لويه جرگه ۱۹۴۱ و تلاش ساختن بينی خميری به رژيم خاندانی نادرشاه (از لابلای اسناد آرشيف انگلستان)

نخستين جلسه لويه جرگه ۱۳۲۰ هجری شمسی مطابق ۱۹۴۱ ميلادی «ساعت ۲ بجه بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۳ عقرب با شرکت يکهزار نفر  نماينده انتخابی مردم [؟]، ۱۰۶ نفر نمايندگان شورای ملی و ۴۸ نفر اعضای مجلس اعيان، هيئت وزرا و مأمورين عاليرتبه ملکی تا درجه مدير عمومی و صاحبمنصبان ارشد اردو تا درجه غندمشر،

اعضای جمعيت العلما و دارلعلوم ها در عمارت قصر سلامخانه با نطق افتتاحيه محمدظاهرشاه پادشاه افغانستان افتتاح گرديدکه در آن روز رياست جلسه را شخصا خود شاه بعهده داشت، در حاليکه جلسات مابعد را سردار هاشم خان صدراعظم و کاکای شاه رياست مينمود». (عبدالله مهربان، تاريخ جرگه های ملی در افغانستان، منتشره دلو ۱۳۶۱ ، ص ۱۴۵ ، به حواله روزنامه اصلاح، شماره ۷۶ مؤرخ ۱۷ ماه عقرب ۱۳۲۰ )
هدف ظاهری لويه جرگه 
شاه هدف ظاهری لويه جرگه را تبادل افکار و تصميم مشترک ملت و حکومت  در مسائل جزئی و کلی مملکت خوانده در نطق افتتاحيه اش گفت که «اجتماع همۀ شما در مرکز دو علت دارد. يکی اينکه من شخصا خواستم با بزرگان و نمايندگان ملت عزيز که ممثل آرزو ها و احساسات ملت ميباشد ملاقات کنم. و ديگر اينکه اوضاع حاضر که به اثر اين جنگ عالمگير [جنگ جهانی دوم] در ظرف مدت دوسال و چند ماه پيش شده است چنين مجلس را ايجاب ميکرد. 
شما همه ميدانيد که باثر اين جنگ در مدت کم تغيرات بزرگ نه تنها در اوضاع جغرافيائی جهان بلکه در تمام جوانب زندگی ملل پيش شده است. محارب و غير محارب را يکسان متأثر کرده است.مخصوصا درين چند ماه جنگ از غرب به جانب شرق کشانده شده است و آن مملکت هائيکه قبل ازين خود را از جنگ نسبتا دور نگاه داشته بودند به صدمات شديدی دچار شده اند.
پس بنابرين لازم شد که افغانستان که درين قسمت شرق موقعيت مهمی دارد درين وقت نازک در سياست خارجی خود که به اساس بيطرفی و صلح بود و هست در مقابل اين حوادث موجود طوريکه بايد و شايد غور و دقت کند و ملت و حکومت که هيچ وقت از يکديگر جدائی نداشتندو در مسائل جزئی و کلی مملکت يک دست بودند، تبادل افکار و تصميم لازم بگيرند».   (محمد علم فيض زاده، جرگه های بزرگ ملی افغانستان (لويه جرگه ها) و جرگه های نام نهاد تحت تسلط کمونست ها و روس ها، ص ۱۹۹ به حواله سالنامه ۱۳۲۰).    
هدف اصلی و اهميت اين لويه جرگه
اين لويه جرگه که اولين لويه جرگه سلطنت محمد ظاهر شاه بود، از لويه جرگه های قبلی متفاوت بوده و برای رژيم خاندانی اهميت حياتی داشت . 
رژيم خاندانی که قبل از آن سياست  زدوبند های پشت پرده و حفظ مناسبات با هردو جناح جنگ را اختيار نموده و به تعقيب اعلان بيطرفی اول سپتمبر ۱۹۳۹، به تاريخ ۱۷  ماه اگست ۱۹۴۰ برای باقی ماندن اتباع آلمان به مشاغل سابق شان رسما بيطرفی خود را اعلام کرده بود، با تغير وضعيت جنگ بخصوص وضعيت جديد ناشی از حمله مشترک روس و انگليس بر ايران و استعفای رضا شاه ، و از همه مهمتر گردن نهادن هاشم خان صدراعظم به خواست انگليس ها و روس ها برای  اخراج آلمانی ها و ايتالوی ها، که برخلاف مهمان نوازی افغانی مثال ريختن پترول بر آتش خشم و نفرت موجودمردم از رژيم خاندانی را داشت، در تنگناه شديد و خطرناکی قرار گرفته بود.  لذا فراخواندن اين جرگه بزرگ به ادامه تلاش های قبلی بدست آوردن پشتيبانی و حمايت سران اقوام  سمت جنوبی و مشرقی  و منسوبين اردو، آخرين و بزرگترين  تلاش حکومت خاندانی برای بقای رژيمش بود.  (برای معلومات بيشتر به مقالۀ خروج آلمانی ها در دوران جنگ جهانی و سياست دوپهلوی رژيم خاندانی نادرشاه از همين قلم مراجعه کنيد).
تلاش رژيم خاندانی برای ساختن بينی خميری 
هاشم خان و رژيم خاندانی نميتوانستند بصورت آشکار از دستور انگلیس ها در مورد اخراج آلمانی ها و ایتالوی هااز افغانستان خودسرانه اطاعت کنند چون اين کار بر نارضايتی مردم می افزود. لذا درين رابطه به دو اقدام دست زدند:
الف- تقاضای هاشم خان از انگليس ها برای ساختن بينی خميری   
بعد ازآنکه رژيم خاندانی به تعهداتش به آلمان پشت زده و به خواست  انگليس ها تسليم شد و تصميمش را در رابطه با اخراج آلمانی ها و ايتالوی هابه تاريخ ۱۷ اکتوبر از طريق راديو ستيشن کابل اعلام نمود، از انگليس ها خواهان گذشت های کوچک و ساختن بينی خميری شد.
يکی از اسناد آرشيف انگلستان  درين رابطه حاکيست که « صدراعظم و وزير امور خارجه اش بر یکسری امتیازات کوچک از سفير انگليس  ها  پافشاری نمودندکه هدف شان  دلیل تراشی عشق پاک حکومت شان  به استقلال و بی طرفی افغانستان بود. آنها خواستند تا هيچکدام از کسانی که اخراج ميشوند به دست شوروی نیفتند، و بريتانيا امنيت  و مصارف بازگرداندن آنها را تضمين  کند، و چندین امتیاز جزئی در رابطه با بکس ها و سفر شان از طریق هند… تضمين در مورد اكثر اين موارد به صورت شفاهی يا كتبی به دولت افغانستان داده شد و نکات ديگر هم حل و فصل شد».  (اسناد آرشيف انگلستان، سند محرمانه شماره ۴۳ مؤرخ اول نومبر ۱۹۴۱). 
ب- خرچ فراوان پول توسط انگليس ها 
تيخانف به استناد اسناد آرشيف روسيه مينويسد که «هاشم خان که نگران سرنوشت خاندان شاهی بود، آهسته آهسته به اندیشه اخراج آلمانی ها و ایتالیایی ها از کشور متمايل شد. انگلیس ها برای این که هاشم خان را به اتخاذ يک فیصله سودمند برایشان بکشانند، يکبار ديگر متوجه طلا شده و سبسايدی سالانه او را از پنج مليون به پنجاه مليون روپیه بالا بردند،  و همچنان به تعداد زيادسیاستمداران بلندپایه  افغان  نيز پول داده شد.   

فرانسیس اوآیلی [سفير انگليس] به تاریخ ۱۱ ماه  اکتوبر بدون آنکه از کسی نام ببرد، نزد میخاییلف [سفير روسيه] اعتراف کرد که: «ما به گونه منظم هدایای گرانبهایی می دهیم و تقریبا پول همه خریدهای گزاف خاندان حاکم برای نیازهای شخصی شان در هند را پرداخت می کنیم و رایگان به آن ها می رسانیم».  
تيخانف علاوه ميکند که در کابل، لانکاستر- رزدنت استخبارات انگلیس- آتشه نظامی در کابل- به نوبه خود مسؤل پخش بخششی ها بود. با این همه، حتی گرانبهاترین «هدایا» نمی توانستند از تنفر افغان ها نسبت به انگلیس ها بکاهند». (تيخانف، د جرمنی امپراتورۍ افغانی جگړه ، صفحات ۲۲۶-۲۲۷ / نبرد افغانی استالین -سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون - ترجمه های محمد طاهر کاڼی و عزيز آرانفر). 
آمادگی های لويه جرگه
قبل از آغاز لويه جرگه رژيم خاندانی  برای موافقت سران اقوام با تصميم خروج اتباع کشور های محور توسط هاشم خان دست به يکسلسله اقداماتی زده و  آمادگی های لازم را گرفته بود. به ولايات امر شده بود تا از هر ولسوالی سه نفر و از مراکز ولايات دو دو نفر نماينده به کابل اعزام گردند. قبل از انعقاد جرگه محمد هاشم خان صدراعظم با حضرت فضل عمر مجددی (نورالمشايخ) با هيأت کابينه، رئيس شورای ملی (عبدالاحد خان مايار) با تعدادی اراکين ملکی و نظامی دولت در محل رهايش وکلا (مکتب صنايع سابق، بعد ها مکتب حبيبيه و مکتب  عايشه درانی واقع باغ عمومی جنوب رودخانه کابل متصل گنبد تيمورشاه) حضور بهمرسانده اولا در اطاق های مختلف سر زده بعد در اطاق کلان عدۀ زيادی را بصورت خصوصی و خودمانی ملاقات و آنها را خوش آمديد گفتند.  از آن به بعد تا تکميل تمام نمايندگان و شروع جرگه وقتا فوقتا اراکين دولت از اعضای لويه جرگه ديدن ميکردند. (محمد علم فيض زاده، جرگه های بزرگ ملی افغانستان (لويه جرگه ها) و جرگه های نام نهاد تحت تسلط کمونست ها و روس ها، ص ۱۹۸). 
رشوه دادن انگليس ها برای جلب حمايت وکلای لويه جرگه از رژيم خاندانی
تيخانف به استناد از مواد آرشيف روسيه مينويسد که در لويه جرگه « هاشم خان موفق گردید نمایندگان را متقاعد سازد تا فيصلۀ اخراج اتباع آلمان و ایتالیا را از کشور تصویب نمایند. برای این که دلايل  هاشم خان بیشتر وزنین باشند، انگليس ها برای خریدن نمایندگان ده میلیون افغانی را به دسترس او گذاشتند».  (تيخانف، د جرمنی امپراتورۍ افغانی جگړه / نبرد افغانی استالین -سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون - ترجمه های محمد طاهر کاڼی، صفحات ۲۳۳-۲۳۴ و عزيز آرانفر به حواله یادداشت صورت مجلس دیدار میخاییلف با لانکستر، مؤرخ  4/7/1942 ، آرشيف سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند ۰۶، سال ۱۹۴۲، پرونده ویژه ۴، کارتن ۱۶، پوشه ۱۶۴، برگ ۵۸.)
انگليسها همچنان  وعده دادند همینکه نخستین گروه آلمانی ها افغانستان را ترک گویند، پنج هزار (۵۰۰۰)  پوند استرلینگ بدهند. مگر، حتی این تدابیرهم برای انگلستان تضمینی نمی داد که در هنگام برگزاری لویه جرگه، نمايندگان اقوام  [مناطق نزديک به] سرحد سخنرانی های شديد ضد بریتانوی نکنند .  (همانجا)
سفارت انگلیس در کابل، به خصوص  از سخنرانی ممکنه سپهسالار شاه محمود خان- وزیر حربیه که در میان قبایل از محبوبیت بسیار برخوردار بود، و با اخراج آلمانی ها از افغانستان موافق نبود، در برابر نمایندگان جرگه هراس داشت.  سردار داؤد خان قوماندان گارنيزون کابل (قوماندان قوای مرکز) نیز در زمینه با شاه محمود خان همنوا و هم داستان بود.  هاشم خان در آستانه گشایش جرگه به دشوار توانست آنان را متقاعد سازد، تا در جرگه به نکوهش اقدامات حکومت نپرداخته، و پشتون ها را به جهاد فرا نخوانند. (Hauner M. India in Axis Strategy. Germany, Japan and Indian Nationalists in the Second World War. Stittgart, 1981. P328.) 
هنگامی که سفارت انگلیس در باره توافق به دست آمده در حکومت افغانستان آگاهی یافت، هیلی- مستشار سفارت انگلستان با خرسندی و شادمانی به کزلف- مستشار سفارت شوروی اطلاع داد: «کنون دیگر باورمندی کابل به آن هست که این مهره های هوا دار آلمان جرئت نخواهند کرد در برابر هاشم خان بیستند... چون، این کار می تواند به خیزش قبایل پشتون در برابر حکومت کنونی بینجامد» . (تيخانف، د جرمنی امپراتورۍ افغانی جگړه /  ترجمه های محمد طاهر کاڼی و عزيز آرانفر، صفحات ۲۳۳-۲۳۴، به حواله یادداشت صورت مجلس کزلف با هیلی- مستشار سفارت انگلیس در کابل// بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند 071، سال 1941، پرونده ویژه 23، کارتن 196، پوشه 6، برگ 249.) 
سخنرانی زمرک خان ببرکزی در لويه جرگه
همانطور که انگلیس ها پیش بینی کرده بودند، هیچکس نتوانست جلو سخنرانی های ضد انگلیسی نمایندگان اقوام پشتون در لویه جرگه را بگیرد. بخصوص  انگلیس ها از سخنرانی زمرک خان، رهبر قبیله جدران  [ځدراڼ] بسیار نگران شدند. وی در جمع نمایندگان مجلس اعلام کرد که حاضر است در صورت نیاز بيست (۲۰)  هزار جنگجو را به جنگ با انگلیس ها بفرستد و می تواند تا مدت یک سال اسلحه،  آذوقه ، مصرف لباس و همه اقلام ضروری دیگر این بيست هزار نفر رانیز از پول شخصی خودش تأمين کند.
سرزمین و منطقه ځدران در مجاورت وزیرستان قرار داشته و مقامات انگلیسی در هند می دانستند که يکجا شدن نیروهای زمرک خان با سپاه [حاجی ميرزا عليخان] فقير ايپی چه تهدیدی برای آنها خواهد بود. (همانجا)
اخراج آلمانی ها قبل از لويه جرگه تکميل شده بود
اخراج آلمانی ها و ايتالوی ها نقطه عطفی در مناسبات رژيم خاندانی با قدرت های بزرگ بود. برخلاف آنچه در رابطه با اخراج آنها ادعا شده است، انجام اين پروسه چند روز قبل از داير شدن لويه جرگه صورت گرفته و داير شدن لويه جرگه برای تصميم  در مورد خروج  اتباع محور چيزی بيشتر از خاک انداختن به چشم مردم نبوده است.  برای وضاحت و درک اين مطلب و سرعت عمل هاشم خان در تطبيق عجولانۀ اخراج اتباع محور نظر مختصر به روزشمار  جريان اين پروسه عاری از دلچسپی نخواهد بود.
روزشمار خروج اتباع آلمانی و ايتالوی 
    بتاريخ ۹ ماه اکتوبر ۱۹۴۱ سفير انگليس ها در يک ديدار با هاشم خان  از او خواست تا در مدت يک ماه تمام اتباع غير رسمی کشور های محور را از افغانستان اخراج کند. 
    دو روز بعد(بتاريخ ۱۱ اکتوبر) سفير روسيه نيز به نمايندگی از اتحاد جماهير شوروی عين تقاضا را تکرار کرد.
    به تاریخ ۱۳ ماه  اکتبر به ساعت ۲ بعد از ظهر، هاشم خان، فرانسیس اوآیلی  سفير انگليس را نزد خود فرا خواند. در این دیدار، وزیران حربیه و خارجه نیز حضور به هم رسانیده بودند. هاشم خان به اوآیلی اظهار داشت که خواهد کوشید  آلمانی ها  و ایتالوی ها را طی سه ماه از کشور بیرون نماید.    مگر، اوآیلی از هاشم خان خواست این کار را در یک ماه انجام دهد. هاشم خان هم ناگزیر گردید در برابر او کوتاه آید. با این هم، نشاندهی کرد که فیصله نهایی در زمینه را لویه جرگه اتخاذ خواهد نمود. 
    بتاريخ ۱۵ اکتوبر نجيب الله خان مدير عمومی شعبه سياسی وزارت امور خارجه تسليم شدن به فشار متحدين (انگليس و روسيه) را توضيح داده و آرزوی حکومت خود را برای صلح و امنيت ابراز داشت. او از راديو گفت که حکومت افغانستان به صورت مکرر بيطرفی کامل خود را [؟] اعلام داشته است . او علاوه کرد که تقاضای هر دو کشور انگلستان و روسيه برای کشور دردناک است چون انکشاف افغانستان  از اخراج اتباع آلمان و ايتاليا متضرر و خساره مند ميشود. مگر تحمل اين رنجها و درد ها برای آنست تا صلح و دوستی و بيطرفی خود را به اثبات رساند [؟]. موقف بيطرفی افغانستان توسط مجلس وزرا و شورای آن تصويب و تائيد شده است. ذوات رسمی افغانستان توسط تبارز عزم متين و تصميم نهائی افغانستان برای تحمل همه گونه قربانيها در راه مقابله با وضع شدايد و محدوديت ها با حفظ آزادی و عزت و شرف خود [؟؟؟]حاضر و آماده است.   (ادمک، روابط خارجی افغانستان… به حواله اسناد آرشيف وزارت خارجه آلمان و همچنان  …؛ ادمک مينويسد که اين اعلاميه در روزنامه اصلاه به تاريخ ۱۸ ماه اکتوبر سال ۱۹۴۱ نيز بنشر رسيده است).  
    در بعد از ظهر ۱۷ ماه اکتوبر وزير خارجۀ  افغانستان به سفرای هردو کشور آلمان و ايتاليا اطلاع داد که اتباع غير ديپلومات هردو کشور بايد به سرعت و خاموشانه خاک افغانستان را ترک کنند.
    به تاريخ های ۳۰-۳۱ ماه اکتوبر سال ۱۹۴۱ تمام اتباع آلمانی و ايتالوی از افغانستان اخراج شدند.. «در عين زمان به سفير انگليس اطلاع رسيد که  جرگه بزرگ ملی که بنام لويه جرگه ياد ميشود،  برای هفته اول ماه نومبر ۱۹۴۱ در کابل فراخوانده شده است.
«سفير انگليس به صدراعظم  و وزیر امور خارجه به  اهمیت تخلیه آلمانی ها و ایتالوی های غیر ديپلومات  قبل از تشکیل جلسه لويه جرگه اشاره کرد تا مامورين محور نتوانند از این موضوع برای ایجاد دردسر برای دولت های انگلیس و افغانستان استفاده کنند…تا تاريخ ۲۵ اکتوبر سفارت انگليس پاسپورت های ۱۵۳ آلمانی (۶۷ مرد، ۵۱ زن و ۳۵ طفل) و ۲۲ ايتالوی (۷ مرد، ۶ زن و ۹طفل) را تسليم شد و منتظر رسيدن پاسپورت های حدود ده نفر آلمانی ( همه شان مرد) بود». (اسناد آرشيف انگلستان، سند محرمانه شماره ۴۳ مؤرخ اول نومبر  ۱۹۴۱، ص ۲).
در سند فوق الذکر آرشيف انگلستان همچنان ذکر شده است که «فراخواندن لويه جرگه شايد تا اندازۀعلامت ضعف موقف نيمه ديکتاتوری صدراعظم باشد، اما بايد بخاطر داشت که او به گمان قوی نمايندگان را از طريق ايجنت هايش انتخاب خواهد کرد و آنها نسبت به اعضای پارلمان، که قبل از اعلان تصميم دولت راجع به قبولی خواست انگليس ها و روس ها با آن مشوره نموده بود، ساده تر خواهند بود…در دوران مذاکرات راجع به اخراج آلمانی ها و ايتالوی ها ، خطر عمده اين نبود که حکومت يحيی خيل شايد خواست ما را قبول نکند، بلکه اين بود که ايجنت های محور بتوانند اطاعت به اين خواست شانرا بشکل تجاوز استقلال افغانستان ارائه و ازين موضوع برای اتحاد جناح های ضد انگليس و ضد يحيی خيل استفاده نموده با سقوط حکومت افغانستان يک وضعيت هرج و مرج سياسی را ايجاد کنند که به نفع کشور های محور باشد. با وجوديکه اخراج اتباع غير ديپلومات آلمانی و ايتالوی تأمين شده است، اما موجوديت سفارت ها و شبکه های توطئه چين پا برجا بوده و خطر انقلاب در افغانستان رفع نشده است. بحيث آخرين وسيله، بقای سلطۀ يحيی خيل در کشور به کمک اردو و  دادن رشوه به نيروهای نظامی، ملا ها، افراد قومی و ناراضی بستگی دارد… کمک مالی به حکومت افغانستان يک موضوع بسيار حساس بوده، زيرا شواهد نزديکی بسيار زياد بين انگليس و يحيی خيل ميتواند توسط دشمنان ما به خرد شدن هردو مورد استفاده قرار گيرد».  (همانجا، ص ۳).
قبولی پيشنهادات ديکته شدهٔ هاشم خان در لويه جرگه
روزنامه اصلاح در شماره ۷۵ مؤرخ ۱۵ عقرب ۱۳۲۰ نوشت که «جرگه بعد از استماع بيانات سردار محمد هاشم خان صدراعظم، بيانات سردار شاه محمود خان وزير حربيه و نورالمشايخ حضرت فضل عمر مجددی را پيرامون اوضاع سياسی جهان و افغانستان و تصاميم دولت افغانستان  در زمينه موقف سياسی آن در قبال جنگ جهانی دوم و طرق استرداد مستخدمين و کارمندان آلمانی و ايطالوی به اوطان شان استماع و تصويب ذيل را اتخاذ نمود که توسط  نورالمشايخ حضرت فضل عمر مجددی به حضار قرائت گرديد که با کف زدن ها آنرا تائيد نمودند».
در تصويب نامه آمده است که «ما نمايندگان ملت افغانستان به موجب اختياراتیکه از مؤکلين ما بما داده شده است [؟] و برای لويه جرگه به کابل آمده ايم، بعد از آنکه بيانات عاليقدر جلالتماب وزير امور خارجه را راجع به گذارشات عالم و جريانات سياسی افغانستان تا امروز استماع و در آن غور و دقت نموديم [؟] بيان ميداريم که خط مشی سياسی که حکومت اعليحضرت المتوکل علی الله تاکنون تعقيب نموده مطابق آرزو های ما بوده کاملا درست است لذا ما نمايندگان لويه جرگه سياست بيطرفی کامل [؟] را که تا حال نگهداشته و در آينده هم بطور قطعی و حکم بايد حفظ شود، تصديق مينماييم».   
در اسناد آرشيف انگلستان با رضايت از نتايج اين لويه جرگه آمده است که «جرگه توسط صدراعظم، که هیچ نشانه ای از دست دادن کنترل خود بر کشور را نشان نمی داد، به خوبی اداره شد. انتخاب سخنرانان او در این بحث احتمالاً نشان‌دهنده اضطرابيست تا نشان دهد که سیاست او از حمایت ملاها و آن دسته از وزرای کابینه برخوردار است، که اخیراً گفته ميشد با تصمیم او مبنی بر اخراج اتباع غیردیپلماتیک محور مخالفت کرده‌اند. با این حال، در ارزیابی اهمیت جرگه به‌عنوان نمایش همبستگی ملی، باید این واقعیت‌ها را در نظر گرفت که تالار جرگه پر  از جمعيت بود و کل امور به صورت يک نمايش صحنه مدیریت می‌شد.
۱۱۵۰ نماینده در کابل با بودجه دولت پذیرایی شدند، به همه سفرخرچ بسيار سخاوتمندانه داده شد، و قبل از برگزاری اولین جلسه، از  زاویه ديد دولت  آگاه شدند. زمان جرگه نیز خوب بود، تا زمان ملاقات، اتباع  آلمان و ایتالیا قبلاً افغانستان را ترک کرده بودند، و تقاضاهای بیشتری از سوی متفقین مطرح نشده بود، و صدراعظم توانست در فضای آرامش نسبی از جرگه درخواست رای اعتمادکند». (اسناد آرشيف انگلستان، سند محرمانه شماره ۴۵ مؤرخ ۱۴ نومبر  ۱۹۴۱، ص ۲).
ديده ميشود که اين لويه جرگه هم مانند اقدامات متعدد رژيم خاندانی يک اقدامی بود بعد از اجرای يک عمل انجام يافته  و خاک انداختن به چشمان مردم . علاقمندان تاريخ معاصر کشور فراموش نکرده اندکه چگونه رژيم خاندانی يک روز بعد از شهادت غلام نبی خان چرخی یک پارچه ورق به نام سند اثبات جرم به کابینه فرستاد  و وزرای بلی‌گو و روحانیون "جمعیت‌العلما"  آنرا تصویب و در جراید نشر کردند.
(پايان)
 

اخبار روز

07 جوزا 1403

BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان BBC ‮فارسی - صفحه افغانستان

کتاب ها