خاطرات زندان

رویدادهای بازتاب یافته دراین مجموعه، بخشی از سرگذشت واقعی زندانیان سیاسی کشور در سال های حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان است. شرح واقعیت های دهشتناکی که در شکنجه گاه های رژیم کودتای ثور بر زندانیان دربند گذشت شایستهً آن است که به حافظهً تاریخ سپرده شود. این نه تنها بخشی از تاریخ کشورماست؛ بلکه شرح رویدادها و جنایاتی است که حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان مسبب آن بود.

این کتاب را می توانید از بخش کتاب همین سابت بدست آورید

حاکمیتی که جنگ، شکنجه، آدم ربایی، تروریسم دولتی و جنایت از خصوصیات بارز آن شمرده می شد. نسل ما شاهدان زندهً آن روزگار هستند و می دانند که بدون شک حکایت آن دوران، حکایت سخت ترین و سیاه ترین روزگار زندانیان سیاسی درکشور است. 
نباید از روی جنایات تاریخی به سادگی گذشت و این بیدادگری ها را به باد فراموشی سپرد. گذشتهً دردناک هنوز با ماست. وظیفهً از یاد نبردن، بیشتر از همه متوجه نسلی است که شاهد آن جنایات بوده اند. اگر نه برای نکوهش، برای پیش گیری از تکرار تاریخ. زیرا فراموش کردن فاجعه راه را برای وقوع فجایع دیگرهموار می کند. بازگویی آن ها به مثابهً برگ هایی از تاریخ جنایتی است که بر نسل ما گذشت و آینده گان این حق را بر ما دارند تا این اسناد در اختیارشان قرار گیرد. زیرا اگرعمرشاهدان عینی به سر آید، درحقیقت بخشی ازتاریخ ما از یاد خواهد رفت. آن جنایات مشمول مرور زمان نیست؛ بلکه تاًثیرات آن به گونهً ملموس تا به امروز تداوم یافته اند و مشاهده پذیرند. فراموش نکردن آن جنایات، زنده نگه داشتن یاد و خاطرهً آنانی نیزاست که در بیدادگاه های رژیم کودتا مظلومانه سر در نقاب خاک کشیدند.
با وجود آن که آن جنایات درحافظهً مردم باقیست و فراموش نشده است؛ اما مسببین آن هرگز لازم ندیدند تا از زیر بارعذاب وجدانی خود را برهانند و به گوشه یی از آن اعتراف نمایند و ضرورت معذرت خواهی از مردم را دریابند.


سیر حوادث بعد از سقوط حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان به گونهً اتفاق افتاد که سران آن حزب نه تنها به محاکمه کشانیده نشدند؛ بلکه با استفاده از وقوع جنایات بعدی در صدد روپوشی جنایات خویش نیز بر آمدند.
همان طوری که خواننده خود درخواهد یافت بیشتر وقایع این مجموعه مربوط به دورانیست که نجیب در راًس مخوف ترین سازمان امنیتی استخباراتی و بعدها در مقام منشی عمومی حزب و رئیس جمهور کشور بود. خوب است آنانی که چند سخنرانی اخیردوران زمامداری او را معیارقضاوت در موردش قرارمی دهند و از او رب النوع زهد و تقوی می سازند، یک بارهم به رویدادهای خونینی توجه نمایند که در دورهً ریاست او بر «خاد» و دورهً ریاست جمهوری اش در کشور اتفاق افتاده است. زیرا سخنانی که از سر استیصال و درمانده گی گفته می شود با عملکرد دوران غُریدن از موضع قدرت متفاوت است؛ و نجیب که درین فنون استاد مُسَلم بود زمانی به تضرع روی آورد که شکست همهً راه های قهرآمیزسرکوب و کشتار را آزموده بود. هرگاه آن همه قساوتی که او به خرج داده بود نتیجهً دلخواه اش را در پی می داشت هرگز به مصالحه و آشتی روی نمی آورد. ازجانبی هم، در گفتار دم از آشتی و مصالحهً ملی می زد و همزمان درعمل در زندان های تحت حاکمیتش با مخالفین و دگراندیشان با قساوت و شدت رفتار می نمود. به گونهً مثال، زندانیان زندان پلچرخی را نه او و نه هیچ کس دیگری، با وجود تکرار هر روزهً شعار آشتی و مصالحهً ملی، از بند رها نکرد (به استثنای عده ی معدودی در اواخر ریاست جمهوری اش) با سقوط دولت نجیب، همهً کارمندان خاد و زندان فرار کردند و زندانیان خودشان از زندان خارج شدند. پس ترازوی عدالت در مورد نجیب نباید بر اساس لفاظی هایی باشد که او در ایامی بدان متوسل می شد که قدرتش رو به زوال بود. زیرا قضاوت تاریخ برمبنای اعمال و رویکرد انسان ها و جریان های سیاسیست؛ نه برمبنای آن چه که خودشان در بارهً خود می گویند.
خوشبختانه تعدادی از هموطنان زندان دیده به نگارش خاطرات زندان پرداخته و هر کدام در حد توان، چشم دیدهای خویش را نگاشته اند. اما کمبودی را که احساس می کنیم گِرد آوری گوشه هایی از خاطرات زندان دیده ها دریک مجموعه است. وقتی موضوع را با تعدادی از زندان دیده ها در میان گذاشتم، استقبال آنان باعث تشویق و پیگیری موضوع شد و عزیزانی هم با ارسال نوشته ها عملا" سهمگیری شان را ابراز نمودند که حاصل آن، مجموعه یی است که در دست داریم. 
ذکر این نکته را نیز ضروری می دانم که مسئولیت هر نوشته را نویسنده اش به عهده دارد و افزودن آن درین مجموعه، الزاما" به معنای تائید مواضع سیاسی آنان و یا عضویت من در یکی از آن تشکل های سیاسی نیست. نوشته های آن عزیزان نیز به همان شکلی به دست نشر سپرده شده اند که در اختیارمن قرار گرفته بودند.
اندوه من، هنگام انتشار این مجموعه، که به دلایل متعددی به تاًخیر افتاد، این است که دوست دیرین و زندان دیدۀ من، ضیاء نجاتی که با جبین باز، گوشه هایی از خاطرات زندانش را نوشت و در اختیارم گذاشت، سر در نقاب خاک مانده است و شاهد انتشار این مجموعه نیست. 
وظیفهً خویش می دانم از نویسنده گان محترمی که درین کوشش مرا همراهی کرده اند سپاسگزاری نمایم؛ زیرا بدون این سهم گیری، مجموعۀ حاضر به شکل کنونی صورت انتشار به خود نمی دید. آرزومندم زندان دیده های دیگر نیز به انتشار خاطرات شان مبادرت ورزند.
از تاریخنگار و نویسندۀ محترم آقای نصیر مهرین که در ویراستاری بخش اول این مجموعه سهم شایستۀ ادا نمودند؛ از دوست فرهیخته جناب هاشم بهروز که به پیشنهاد خودشان مصارف چاپ این مجموعه را قبولدار گردیدند و همچنان از انتشارات شاهمامه که در برگ آرایی و چاپ و دیزاین این مجموعه زحمات بسیاری را متقبل گردیدند؛ سپاسگزارم. 

                                                                        عتیق الله نایب خیل
                                                            سیدنی، آسترالیا، اسد ۱۴۰۰ خورشیدیَ
 

اخبار روز

03 جوزا 1403

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها