی تنها ایرانی ایست که از انقلاب اسلامی بدینسو به گرفتن این مدال مؤفق شده است. لوا های ملیشهٔ مذهبی متعلق به شبکهٔ مذکور عبارتند از: در لبنان حزب الله، در فلسطین حماس، در یمن انصار الله (حوثی ها)، در عراق کتائب الشعبی، سرایا الاسلام(قبلأ جیش مهدی)، سرایا الخراسانی، سپاه بدر وچندین لوای دیگر که در عراق وسوریه برای سپاه قدس فعال اند، درسوریه حزب الله (تعلیم وتشکیل شده توسط حزب الله لبنان)، از افغانهای شیعه مهاجر در ایران، جوانان شیعه مقیم کابل و مقیم سوریه  لوای فاطمیون، از پاکستانی های مقیم ایران لوای زینبیون (تربیه شده توسط حزب الله لبنان درعراق) و سرانجام شبکه های مخفی در عربستان صعودی وبحرین. قرارمعلوم سپاه قدس دربوسنیا وکوسوو هم فعال است و نمایندگان قدس که با پوشش دیپلمات در سفارتهای ایران مقیم دول  اروپائی و استرالیا کار میکنند، به سربازگیری و اجنت گیری با تبلیغات فریبدهٔ مذهبی از میان پناهندگان مسلمانان مقیم این کشور ها میپردازند.
درپاکستان آی اس آی دولتی در میان دولت و قدرتمند تر ازدولت است. اما سپاه پاسداران در ایران بدون آنکه جزء تشکیلات دولتی باشد، موقفی بلند ترو برجسته تر از قوای مسلح دولتی دارد. سپاه قدس تعین کنندهٔ سیاست خارجی ایران در شرق میانه است.  گفته میشود که سلیمانی سالها قبل از مرگ اش از طریق جلال طالبانی پیام ذیل را به جنرال دیوید پتروئوس رئیس سازمان سیاه فرستاد: " پیتروئوس عزیز، شما باید بدانید که من  سیاست خارجی ایران در رابطه با عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترول میکنم. در واقع سفیری که در بغداد است عضو سپاه قدس میباشد." برخی روزنامه های غربی هم سلیمانی را پُر قدرت ترین مامور مخفی در شرق میانه نامیدند ودوستانش به او لقب پادشاه خاور میانه را داده بودند. وی با وصف آنکه استعداد انکار ناپذیردر مسایل نظامی و استخباراتی و اختیارات نا محدود مالی و تسلیحاتی از جانب خامنه ای داشت به دیگران احترام میگذاشت ومیتوانست مخاطبین مذهبی اش را مجذوب خود سازد. با داشتن چنین صفات وی توانست با استفاده از خلای قدرت و بی نظمی که اشغال امریکا در عراق ایجاد کرده است، از میان شعییان رادیکال عراق بیش از ۱۱ لوای ملیشیهٔ نظامی-استخباراتی تحت قوماندهٔ سپاه قدس ایران ایجاد کند.
قرار ایدئولوژی رسمی آخوند های که دولت ایران را رهبری میکنند، توسعهٔ نفوذ ایران در شرق میانه و جنوب آسیا از طریق سپاه قدس گام هائی اند در جهت تشکیل حکومت جهانی مهدی که در کتابهای مذهبی از آن نام برده شده است. بدین شیوه آخوند ها صدور انقلاب و مداخلات استخباراتی شان به سایر کشور های اسلامی را توجیه مذهبی میکنند. اما این تبلیغات صرف برای گروه ها و عناصرعمیقأ مذهبی طرفدار ایران قابل پذیرش است. قبل از تحریم سپاه قدس دراگست ۲۰۱۲، امریکائی ها یا متوجه حرکت بی سر وصدا اما با نقشه و پُشت کار توسط جنرال سلیمانی و زیر دستانش نبودند یا آنرا جدی نمیگرفتند. داعش که هستهٔ آن در سوریه و به پشتیبانی حافظ الاسد برای مبارزه با امریکا ایجاد شده بود، توانست در عراق همین نوع حرکت بسیج کنندهٔ بی سر وصدا  را در میان سُنی های عراق که تبعیض دولتی بخشی از آنها را عقده مند ساخته بود، سازمان داده و سر انجام  با پشتیبانی تسلیحاتی و مالی حلقات وهابی و سلفی کشور های عربی دست به اشغال ساحات وسیعی از عراق زد. امریکائی ها متوجه سُنی بودن مناطق تحت اشغال داعش بودند و حکومت عراق را به برداشتن گام های سنجیده دعوت میکردند. سقوط بدون مقاومت قطعات امنیتی و نظامی دولتی عراق زیر ضربات داعش اعتماد به نفس را در دولت عراق از بین برد. در همان وقت دست غرض آلود ایران برای کمک در جنگ با داعش بسوی دولت عراق دراز شد و عراق آنرا با صمیمت فشرد. دخول سلیمانی و لواهای یازده گانه اش در جنگ با داعش مؤثر بود. اما مردم مناطق سُنی مذهب در مقابل مداخلهٔ نظامی ایران حساسیت و مخالفت نشان میدادند. هرگاه ماشین جنگی عظیم امریکا درپشتیبانی از عساکر کُردستان عراق در جنگ با داعش داخل نمی شد، این جنگ میتوانست فاجعهٔ جنگ طولانی شیعه وسُنی را در عراق بدنبال داشته باشد. تخریب کامل شهر های تحت تسلط داعش توسط طیارات امریکائی وراکت های ایرانی ضایعهٔ بزرگ برای سُنی مذهبان عراق است اما همین جنگها در مدت کم به نابودی دولت اسلامی داعش در عراق منجر گردید. CIA با درسگیری از مشاهدات و تجارب اش در عراق، سوریه و یمن متوجه مبدل شدن شپاه قدس به یک نیروئی که در درازمدت میتواند قادر به بخطر انداختن منافع ایالات متحده در شرق میانه شود، گردید. سلیمانی از همان هنگام در لیست ترورCIA قرار داشت و سرانجام بتاریخ ۳ جنوری ۲۰۲۰ هنگام ورود به شعر بغداد همراه با مهدی المهندس قوماندان عمومی لواهای سپاه قدس در عراق مورد ضربهٔ یک طیارهٔ بی پیلوت امریکائی قرار گرفت و جان داد.
مرگ سلیمانی برای آیت الله خامنه ای که وی را همچون پسر خود دوست داشت و توسعهٔ نفوذ ایران در منطقه را مدیون جد وجهد او بود، سخت تکان داد. نخست خامنه ای و سپس سایر مقامات دولتی ومذهبی ایران تعهد کردند که انتقام شدیدی از امریکائی ها بگیرند. فیصلهٔ وکلای شیعه مذهب پارلمان عراق برای خروج نظامیان امریکائی و ناتو از عراق خامنه ای را چنان به وجد آورد که شعار " امریکائی ها از منطقه بیرون شوید" را به سر زبانها انداخت وبه همین سلسله قوماندان سپاه از رهبران افغانستان خواست تا از مثال عراق پیروی کنند و الی ...
قابل پیش بینی بود که کار زیادی از دست ایران ساخته نیست اما با آنهم هوا خواهان رژیم ایران منتظراین انتقام بودند. سر انجام بتاریخ ۸ جنوری ۲۰۲۰ از طرف شب ۲۷ راکت به پایگاه عین الاسد امریکا فیر شد. قسمتی از این راکت ها به پایگاه مذکوراثابت کرد اما هیچ تلفات جانی بار نیاورد زیرا بخش اعظم پرسونل پایگاه برای حفظ ماتقدم به محل دیگری منتقل شده بودند. این نوع "انتقام شدید" آبرو ریزی بزرگی برای آخوند های حاکم در ایران بود.  پس از حملهٔ انتقام جویانهٔ مذکور، با وصف آنکه دونالد ترمپ اظهار داشت که این حمله را با تعزیرات بیشتر بر ایران جواب میدهد، آخوند ها منتظر حملهٔ تلافی جویانهٔ امریکا اند. ترس از حملهٔ طیارات بی پیلوت امریکائی ایرانی ها را به گفتهٔ خود شان چنان "کلافه" کرده بود که در رادار خویش طیارهٔ مسافربری اوکرائینی را راکت سکاد دیدند و با فیر کردن بالای آن افتضاح بشری و سیاسی دیگری را برای خود ببار آوردند. دولت ایران در هفتهٔ اول خواست این حادثه را ناشی از نقص تخنیکی طیاره وانمود سازد اما صدر اعظم کانادا با اتکاه بر اسناد تهیه شده توسط ایالات متحده قوماندان سپاه را وادار به اعتراف به فیر راکت توسط زیر دستان اش بالای طیاره نمود. این دروغگوئی آخوند ها تظاهرات و سیع و دوامدار محصلین ایرانی با شعار " مرگ بر رهبر" را بدنبال داشت که ثابت ساخت همه مردم ایران وفادار به رهبرو رژیم نیستند.
تا سال ۲۰۰۱ سپاه قدس با طالبان روابط خوبی نداشت و نیروهای ائتلاف شمال را کمک میکرد. بروز حوادث یازدهم سپتامبر و آغاز لشکرکشی آمریکا به افغانستان، جمهوری اسلامی ‌ایران را وادار به همکاری عملی با قوای امریکا و انگلیس در از بین بردن طالبان و القاعده ساخت. گفته می‌شود که مدیریت این همکاری را خود قاسم سلیمانی بعهده داشت. اما پس از سقوط طالبان و طولانی شدن حضور نیرو‌های نظامی ‌ناتو در افغانستان، جمهوری اسلامی استراتژی دوگانه ‌در قبال افغانستان را اتخاذ نمود. هم‌زمان با کار متداوم برای توسعهٔ نفوذ فرهنگی و وعده کمک به بازسازی افغانستان، مراکز تمرینات نظامی برای طالبان در برخی نقاط ایران ایجاد شده و سپاه قدس میزبان بخشی از طالبان در کشور خود شد. گفته میشود مشاوران سپاه قدس به صورت مستقیم در جبهات‌ طالبان در غرب افغانستان حضور داشتند و حتی تعدادی از آنان توسط دولت افغانستان دستگیر هم شدند که بنا به مصلحت های غیر قابل فهم رها گردیدند. مقامات محلی اسلحهٔ ایرانی را درغزنی، هلمند ونیمروز از طالبان بدست آورده و به رسانه ها نشان داده اند. اما دولت مرکزی چشم خود را در برابراین واقعیتها تا حال بسته اند.
حمایت سپاه از گروه‌های سیاسی-نظامی و مهره های مشخص در افغانستان، بر هیچکس پوشیده نیست. وقتی در سال ۲۰۱۸ حاجی محمد محقق به حیث معاون رئیس اجرائیه به ایران رفت، موقف رسمی خود را فراموش نموده و در قالب اصلی خویش افتاده دست خامنه ای را بوسید، از افغانهائی که در لوای فاطمیون برای منافع ایران می جنگند تقدیر نمود و جنرال قاسم سلیمانی را سپهسالاراسلام خواند. حامد کرزی هم به اعتراف خودش خریطه های پول مخفی را از ایران (سپاه قدس) دریافت میکرد. آدم های دیگری از این ردیف هم در افغانستان موجود اند. اما کار سپاه قدس به اینجا ختم نمیشود. سپاه قدس به تعدادی از رسانه‌ها، نهاد‌های مدنی و احزاب سیاسی نیز کمک رسانده و آن‌ها را تحت کنترل خود دارد. تعدادی از مؤسسات خیریهٔ افغانستان به صورت مستقیم از سپاه کمک می‌گیرند.  در ضمن نهاد‌های رسمی ‌غیردیپلماتیک رژیم ایران‌که در افغانستان فعالیت دارند تحت کنترل سپاه هستند. یکی از این نهاد ها فرهنگستان ایران است که مصارف اکادمی علوم افغانستان را می پردازد. بی جهت نیست که این اکادمی و وزارت اطلاعات و کلتور دستهای خود را در برابر مداخلات و جعلیات فرهنگی ایران در افغانستان بالا گرفته اند. ترویج لهجه و شیوهٔ تلفظ ایرانی توسط تلویزیونهای خصوصی که ازسپاه قدس سبسیدی میگیرند بخشی از هجوم فرهنگی ایران برکشور ما است که هدفی جزگسستن رابطهٔ نسل جدید افغانستان از فرهنگ اصیل ما و زبان غنی دری ندارد. سپاه این ابزار قدرتمند را که سال‌ها رشد داده، در آنچه (انتقام ایران از آمریکا) نامیده میشود به کار خواهد بست.  البته ایران از حمله ناکام عین الاسد آموخته است و بعید به نظر میرسد که ایران بر پایگاه های امریکا در افغانستان حمله کند. آنچه ایران میتواند انجام دهد تشدید آتش جنگ از طریق کمک بیشتر به طالبان است.  اطمینان های لفظی دولت افغانستان مبنی برعدم حمله از خاک این کشور علیه هیچ کشور دیگری جلو اقدامات احتمالی ایران را نخواهد گرفت.
اما کشته شدن سلیمانی و المهندس ضربه بزرگی بر پیکر سپاه قدس بود. اسماعیل قاآنی جانشین سلیمانی از تجربهٔ کافی استخباراتی برخوردار است اما نه آن استعداد نظامی-استخباراتی را دارد و نه آن خصوصیت کریسماتیک را که سلیمانی داشت. در واقع موفقیت های سپاه قدس قسمأ وابسته به شخص سلیمانی بود. با کشته شدن المهندس هم سپاه قدس مطمئن ترین متحد خود را در عراق از دست داد. علاوتأ المهندس شخصی بود که توانسته بود همه لواهای عراقی سپاه باسداران را تحت قومانده خود متحد سازد. تردید وجود دارد که در غیاب المهندس اتحاد تشکیلاتی بین واحد های یازده گانه سپاه پاسداران در عراق دوام یابد.
عنصر جدیدی که آیندهٔ سپاه قدس را مورد سوال قرار میدهد، بیداری و آگاهی جوانان اعتراض کننده در عراق و لبنان است. جوانان عراقی واضحأ از مداخلات ایران (سپاه قدس) و کجروی های سفارت امریکا به تنگ آمده اند. با آتش زدن قونسلگری ایران در کربلا جوانان شیعه عراقی در برابر سپاه قدس ایران اعلام موضع کردند. این جوانان شاهد آنند که حکومت، پارلمان و احزاب سیاسی شان توسط سپاه قدس اداره میشوند. ایشان خواستار کنار رفتن اعضای پارلمان کنونی، اصلاح قانون انتخابات و بازکردن راه برای کاندید های مستقل و جوان، تشکیل یک پارلمان ملی و مستقل و حکومت غیروابسته به ایران و امریکا میباشند. در لبنان هم لبهٔ تیز اعتراضات مدنی جوانان متوجه حزب الله (دست راست سپاه قدس) است. این حزب با حفظ سلاح هایش جامعهٔ شیعه مذهب لبنان را به گروگان گرفته، مانع ایجاد شرایط همسان برای سهم گیری همه اقشار و گروه های سیاسی، قومی و مذهبی در زندگی سیاسی آن کشور گردیده و با تهدید سلاح حکومت های فاسد و دست نشاندهٔ  خویش را بر مردم لبنان تحمیل میکند. اعتراضیون در لبنان خواستار انتخابات و دموکراسی و اقعی و ایجاد یک دولت نورمال در لبنان اند. آنها با اشتراک حزب الله در جنگهای سوریه، عراق ویمن مخالف اند و این ماجراجوئی های حزب الله را خطری برای کشور خویش میدانند. حسن نصرالله چند سال قبل توانست از سُنی ها و مسیحی های لبنان با نمایش قدرت امتیاز موقعیت خاص (هم جزء دولت وهم تا دندان مسلح) را برای حزب خود بگیرد. اما زورش به نسل جوان لبنان نخواهد رسید. آنگاه مجبور خواهد بود به قُم ایران پناهنده شود تا به خدماتش برای سپاه قدس ادامه داده بتواند.
پول نفت ایران مهمترین وسیله برای توسعهٔ نفوذ سپاه قدس در منطقه است. با تحریم های اقتصادی شدیدی که بر فروش نفت ایران از سپتمبر ۲۰۱۸ بدینسواعمال شد،  فروشات نفت ایران به خارج از کشور تقریبأ به صفر تقرب کرده است. اکنون ایران با  استفاده از ذخایرارزی استراتیژیک اش اجناس وارداتی اشد ضرورت و معاشات مامورین اش را میپردازد. بد ترین سناریو برای خامنه ای و دم و دستگاه اش از جمله سپاه قدس، انتخاب مجدد دونالد ترامپ در پُست ریاست جمهوری امریکا است. ادامهٔ تحریم های کنونی برای چند سال دیگر کمر اقتصادجمهوری اسلامی ایران را می شکند. هرگاه خامنه ای و سایر آخوند ها برای جلوگیری از سقوط رژیم در برابر امریکا عقب نشینی کنند و حاضربه تعویض برجام با قرار داد دیگر و رعایت خواستهای امریکا در آن شوند، باید با پروژهٔ حکومت جهانی مهدی که جاه طلبی های نظامی شرط حفظ آن است نیز خدا حافظی کنند. در آنصورت فعالیت سپاه قدس نیز شکل محدود و زیرزمینی را بخود میگیرد. به هرصورت، با افول ستارهٔ زندگی قاسم سلیمانی، ستارهٔ اقبال سپاه قدس هم بتدریج کم نور میگردد. اما در صورت دوام جمهوری اسلامی ایران، سپاه قدس تا چند دههٔ دیگر برای افغانستان وعراق یک منبع خطرجدی خواهد بود.
(ختم)

 

اخبار روز

04 عقرب 1399

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها