نگاهی به تجارب تاریخی هفت و هشت ثور

افول  و سقوط دو سیستم استعمار جهانی در جنگ افغانستان 
اگر به تاریخ ۷ ثور ۱۳۵۷ حزب دمکراتیک خلق افغانستان تحت فرمان رهبران شوروی سابق ، برای غصب قدرت سیاسی کشور به کودتای ننگین مبادرت نمیورزید ، مسیر حرکت و تکامل اجتماعی مردمان این سرزمین طور دیگری شکل می گرفت .

کودتای ثور حاکمیت ملی ، استقلال سیاسی و آزادی کشور را به استعمار شوروی سپرد تا شاید ابرقدرت شرق برای خروج از تنگنای رقابت های جهانی راهی از مسیر افغانستان جستجو نماید .
حزب دموکراتیک خلق افغانستان که مولود رقابتهای جهانی آنزمان بود و بحیث یک نیروی مزدوردر مواضع و عملکرد هایش تشخص می یافت ، خلاف تمام موازین ملی و دموکراتیک ، به تکتازی در همهٔ زمینه های اجتماعی پرداخته ، سرنوشت مردم ما را در رقابتهای جهانی به سوی تباهی رهنمون شد . 
انقلابی نمائی قاتلان مردم با ایجاد اقتصاد کنترل شدهٔ دولتی و وابستگی آن به سرمایه داری دولتی امپریالیزم روس ، ایجاب میکرد تا در روبنای جامعه دست به اصلاحاتی بزنند تا بحیث یک پوشش سرخ بر استعمار و وابستگی پرده افگند . شعار های ضد امپریالیستی و ضد ارتجاع فئودالی میتوانست محملی بر تجاوز استعماری ارباب باشد . ادعای ریشه کن کردن امپریالیزم و ارتجاع برای مصارف خارجی و راضی نگهداشتن هم پیمانان جهانی آنها مفهوم پیدا میکرد . 
در ابعاد سیاست های داخلی با ایجاد بوروکراسی وسیع حزبی و دولتی جدا از واقعیت های موجود جامعه ، سیستم باندیستی ایرا برای حاکمیت استبدادی ٬٬ خلقی ــ پرچمی ٬٬ در کشور حکمفرما ساخت و هر حرکت خلاف میل حاکمیت حزب وابسته به استعمار روس را با شلیک گلوله ، قتل عام مردم بیدفاع ، تبعید اجباری ، زندانی نمودن و کشتار وحشیانهٔ فرزندان مردم در زندانهای سراسر کشور پاسخ داد . قیام های خودجوش مردم آزاده را با توپ و تانک و بمباران هدف قرار داد ، از درماندگی در مقابله با سیل خروشان قیامهای مردمی از ارباب برای حضور نظامی و اشغال میهن خواستار٬٬  کمکهای بیشائبه٬٬ شد . 
حزب دموکراتیک خلق افغانستان گرچه محصول شرایط عقب ماندهٔ کشور بود اما توسط یکی از دو ابرقدرت جهانی وقت در تمام امور کشوری و لشکری رهبری میشد . عدم اجرای ابتدائی ترین موازین دموکراسی در جامعه نه تنها هر مخالفت و تقابل با حاکمیت را تا سطح دشمنی آشکار ارتقا میداد بلکه پیشرفت این پروسه دامنگیر افراد و کادر های حزبی و دولتی رژیم هم میشد . استبداد حزبی تار و پود جامعه را فراگرفت و جنایات حزبی به فجایع تاریخی منجر گردید .
 جنگ متجاوزان شوروی و رژیم مزدور خلق و پرچم علیه مردم افغانستان ، حدود نیمی از جمعیت کشور را به مهاجرت و تبعید در خارج از مرزها مجبور نمود ؛ سرزمین ما در اثر هجوم گستاخانهٔ ارتش متجاوز تبدیل به ویرانه گشت ؛ خونهای پاک بیش از یک ملیون انسان به دستان جنایتکاران سوسیال امپریالیزم روس و شرکای خلقی ــ پرچمی آنها ریخته شد . یکی از جنایات عظیم خلق و پرچم که هیچ محمل انسانی نمیتواند بیابد اینست که آنها بهترین ارزشها و ذخیره های معنوی مردم ما یعنی اقشار وسیعی از روشنفکران جامعه را از دم تیغ کین خود کشیده اند . روشنفکران انقلابی جامعه که وارثان جنبش های آزادیخواهی و مشروطیت یک قرن گذشته کشور و علمداران مبارزات انقلابی علیه ارتجاع و عقبگرائی و استعمار و وابستگی بودند به دست جلادان خلق و پرچم به جوخه های اعدام سپرده شدند. راست قامتان جاودانه ایکه نبود شانرا مردم دربند و حرمان کشیدهٔ کشور روز تا روز عمیقتردرک میکنند. 
 مردم از استقلال سیاسی نیم بندی که مبارزات و فداکاریهای نسلهای گذشته آنرا به ارمغان آورده بود محروم شدند و در نبود حاکمیت ملی  منافع همگانی و ملی مردم در بست به سرمایه داری دولتی کرملین پیوند خورده بود . مقاومت مردم در مقابل استعمار متجاوز روس و مزدوران سرسپردهٔ آن برای دفاع از استقلال سیاسی و حاکمیت ملی بر پایهٔ مواریث تاریخی و مبارزات آزادیخواهانه و استقلال طلبانهٔ آنها استوار بوده، با آمادگی به جنگ آزادیبخش ملی  به مبارزات مسلحانهٔ سرتاسری روی آوردند .
جنبش مقاومت مردم در مقابل متجاوزین و شرکای بومی آنها ( خلق و پرچم ) که با قیام های سرتاسری خود جوش آغاز یافته بود ، قبل از آنکه مورد دستبرد ارتجاع منطقه و امپریالیزم رقیب قرار بگیرد ، اهداف آزادیخواهانه و مترقی را دنبال میکرد . جنبش مقاومت مردم با ماهیت ملی و اشکال سنتی در حال رُشد و تکامل بود و نیرو های سیاسی آگاه و مترقی درون جامعه با اهداف مورد نظردر عمل به مقاومت سهم گرفتند .
 نیروهای ملی و انقلابی کشور هم برای سهمگیری فعال در امر مقاومت و جنگ آزادیبخش مردم در جنبش حضور یافته و میکوشیدند دامان پاکش را از هرنوع آلودگی منزه نگهدارند. جنبش آزادیخواهانهٔ مردم زمانی میتوانست به اهداف استقلال طلبی و آزادیخواهی برسد که مستقل و آزاد از وابستگی های استعماری و ارتجاعی اهدافش را مصمم ، آگاهانه و منسجم تعقیب کند . آگاهی ملی و انقلابی با هدف آزادی ملی و مستقل از وابستگی های استعماری و متشکل ساختن توده های مردم را فقط نیرو های پیشرو و آگاه  جنبش مردم میتوانستند تضمین کنند .
زنده یاد رهبر ( رهبر سازمان آزادیبخش مردم افغنستان و جبههٔ متحد ملی افغانستان ) چگونگی سیر حرکت جنبش آزادیبخش مردم را در شرایط آنزمان چنین توضیح داده است که : جنبش آزادیبخش مردم با ماهیت ضد استعماری و آزادیبخش خود از درون جامعهٔ ما برخواسته است و برای انکشاف خود و رابطه با سایر ملل از مرکز به محیط سیر میکند . از جانب دیگر امپریالیستهای رقیب شوروی و کشور های همجوار و منطقه هریک میکوشند روابط خود را بر حسب استراتژی و منافع خود با جنبش مقاومت عیار سازند ، این حرکتی است از محیط به مرکز . تا زمانیکه حرکت مرکز جنبش بر محیط غالب باشد ، از ماهیت ملی ، ضد استعماری و آزادیبخش آن برخوردار است . اما در صورتیکه حرکت محیط به مرکز غلبه حاصل کند ، جنبش مردم ماهیت ملی ، مستقل و آزادیخواهانه اش زیر سوال رفته و بحیث وسیله ای در دست قدرتهای کوچک و بزرگ مورد معامله قرار میگیرد . سرنوشت مقاومت مردم افغانستان در نهایت غلبهٔ محیط بر مرکز را از پی داشت . 
جنگ مقاومت مردم مورد معامله قرار گرفت و در تبانی میان دو ابرقدرت رقیب ، اشغالگران روس از کشور فرار نموده و زمینه برای ورود مزدوران امپریالیسم رقیب از مرز های پاکستان فراهم گشت . 
۸ ثور ۱۳۷۱ سیاه روزی است که با تکیه زدن رهبران مزدور جهادی بر سرنوشت مردم قهرمان افغانستان ( که یک ابرقدرت متجاوز را شکست داده بودند ) کشور ما در اختیار سیاستهای امپریالیستی امریکا و غرب با همدستی ارتجاع منطقه و سرسپردگان آنها قرار گرفت . 
نیروهای عقبگرا و تاریخزدهٔ فرقه گرا و افراطی اخوانیت ، وهابیت و ولایت فقیه کشور ما را به میدان حسابرسیهای اربابان رنگارنگ شان تبدیل کرده و خون دهها هزار انسان دیگر را ریختند. جنگهای خانمانسوز جهادی ها برسر تقسیم قدرت و ثروت به انحطاط شرایط اقتصادی ــ اجتماعی پس از اشغال دامن زد وزندگی مردم را به نابودی بیشتر سوق داد . نتیجهٔ منطقی حاکمیت جهادی ها ، سرازیر شدن طالبان از مدرسه های مذهبی پاکستان بر اراضی کشور ما گردید و افراطی ترین رژیم مذهبی در اواخر قرن بیستم بر سرزمین افغانها جا خوش کرد .
تجاوز امریکا و ناتو در افغانستان به بهانهٔ برچیدن طالبان به همیاری دولتهای های مرتجع منطقه و همکاری رهبران مزدور جهادی یکبار دیگر کشور ما را در محراق رقابتهای بین المللی و منطقه ای قرار داد . امپریالیزم متجاوز امریکا در سالهای آغازین قرن بیست و یکم با هدف سلطه بر جهان بر کوهپایه های هندوکش منزل زد . در قدم اول دشمن مشترک خیالی برای خود و مردم ما تراشید تا مردم مارا مدتهای طولانی به بهانهٔ مبارزه با آن مصروف نگهدارد . زیر پوشش مبارزه با تروریزم به مجموعه ای از تروریست های بین المللی بار دیگر امکان میسر شد تا در کشور بیصاحب ما نقش وحشیانه و ضد بشری خود رابازی کنند .  رژیمی مزدور مرکب از تمام جنگسالاران و جنایتکاران جنگی در ساختار مافیائی اقتصاد و سیاست کشور با پیشینه های مزدوری و جاسوسی ، بر سرنوشت مردم ستمدیدهٔ ما به حاکمیت تکیه زد .
اکنون از هفت ثور ۴۲ سال میگذرد و هشت ثور هم ۲۸ ساله میشود . کشورما بیش از چهار دهه است که میدان تاخت و تاز قدرتهای امپریالیستی و ارتجاعی است . دو سیستم امپریالیستی از دو جهت به خاک میهن ما حمله ور شده اند . سرمایه داری دولتی شوروی سابق با هم پیمانان جهانی اش زیر بار جنگ افغانستان کمر خم کرد و به تاریخ پیوست . حال بیشتر از هژده سال است که سرمایه داری جهانی تحت رهبری امریکا با چهرهٔ کریه نئولیبرالی درباتلاقی که خودساخته است روز تا روز فرو میرود.  برای رهائی از باتلاق جنگ افغانستان از همهٔ امکانات دست داشته استفاده میکند و به همکاری علنی تروریستهای طالب نیز محتاج است . 
مردم ما شاهد زندهٔ دو تجاوز استعماری متناوب در کشور میباشند . امپریالیزم و استعمار دشمن قسم خوردهٔ ملل دربند است و با سلطه گری اهداف آزمندانه اشرا تعقیب میکند . نه اهداف استعماری روس با منافع ملی ( منافع اکثریت قاطع مردم) ما سازگاری داشت ، همچنانکه منافع امپریالیزم امریکا در تقابل با منافع ملی مردم افغانستان قرار دارد . هم استعمار روسی و هم امریکائی اقشار محدود و معینی را در جامعهٔ ما به خدمت گرفته اند و به حیث کارفرما به آنها دستورات خویشرا دیکته کرده و میکنند . در حالیکه اقلیت کوچک مزدور بر اکثریت قاطع مردم ظلم وستم خود و بادار را به اجرا میگذارند . 
جامعهٔ ما در عرض یک قرن گذشته سه فاجعهٔ تاریخی را تجربه کرده است . سقوط امان الله خان و حاکمیت ارتجاع با تجدید وابستگی در قالب دودمان طلائی ؛ کودتای ثور و اشغال کشور توسط استعمار شوروی ؛ آمدن دوران انحطاط جهادی ــ طالبی و سقوط کشور به دام امپریالیزم امریکا . در اجرای هر سه فاجعه نیروهای مرتجع و مزدور به خدمت گرفته شده اند ، در صورتیکه بیشترین ضربه متوجه توده های عظیم مردم و نیروهای روشنفکری ملی و مترقی جامعه بوده است .
تاریخ صد و بیست سال اخیر مردم ما در مقابله و مبارزه با امپراتوری های بزرگ استعماری گذشته است ، هربار مردم ما با مبارزات پیگیر ضد استعماری و استقلال طلبانه همراه با فداکاریهای کم نظیر بر دشمنان خود چیره گشته اند . مقاومت مردم در مقطع کنونی در مقابل حیله گریهای امپریالیزم اشغالگر امریکا ، شرکاء و نوکرانش هم پس از افشای چهرهٔ شیطانی طالبان وارد مرحلهٔ جدیدی خواهدشد و مقاومت و مبارزات مردم ابعاد وسیعتری بخود خواهد گرفت . 
 وظیفه مبارزه با ستم استعماری و اعمار جامعهٔ آزاد و مستقل را توده های ستمدیده و زحمتکش کشور بدوش دارند و رسالت آگاهی و انسجام مردم را نیرو های ملی ، دموکرات و انقلابی جامعه با بیش از یک قرن سابقه بعهده دارند . این مبارزه در تاریخ معاصر کشور از مشروطهٔ اول آغاز شده و تاکنون ادامه دارد . سنگینی بار تجاوز امپریالیستی و حیله گریهای بیحد و حصر ارتجاع ضمن نا مساعد بودن اوضاع بین المللی و پراکندگی صفوف نیروهای ملی و انقلابی موانع عمده بر سر راه غلبه بر امپریالیزم متجاوز و ارتجاع مزدور میباشند . 
امپریالیزم جنایت پیشهٔ امریکا که عامل کشتار صدها هزار افغان بیگناه طی سالهای طولانی اشغال میباشد ، به دلیل حجم جنایات ضد بشری اش در هفتاد سال گذشته از رمق افتاده است . سیستم جهنمی سلطه گری امریکا در کوهپایه های کشور ما سقوط خود را با گستاخی نظاره خواهد کرد .
مردم ستمدیده و زجر کشیدهٔ ما با وجود خیانتهای پیهم ارتجاع به مقاومت ادامه داده اند . ارتجاع مکار با ربودن ثمرات جانبازیها و فداکاریهای کم نظیرمردم افغانستان در شکست دادن تجاوز شوروی سابق و سپردن آن به حساب امپریالیزم امریکا ، جفای نابخشودنی در حق میهن و توده های مردم انجام داده است . مردم حق داشتنند  ثمر یک دهه مبارزات استقلال طلبانه و آزادیخواهانهٔ خود را بچینند ، به صلح و امنیت رسیده ، آزادی ملی را بار دیگر تجربه کنند و در مسیر دموکراسی و تأمین عدالت اجتماعی استوارانه گام بردارند . خیانت ارتجاع جهادی ــ طالبی ، تکنوکراتهای وطنفروش و روشنفکر نما های جاده صاف کن استعمار و ارتجاع ، زمینه های پایدار تجاوز امریکا و ادامهٔ جنگ و جنایت در کشور به خون نشستهٔ ما میباشند .
اوضاع فاجعه بار کنونی کشور با رسوائی نظام حاکم در انتخابات خفت آلود گذشته که مذاکرات امریکا با طالبان آنرا همراهی میکرد ، اوج ذلت ارتجاع حاکم و زبونی اشغالگران متجاوز را بار دیگر به نمایش گذاشت . جنگ برسر قدرت و ثروت میان جناحهای حاکم در مقطعی که طالبان تروریست شادی کنان برای سهیم شدن در آن لحظه شماری میکنند ، به وخامت اوضاع افزوده است . اطراف درگیر در جنگ قدرت و ثروت تکنوکراتهای وطنفروش و رهبران مزدور جهادی هر یک به دلیل دشمنی با مردم و سرسپردگی در آستان ارباب برضد منافع ملی و در مسیر منافع شخصی و قشری شان در همنوائی با استعماگران از جان مردم مایه میگذارند . جناح های درگیر درجنگ قدرت و ثروت همواره کوشیده اند با افکار ارتجاعی عقبگرا ، شئونیستی و قوم مدار، برای خود از میان مردم سربازگیری نمایند. بهمین دلیل عامل نفاق ملی شده و اتحاد تاریخی اقوام و ملیت های برادر را خدشه دار ساخته اند.
  همزمان با تغییرات اوضاع ، فاجعهٔ طبیعی پاندیمی ویروس کورونای جدید جهان را درنوردیده و حیات ملیونها انسان را تهدید میکند ، جامعهٔ جنگزده و مردم نگون بخت ما بیش از همه  در معرض خطر قرار دارند . اشاعهٔ ویروس جدید و اثرات ناشی از آن زندگی مشقت بار توده های وسیع مردم را به فشار های طاقت فرسا مواجه کرده است . فقر حاکم بر مردم تحت فشار اوضاع اجتماعی و طبیعی ، زندگی را برای مردم بیش از پیش مشکل ساخته است . در حالت فعلی برای غلبه بر بحران های جاری ، مردم نیاز به کمک و همبستگی دارند ، درحالیکه دولتمردان و قدرتمندان با مواضع ضد مردمی شان نفاق را دامن میزنند .
اتحاد و همبستگی اقوام و ملیت های ساکن در کشور ، با وجود فشارهای چند جانبه توسط اشغالگران ، ارتجاع منطقه ، جناح های حاکم در قدرت و تروریست های طالب و داعش ، همچنان محکم و استوار مانده است و در مقابل توطئه های گوناگون از خود مقاومت نشان داده است . یکی از سنگ بناهای اساسی پایداری جامعه و مبارزه علیه دشواریهای موجود همین اتحاد و همبستگی مردم است که باید تحکیم و توسعه یابد .
از جانبی نیروهای جوان کشور که برای زندگی شرافتمندانهٔ اجتماعی تلاش میورزند ، مایهٔ امیدواری جامعه میباشند . حضور پرشور زنان و نقش سازنده شان در پروسه های زندگی اجتماعی هم نویدبخش و ارزنده بوده امید به مبارزات پیهم برای فردای بهتر را برای توده های مردم بارور میسازد .
مبارزه برای آزادی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی در مبارزه علیه عوامل اسارت ، استبداد و بیعدالتی تجسم واقعی پیدا میکند. بدون مبارزات مداوم آگاهانه و متشکل رسیدن به اهداف عالی اجتماعی ناممکن است. جنبش ملی ، دموکراتیک و انقلابی کشور وظیفه و رسالت دارند تا در برچیدن بساط استعمار و عقبگرائی متحدانه به پیشواز مردم بشتابند .
هواداران جنبش انقلابی مردم افغانستان ( هـــجامــــا )
     هفتم ثور ۱۳۹۹ مطابق ۲۶ اپریل ۲۰۲۰ 

اخبار روز

13 جوزا 1399

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها