اشاره ی به تصرف نظام سیاسی أفغانستان توسط طالبان ۱۴ آکست ۲۰۲۱  (یکم)

درچند روزگذشته آنچه که باعث حيرت مردم جهان و افغانستان شده، سبعيتی بود که طالبان با تصرف سر زمین و سقوط نظام سیاسی افغانستان ازخود نشان داده اند. 
سقوط کابل بدست طالبان  مرا بیاد داستان معرفی کتاب ( طبل حلبی ) اثر گونتر گراس نویسنده آلمانی انداخت. داستان طبل حلبی، گراس که تاریخ، ترس، طنز و هجو را با تصویرسازی و تخیلاتی پویا و نا متعارف درهم می آمیزد، یک رومان است.

اما بعد از سقوط کابل بدست طالبان، هجوم جوانان شهری أفغانستان به ویژه یک جوانی که درتیم ملی فتوبال افغانستان بازی می کرده، ازبدنه بیرونی طیاره نظامی امریکا سقوط کرد وبکام مرگ رفت واقعیتی ازسرنوشت شوم مردم افغانستان است. بشرجهان متمدن تا امروز چنین صحنه های را تنها درفلم معروف هالیود با بازی ارنو شوارنگر دیده بود، ولی ترس نسل جوانان ما بعد از سقوط کابل توسط طالبان تصویر سازی نیست، ترس از وحشت و آینده تاریک این نسل است. چون چشمان حيرت زده مردم افغانستان دربیست سال گذشته، شاهد دیدن اجساد انسانهای تکه پاره توسط طالبان درسراسرجاده ها ومساجد اند.اعمال طالبان دراین سرزمین باز گويندهء جنایاتی اند، که همچون رودخانه ای از چرک و عفونت  دراین سر زمین سربازکرده است. 
استقراروتحولات گسترده ودامنه دارطالبان درافغانستان که با حمایت مالی قطر ، عربستان سعودی، پاکستان وسرمایه مالی جهانی صورت گرفت، سقوط کابل  خط پایانی افغانستان است با پایان کشیدن بیرق ۱۰۳ ساله آن به نوعی تحت الحمایه پاکستان قرارگرفتیم. استقرار نظام امارت اسلامی درافغانستان توسط طالبان درواقع رد آزادی واستقلال این کشوراست. 
طالبان افغانستان با پرورانیدن جوانان محروم این سر زمین وغیره کشورها ی همجوارافغانستان دردنیای جهالت مذهبی خويش ومدرسه های پاکستان مغز شویی نموده اند. به همين دليل، نسل جوان افغانستان بايد یک نسل دیگر خود را برای روياروئی با حوادثی آماده کنند که مستقيماً طالبان و پیروان خلافت اسلامی فراز و فرودهای ناگهانی سفينه ی تاريخی شده اند و خبرازبرگشت دوباره ناخود آگاهی های اجتماعی و تاريخی را می دهند که زايندهء هيولای نفرت مذهبی که ازحمله اعراب در پوشش اسلام ازهزار وچهار صد سال قبل به این سر زمین ها آغاز شده و تا کنون ادامه دارد.
***

دکتر لطیف طبیبی

اشاره ی به امارت اسلامی أفغانستان 
سرکوب و قربانی زنان
( ۲)
 
نکته دراين است که نظام ديکتاتوری های سبع مرسومی که درسراسرقرن بيستم شاهد کارکردشان بوده ايم اين «تفاوت اجرائی» را دارد که اگراين ديکتاتوری ها از دل نازيسم هيتلری و فاشيسم موسولينی بيرون آمدند که به ظاهر بر بنياد انديشه های انسانمدارانه شکل گرفته بودند، ولی برعکس نظام طالبان هم در نظر و هم درعمل، درظرف بیست سال اخیر از يکسو پديده ای شديداً تروریستی ضد «انسانی از خود منتشر» کرده اند و، سوی ديگر، به چنين بودن خود به مثابه ی خلافت اسلامی و پیرو از ایدیولوژی مذهبی خود افتخارهم می کنند. بدينسان، از نظر جامعه شناسی می توان حکم داد که نظام امارت اسلامی طالبان، با پشتوانه ی تصويب مذهبی، درنده ترين نيروی ضد مردمی است ،که می توانند بجان نازک مردم بيگناه يا عدالتخواه زنان افغان بيافتند. و ما بیست سال وقت داشته ايم تا نطفه بندی و شکل گيری و باليدن اين موجود هيولائی را بچشم ببينيم و دیدیم .
اکنون که طالبان برضد شمايل زن افغان برسر راهش دوباره سبز شده و هيولا برای کنار زدنش براه انداخته اند. باید درخيلی از نگرش ها و سنت های خود و جامعه سنت زده تجديد نظر کنند. پدیده ی که در روند ایدیولوژی مذهبی آنها امکان پذیر نیست. 
پس خانم های محترم افغانستان، تا زمانیکه طالبان درمیانه ای قدرت باشند ، نصف از جامعه ما که طبقه زن است،  زیادترین سرکوب و قربانی  هستند. امروز تمام وطنیاران ما باید به این آگاهی رسیده باشند که بدون در نظر گرفتن جایگاه زنان در تمام شؤن زندگی نمی توان از آزادی های انسانی، سخن به میان آورد.
ترویج اندیشه های واپسگرایانه طالبانی سرشار از سکس وتجاوز جنسی و شهوترانی برای طیف مردان طالب، ناگزیرسیستمی توتالیتر امارت اسلامی افغانستان بر جامعه حاکم خواهد شد، نه تنها رفتار، بلکه اندیشه واپسگرا یانه را تحت نفوذ و زیر سیطره ی خود قرار خواهند داد. وجود ده ها آیه ی زن ستیزانه و صد ها حدیث از خلفا و ایمه، گویای دگردیسی هایست که زمینه انحطاط جامعه افغانستان و یک نسل دیگر را درپی دارد.
خالفت اسلامی در افغانستان ساختاری است که، مردم افغانستان، در پی استقرار اين نظام، رفته رفته با واقعيات دردناک و نامنتظری روبرو خواهند شد که سرمنشاء بحران هويتی است که اکنون خود را بصورتی قاطع در احساس کامل «تفکيک» به نمايش می گذارد. 
وطنیاران عزیز لطفآ  از نقد مذهبی ترس و واهمه نداشته باشید. ما در افغانستان نه آتئیسم بودم و نه آتئیسم هستیم،کلمه آتئیسم که ریشه آن به زبان یونانی باستان برمی‌گردد، برای اولین بار در قرن هجدهم، در جریان عصر روشنگری در فرانسه ، افرادی خودشان را علناً‌‌ آتئیست خطاب کردند. این نخستین جنبش سیاسی مهم در تاریخ بشری است، که هدف آن برتری عقل بشر بود، به حساب می‌آید. 
آز آنجایکه ریشه تربیه هر انسان در ابتداد تحت تاثیر پدر و مادر بوده است. باور به مذهب از تربیه فامیل آغاز می شود، پس همه ما در افغانستان با ورمند به اسلام بودیم و تربیه شدیم . اگر کسی خود را آتئیست خطاب می کند، عدم درک او از رشد فرهنگ فامیلی او است. ما با گذشتگان خود احترام داریم، ولی نباید  پیرو عقاید پدر کلان های خود باشیم. لذا انتقاد از مذاهب و دفاع از حقوق زنان به ویژه در شرایط کنونی افغانستان که این کشور تحت سلطه ی واپسگرای جاهل سالاران قرار گرفته، وظیفه هر روشن گر افغانستان است. 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

اخبار روز

27 سنبله 1400

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها