وقایع پس ازخروج قوای روس از افغانستان

به مناسبت ۱۵ فبروری روز خروج عساکر جنگی روس از افغانستان
درس گیری از تاریخ یکی ازشیوه ها برای جلوگیری از تکرار اشتباهات است. در این روز ها از احتمال خروج قوای خارجی از افغانستان صحبت بعمل می آید. هنوزمعلوم نیست که این حرف ها به حقیقت نزدیک میشود یا خیر. اما نظر اندازی به تجربهٔ تحولات در هر دو طرف جنگ بعد ازخروج روسها از افغانستان خالی از مفاد نخواهد بود.

۳۱ سال قبل روسها بعد از شکست در برابر ارادهٔ مستحکم آزادیخواهی مردم افغانستان خروج تدریجی قوای جنگی خود را تکمیل کردند. اساسآ این برای افغانهائی که درجنبش مقاومت ضد روسی سهیم بودند یک مناسبت قابل بزرگداشت است. اما در آن شرایط هنوز چیز های زیادی مبهم بود. مردم مطمئن نبودند که دولت دست نشانده و تنظیمهای مقیم پاکستان وایران قادر به انعقاد یک توافقنامهٔ صلح دوامدار و قابل پذیرش برای مردم افغانستان خواهند شد یا خیر؟ عدم اعتماد مردم به هردوجناح داخلی و در نتیجه به آینده، از شور وشعف ناشی از خروج نیروهای روسی از افغانستان کاسته بود. هر دو طرف وابستگی به دول خارجی داشتند و هر دو طرف شرایط غیر عملی برای صلح داشتند. دولت نجیب در طرح اصلی مصالحه ملی خویش هنوز دید فریبکارانه نسبت به صلح داشت وصرف پُستهای نمایشی را به مخالفین مسلح خویش پیشنهاد نموده سهم شیر را برای حزب خود نگهمیداشت. این موضعگیری مغرورانه بعد از شکست حملهٔ تنظیمها بر جلال آباد تحکیم یافت. نجیب الله بیانیه های تلویزیونی زیادی در وصف صلخواهی خود و عدم آمادگی تنظیمها میداد، اما در واقع برای تشدید اختلافات میان تنظیمها کار نموده وخواستار تسلیمی تنظیمها در مقابل چند کرسی نمایشی دولتی بود. از جانب دیگر رهبران تنظیمها قبل از همه به نسخه های صلح آی. اس آی و سپاه قدس گوش فرا میدادند و در چوکات این نسخه ها به منافع شخصی خویش می اندیشیدند. نسخهٔ ادامهٔ جنگ تا سقوط کامل رژیم دست نشانده  که از جانب استخبارات دول بیگانه تجویز شده بود، با در نظرداشت کاهش علاقمندی مردم به ادامهٔ جنگ  بعد از خروج قوای روس، غیر واقع بینانه بود. هرگاه روسیه بعد از سقوط گرباچف و شوروی در دسمبر۱۹۹۱ کمکهای مالی و نظامی خود را به رژیم نجیب الله قطع نمیکرد، انتظار تنظیمها و پشتیبانان خارجی شان برای سقوط رژیم میتوانست طولانی تر شود.
مارک کاتز عضو ارشد شورای پالیسی شرق میانه در مقالهٔ "درسهای خروج قوای شوروی از افغانستان" منتشره دروبسایت این شورا حقایق آن دوره را با ارقام ارائه میکند. اینک بخش هائی از محتوی این مقاله را که در سال ۲۰۱۴ نگاشته شده بود نقل قول میکنیم: "بعد از تکمیل خروج عساکر شوروی روسها ماهانه سه صد میلیون به دولت نجیب کمک میکردند. با معیار های آنزمان این کمک قابل ملاحظه و بیشتر از مقدار کمکی بود که به مجاهدین ارسال میشد. روسها حین خروج همه وسایل و وسایط خود را برای رژیم دست نشاندهٔ خویش گذاشت. علاوه بر آن از سالهای ۱۹۸۹ الی دسمبر ۱۹۹۱ کمک نظامی روسها علاوه بر مهمات و مواد سوخت شامل طیارات میگ ۲۷ برای تقویت قوای هوائی رژیم نجیب که قبلأ  ۲۰۰ جت جنگی و ده ها هلیکوپتر داشت، ۱۳۰۰ راکت سکاد، صدها تانک، ۱۶۰۰ لاری ۵ تُنه و غیره بوده وبزرگترین پُل هوائی در تاریخ جهان برای انتقال مواد غذائی وسایر ضروریات قوای نظامی، خاد، پولیس، گارد ریاست جمهوری ۱۰۰۰۰ نفری وقطعات متعدد ملیشیه که بزرگترین آنها  فرقه ۵۳ جنرال دوستم بود، توسط روسها برای حفظ رژیم احداث گردید".
"گروه هائی مورد پشتیبانی پاکستان هم همیشه مؤثر نبودند. در جنگ جلال آباد ۱۵۰۰۰ تن از آنها قادر به گرفتن آن شهر نشدند. آنها نمیخواستند در جنگ اسیر بگیرند (اُسرا را میکشتند) به همین جهت عساکر حکومت پوشالی انگیزه قوی برای خوب جنگیدن داشتند. به دستور روسها نجیب الله بایست پایگاه اجتماعی رژیم اش را از طریق گماشتن افراد غیرحزبی به برخی پُستهای مهم توسعه میداد. این کوشش هم بی نتیجه بود. زیرا نجیب الله مراکز قدرت را به افراد شامل حلقه مورد اعتماد خویش تسلیم میکرد وپایهٔ اجتماعی اش روز بروز کوچک تر می شد".
" در اوایل سال ۱۹۹۰ قوماندانان محلی مجاهدین جهاد را عملأ خاتمه دادند. قبل از آن میکوشیدند با حکومت مرکزی بجنگند تا بخش های بیشترروستا ها را تحت کنترول بیاورند. در این دوره هر قوماندان میکوشید از طریق سازش با حکومت پوشالی موقف محلی خویش را استحکام بخشد وبر رقیبان خویش سبقت جوید. دیگر به حکومت نجیب نه به چشم دشمن بلکه به چشم ریفری دیده میشد که میتواند در تأمین منافع گروپ محلی کمک کند. ناظرین انتظار داشتند که این نوع تحولات بعد از سقوط رژیم نجیب الله اتفاق افتد نه قبل از آن. وقوع سریع و قبل از وقت این تحولات از یکطرف ناشی از زرنگی رژیم کابل بود و از جانب دیگر ناشی از نا مؤثر بودن پالیسی امریکا-پاکستان (IISS 1990, 160)".
" بعد از کودتای ناکام اگست ۱۹۹۱ در روسیه، امریکا و روسیه تصمیم به قطع همه کمکها از تاریخ ۱ جنوری ۱۹۹۲ به حکومت کابل و تنظیمها گرفتند. روسیه کمک های نظامی و غیر نظامی خود را به افغانستان قطع کرد. پاکستان با وعده خلافی، به رسانیدن کمکهای عربستان سعودی به تنظیمها ادامه داد... رژیم کابل که وابسته به کمک روسها بود، در موقعیت بسیار مشکل قرار گرفت. در همین حالت بغاوت در داخل رژیم نجیب توسط جنرال دوستم صورت گرفت. وی در اتحاد با مسعود علیه رژیم کابل قرار گرفت".
منسوبین رژیم با قطع کمکهای روسیه آخرین امید های خود را به بقای رژیم از دست دادند. نخست نجیب الله رئیس جمهوربعد ازکوشش ناکام برای فراربه دفتر ملل متحد در کابل پناهنده شد. سپس وزاری امنیت ملی، دفاع و داخله اش یا خودکشی و یا فرارکردند.  در حالیکه تلاش نماینده صلح ملل متحد برای تشکیل یک حکومت واحد در پشاور برای تسلیم دهی آبرومندانهٔ قدرت ادامه داشت، عبدالوکیل وزیر خارجه سه بار تسلیمی رژیم را به مسعود و محمد رفیع وزیر دفاع به حکمتیار اعلان نمود. جنرال نبی عظیمی معاون وزیردفاع و جنرال نورالحق علومی کار تسلیمدهی قطعات کابل و خواندن اعلامیه تسلیمی به مسعود در تلویزیون را بعهده گرفتند. این تاکتیک بهم اندازی دو تشنهٔ قدرت کار آمد واقع شد. قوای این دو تنظیم که در اطراف کابل آمادهٔ حمله بودند، بتاریخ ۲۷ اپریل ۱۹۹۲ جنگ داخلی را در کابل آغاز نمودند. دوستم به طرفداری از مسعود وارد معرکه شد. حزب وحدت که کندک های قومی ایجاد شده توسط خاد نجیب الله با اسلحهٔ خویش  به آن تسلیم شده بودند، نیز وارد محرکه شده و غرب کابل را تسخیرنمود. وقتی بتاریخ ۲۹ اپریل مجددی و همراهانش برای تسلیم گرفتن قدرت سیاسی به کابل انتقال یافتند، کابل پارچه پارچه شده بود و در هرپارچهٔ آن یک تنظیم حکومت میکرد. حتی ارگ ریاست جمهوری تا آنزمان دوبار بین مسعود و حکمتیار دست بدست شده بود. داستان حاکمیت پرچم و خلق که با کودتای خونین ۷ ثور آغاز شده و با مظالم وخونریزی های سیستماتیک ادامه داشت، با آغاز جنگ داخلی میان تنظیمها پایان یافت. اما عواقب آن تا امروز از مردم بی پناه افغانستان قربانی می گیرد و شیرزازهٔ ثبات سیاسی که دراثر اقدامات سفیانهٔ حکام هفت ثوری سرنگون شد، با وصف تلاشهای هموطنان داخل کشور طی دو دههٔ اخیر، هنوز هم احیا نشده است. 
یگانه راه رستگاری ملت ما درنه گفتن به بیگانه پرستی، قطع رابطه با تمام بقایای رژیم های جنایتکار گذشته واتحاد برای آبادانی کشوربدست خود و به اتکای نیروی بشری جوان و با استعداد افغانستان نهفته است. 
 منبع نقل قول ها: https://mepc.org/commentary/lessons-soviet-withdrawal-afghanistan

اخبار روز

13 حمل 1399

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها